چپتر 95
اوه میخوای
چکار کنی؟!
تو گفتی کسی مثل
من ندیدی منم ذوق کردم
انداختمت تو آب
مشکلی هست؟
بگیرمت کردمت!
معلومه بهشون
خوش میگذره
اره
خوبه
کی میخوای
بری سراغشون؟
منتظر فرصت
مناسبم.
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
کانگ جویونگ
تو میخوای با یوری
بری مسافرت؟
عه من؟ نه بابا
داره دروغ میگی
دیدم دارین
باهم حرف میزنین
منم میخوام
باهات بیام!
میدونم یوری
خیلی هزینه کرده
نمیشه حداقل
اونو در نظر بگیری؟
باشه
پس توئم باید
منو در نظر بگیری
باهم میسازیم
اگه یوری با این
مشکل نداشته باشه
واقعا فرشته است
ولی یه مشکلی هست...
«چطور این برده جرات میکنه
اینطوری حرف بزنه؟»
داره به این فکر میکنه...؟
اگه اینطور بود عجیب
نبود.
فقط چند روز از زمانی
که اینطور بودم گذشته.
اینطوری جلوی جفتشون
پوزیشن گرفته بودم
کصمو در معرض دید گذاشته
بودم
حتی با فکر کردن بهش
عرق شرم میریزم.
پس اشکال نداره اینطوری
باهاش حرف بزنم...
نه، من قبلا هرچی
میتونستم بهش بدم.
ها؟ چی گفتی؟
پشتیبان
الو؟
بله دویون
کمک ازت
میخواستم
چرا شما دوتا انقد
صمیمی شدین؟
نکنه به خاطر
رقابتشونه؟
با این حال...
توئم اون یکیو دوست
داری؟
دویون نباید با یوری
همکاری کنه...؟
شاید بهتر
باشه به یوری
بگم...
نه ولش کن
اونا خودشون برا
خودشون رفتن دیگه
بذار حداقل فعلا
یوری نگرانشون
نباشه.
به چی فکر
میکنی؟
یوری؟
اوم...خیلی گرمه
دلم نمیخواد برم
بیرون.
میخوام بدونم به
چی فکر میکنه
شاید دستپاچه
بشه...
آه
هی
به چی فکر میکنی؟
چرا انقد شق کردی
هههه
شنیدی؟
گفت شق
کرده
وقتی اینطوری
بهش دست میزنی فقط
به یه چیز میتونم فکر
کنم...
چی میتونه
باشه ، کیرشه
دیگه هاهاااا
وای اون عالیه
یوری دیگه
تو دردسر افتادی
گفتی دخالت نمیکنی
پس بهتره ساکت باشی
به نظر نمیاد یوری
هنوز متوجه چیزی شده
باشه
به نظرم یکم عقب تر
وایسی بهتر باشه
عه؟
مطمئنی نمیخوای
کاری بکنم؟
واو چقد حشریه
هاها
باید بهشون فضا
بدیم هه هه
اوه نه حتما
صدامونو شنیدن
چیکار کنیم...؟
چه اهمیتی داره
صدامونو بشنون؟
گور باباشون!
هاااا؟!
وایسا چکار میکنی؟!
همسایه ها شاید بشنون!
مهم نیست،
بی صدا انجامش
میدم
عاااه؟!
هااع...
هاااعع...!
همسایه بغلی چه فکری
میکنه؟
چقد چندش،
اخه انقد سر صداشون
باید زیاد باشه؟
اون از قبل رفته به
پذیرش گزارشون کرده
نگران نباش.
برای هرچیزی زمان
و مکانی وجود داره،
حیوون که نیستن
اره واقعا...
مثل سگ دارن
ناله میکنن
ببخشید ولی :
هاپ هاپ...
مثل جنده های
ارزون ناله میکنی
با فکر کردن به کسایی
که نمیشناسیشون تحریک
میشی؟
آره عاشقشمم...
لطفا به گاییدن من
ادامه بده ارباب...
حقیقت اینه که تو اون آدما
رو میشناسی، دویون و هانوئل.
صبر کن...اگه غریبه
نباشن چی؟
نه اونا اسم یوری
رو گفتن
چطور ممکنه
بدونن اون کیه؟
هی آبجی
کوچیکت چشه؟