قسمت 11
کسی که امروز
داشت یواشکی
نگامون میکرد..
تو بودی آره
سانبای؟
نه نه من نبودم!
اصلا نمیفهم درباره
چی داری حرف میزنی
ولی مطمئنم اون رنگ
چشما مال توئن
اصلا تو دانشگاه هیچکی
رنگ چشماتو نداره
با خودت چی
فکرکردی؟
نه منظورم...
حتما باز داشتی یه گوهی میخوردی
که نمیخواستی بقیه ببین ولی یکی دیده
حالا اومدی میندازی گردن من
آره همینه؟
خودتو نزن به اون راه سانبای
میدونم سکسمو با دویون دیدی
تازه فقط درحد حدس بود
ولی بعد این واکنش هات مطمئن شدم
تا کی میخوای وانمود
کنی چیزی ندیدی؟
دارم جدی میگم
نکنه عقلتو از دست دادی؟؟
هاااا؟!
راست یا دروغشو کاری ندارم
ولی آخه دانشگاه جای
انجام اون کاراس؟!
حتی نمیدونم چرا داری
دربارش حرف میزنی
برعکس باید هرکاری از دستت
برمیاد برا پینهان کردنش بکنی
عه نمیدونستم
واقعا شوخیت گرفته؟!
احتیاط که نمیکنی
به درک
حالام داری همه جا
پخشش میکنی
اصلا هرچی بگم کمته
فقط یه کلمه میگم
روانی تو بخدا قسم!
کنار گذاشتن عقلانیت
بخاطر لذت نفسانی
مطمئنی اصلا حیوونی
چیزی نیستی؟
انگار خودش تا حالا
سکس نداشته
البته مخاطب تموم این حرفام فقط تویی ها
یدفع فکرنکنی دویون هم دارم میگم
همون ابلهی که
درکونی به ارشدش زد
خب باشه من حیوون!
ولی خودت چی؟
هاااا؟! من؟؟
البته قصد
جسارت نباشه
ولی افتادی اینور و اونور
از دوستت و یه حیوون جاسوسی میکنی
خب این اسمش میشه چی؟
همینطور که گفتی
ما مثل حیوونا بدن هامونو
بهم میمالیدیم..
و ناله های شهوت
انگیزی میکردیم
همینطور مایعات بدن
که عملا یچیز کثیفه
همه جا ریخته بود
ولی از همه اینا بدتر
تو تا لحظه آخرشو نگاه کردی
باشه اعتراف میکنم
فقط داشتم ازونجا رد میشدم
اتفاقی دیدمتون
بخواییم از یه دید دیگه
بهش نگاه کنیم منم قربانی بودم
که اینطور ها؟
چه قربانی جالبی
که تا تهشو میبینه
یا شایدم باید
از خود دویون
سانبای بپرسیم
ببینیم بنظر اون
تو جاسوسیشو کردی
یا نه صرفا فقط قربانی بودی
چییی؟؟؟
نه نمیکنی ها!
چرا نکنم؟ مگه خودت
اصرار نداری فقط قربانی بودی؟
پس مقصر نیستی دیگ
وقتی دارم میگم
نه یعنی نه!
گوشیو بده من!!
پس چرا اینجوری
رفتارمیکنی؟
آخ باشه باشه
میدمش ول کن
حالا گوشیشم بگیرم
چه فایده ای داره؟
وقتی خود دویون تا
یکم دیگه میاد اینجا
عه سانبای وایس!
لااقل بگو کجا
داری میبریم؟؟
بیا اون
دهنتم ببند
یوری؟
جویونگ!
پس کجان؟
نکنه چون یکم دیرکردم
ول کردن و رفتن؟
الو یوری
پس کجایی؟
رفتی خونه؟!
نمیتونی بیای؟
آخه چراا؟!
خب کاش زودتر میگفتی
رفتم کلی خوراکی خریدم
دیگه شرمنده
یکدفعه ای شد
حالم خوب نیست
نه تو ببخش
یهویی ازت خواستم
بریم بیرون
باشه پس مراقب
خودت باش
فردا میبینمت
منم منتظر میمونم
تا جویونگ بیاد
نه چرا اتفاقا اونم اومد
گفت خستس میره خونه
بزار بهت زنگ میزنم!
ععع!!
کی بهت اجازه داد
تو لپ تاپم سرک بکشی؟؟
بابا کاری نکردم که
فقط حوصلم سر رفته بود
گفتم برم تو اینترنت
اگه حوصلت سر رفته
پس گورتو گم کن!
نمیفهمم چی زد به سرم
که آوردمش خونم
ولی وقتی
صورتشو
میبینم..
نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
و یاد چطور گاییده شدن دویون میفتم
همین یه مدت پیش
توی اتاق..
از شدت حشریت
به سیم آخر زده بودم
و با فکر جویونگ
داشتم خودمو میمالیدم
حتی ارگاسمم شدم
بعد الان همون آدمو
نه تنها آوردم خونم
بلکه تو اتاقم!
نمیدونم چرا احساس میکنم..
پیشش کاملا لختم
انگار وقتشه دیگه
وارد عمل بشم
فقط نمیدونم تهش چی میشه
ممکنه بدتر بگا برم
یعنی اگه جواب نده
باید حتی گورمم
از دانشگاه گم کنم
میگم نونا..
تخت راحتی
داری ها؟
هاااا؟!
ععع!!
چیکارمیکنی؟؟
بزارم زمین
واقعا یعنی
نمیخوای
انجامش بدی؟
اونم بعد همه اینا
که آوردیم خونت
چرا چرت میگی؟!
آخه چرا باید با تو
انجامش بدم؟؟
مگه با دوستم
دویون قرار نمیذاری؟
اتفاقا همینو بگو
چرا دوستت دویون باید
با کسی مثل من قرار بذاره؟
پس چی؟!
چه رابطه ای
باهم دارید؟؟
بنظر من که هیچی
ولی یادمه آخرین بار
سانبای گفت..
اگه انقدر میخوای
سکس داشته باشی..
منم ازت به عنوان دیلدو
محرک استفاده میکنم
این تقریبا رابطمونه
جدی؟!
پس زیاد فکرتو
مشغولش نکن سانبای
فقط کاریو کن که میگم
تا بعدش منم هرکاری
بخوای میکنم
خب چرا شلوارتو
نمیکشی پایین؟
بیا ببینیم اون آشغالت
چقدر چشمگیره
عه چه غلطی میکنی؟؟
نگفتم شلوار من احمق!
بدون حتی یلحظه هم تردید
بهم دست میزنه!
عااهه
عااهه
یعنی اشکالی نداره
بهش اجازه بدم اینجوری
رهبری رو بدست بگیره؟
آخه من
سانبای ام
آهای!
حرومزادهه
این دیگه چه
حس کوفتیه؟
انگار بدنم وصله به برق
اصلا نمیتونم تکون بخورم
واکنش هاش خوبه
از چیزی که انتظار داشتم
خیلی حسش شدیدتره
انقدر که هنوز هیچی نشده
دارم ارضا میشم
خوبه که انقدر
سخت تلاش میکنی..
ولی میتونی همین الان
جلوشو بگیری
چرا؟ من تازه
شروع کردم
بنظرت من از اون دسته آدمام
که از عشقبازی با زن لذت نمیبره؟
اصلا مگه همچین
آدمایی هم هست؟
وقتی من بگم هست
یعنی هست
حالا گمشو اونور
نچ!
عه!
نمیذارم در بری!
جیغغغ!
عااههههه!!
وایساااا
جویونگ
بس کن!
اگه اینجوری
باهاش ور بری..!
نههه
!!
هاههه
اههه
بسهه
عااهههه!
بازم اومدم
اینبار به زشت ترین
شکل ممکن
سانبای
حالت خوبه؟
نمیدونم دیگ
عوضی
قسم میخورم زنده
پاتو از این در بیرون نذاری
وقتی بهت میگم
بس کن...
هیچ فکرکردی داری
چه غلطی میکنی؟؟
آخه جوری
نگاش میکردی که
انگار میخواییش
امروزو میگم
اون لحظه...
من که توش مشکلی نمیبینم
با خودت روراست باش سانبای
همین چند روز پیش
اون نشسته بود روم
آفرین
آهه سانبای!
همینه
ولی حالا همه چیز
کامل برعکس شده