حله میخواستم
بالاخره جایگاهمونو مشخص
کنم
یون جونگ
چهار دست و پا بیا
سگ خوب
از این به بعد
هرچی این دوتا بخوان
هر کاری که دلشون
بخوادو
انجام میدم
خودمو کامل میسپارم بهشون
و اسباب بازیشون
میشم
من
نمیخوام اینو
نمیتونم جلوی
شما دوتا اینطوری
باشم
در نهایت به خودت
بستگی داره پروفسور
پس بزن به چاک
جقی الفا
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
خوشم نیومد
که همینطوری رفت
با وجود تو
میخواستی چیکار کنه؟
باید محکم میزدم
به کصش
هاها
خداروشکر خودتو
کنترل کردی
فک میکنی
زیاده روی کردم؟
وقتی نمیخواد
نمیشه به زور نگهش داشت
ولی یه بار دیگه
هم چک میکنم
چک؟
همم
هر چی
بخوای رو من
قبول میکنم
ولی اگه کسی
بخواد باهات سکس
کنه
اونو دیگه نمیتونم قبول کنم
مخصوصا اگه به حرفات
گوش نده
منم همین حسو دارم
پس دیگه چیزی
درموردش نمیگم
میخواستیم
بریم دیت ولی یکمی
دیر شده
اره منم خستم
بیا بریم بخوابیم
دیت برای بعد
عاااه
دویئون
میخوای اینطوری
بخوابیم؟
اره
باشه ولی
خوابم نمیبره اینطوری
اوووی؟
هعی
خرررر پوووف
سلام استاد
من یانگی ام
یه دانشجوی بیزنس
سلام
خوشوقتم
به لطف شما
از ریز مدیریت هم خوشم اومده
یه سوال ازتون
داشتم
گفتین که اگه....
بلا بلا بلا
بلا بلا
بلا بلا بلا
اینم میخواد منو
بکنه؟
منطقیه
اینم یه پسره دیگه
ولی...
امکان نداره
کیرش اونقدر باشه...
احتمالا دیگه هیچوقت
اون مزه رو حس نکنم
استاد؟
عاه ببخشید
دوباره باید بحث رو
نگاه کنم
اوه خوب
منطقیه که این
سوال برات پیش بیاد...
مغزم از کار افتاده
جز سکس به چیزی
فکر نمیکنه
میدونم دیگه
هیچوقت اونطوری ارضا نمیشم
هیچ کس اونطوری
کصمو جرر نمیده
مـ من فعلا
میرم
هااا
نباید به این
زودی پشیمون بشی
اگه میدونستم
اینطوریه بدنم
اون موقع نمیزدم بیرون
امیدوارم با گذشت
زمان بهتر بشه
زود برگشتی
هاه؟
هااااه؟
سلام استاد
سلام پروفسور
دفعه اولمه
که بیرون دانشگاه دیدمتون
سودام؟
چرا اینجایی
شنیدم اتفاقای بامزه ای
افتاد
منم اومدم
منطورتو نمیفهمم
اصلا چطوری درو
باز کردین؟
خودت بهم یاد دادی
فراموش کردی؟
بهم اجازه دادی بیام
تو
اون موقع بود؟
بیهوش هم شدم
ممکنه چیزایی گفته
باشم که یادم نمیاد الان
سودام
انگاری نمیدونی وارد چه
ماجرایی شدی
پس بهتره که بری
نه استاد
سودام از توهم
بهتر میدونه
دویئون هم همینطور
در مورد چی؟؟؟؟
در مورد
اتفاقی که قراره بیفته
میدونی
سودام قبلا تجربش کرده
میخوام همینکارو
جلوی تو و شوهرت بکنم