جقی آلفا قسمت ۸۰ از ۱۱۹۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
قسمت 80
عااه
مشخص نیست منم
که دارم سرویس میدم
یا اونا...
ولی اونقدر
حس خوبی داشت
دیگه هیچ کدوم
از اینا مهم نیستن
لازم نیست تا
این حد پیش بری
چی؟ خودتم می‌دونی
ازش خوشم میاد
آره...خُب
آره، راست می‌گی،هاهاها
تازه شستنتم
اونقدرا سخت نیست
گفته بودم امروز هوات رو دارم
پس تا آخرش انجامش میدم
باشه پس... منم فقط می‌شینم
و این محبتت رو تماشا میکنم
تنگ نیست؟
نه، حتی بوبیکم
جا میشه
بوبیک دیگه چیه؟
سگ پدر و
مادر یوری
هاهاها
حتماً خیلی گنده‌ست
آره، یه سگ
هاسکی بزرگه
عوع
واقعاً بزرگه
وااو
یهویی
چی شد؟
واااو
اوه
هی، خودت کنترل کن
اومدیم دوش بگیریم
داری چیکار میکنی؟
چه غلطی
میکنی یوری؟
میخوای اون کیر گنده
رو بکنی توی دهنت؟
انگار خودت قبلاً
نکردیش توی دهنت
فقط سرشُ
لیس زدم
نه
چی؟ چی
میگی!؟
من خودم از
دهنت گاییدمت
هی، اون...
تو بودی که یهو
کردیش توی دهنم
چه فرقی میکنه
حقیقت اینه که تو قبلاً
تمام کیرم رو کردی
توی دهنت
فقط هم این نبود
تا ته حلقت رفته بود
از دهن گاییدش؟
نکنه راجبه اون
روز حرف میزنن؟
اینقدر راجبه گذشته
حرف نزنیم، اومدیم دوش بگیریم
پس بیاین زود از اینجا
بریم بیرون
خیلی هم ازش
نگذشته‌ها
هاااه
انگار دویون
حشرش زد بالا
خجالت نمیکشی؟
دوستت اینجاست
تو باعث شدی اون
دختر معصوم فاسد شه
آره، قابل قبوله
مشکل اینه که من
کارم از فاسد شدن گذشته
جویون کانگ
منم میخوام از
دهن گاییده شم
جنده‌ی
مازوخیست
برو روی تخت دراز بکش
و دهنت رو باز کن
دوستم دویون سئو یه
دختر با اعتماد بنفس، قوی
و سرسخت بود
من همیشه خیلی
ظریف و شکننده بودم
فقط نقش دخترای
سرسخت رو بازی میکردم
ولی...
اگه اینجوری شکسته شه...
بیخیال، پس چرا
دوش گرفتیم؟
حالا هر دوتامون
دوباره کثیف شدیم
خودت خواستی
دویون سانبا
همش همین
بود دویون؟
جویونگ کانگ
دویون داره خفه میشه!
اینجوری بنظر میاد؟
اگه میخوای بس کنم
خودت بهم بگو دویون سانبا
از خیسی کصت که
معلومه نمیخوای تمومش کنم
کصت خیس شده
ازم میخوای بهش سیلی بزنم؟
همم
اگه اینجوری بشکنی...
هی، جویون کانگ
من
میخوام با منم
همینکارو بکنی...
چطور کارمون به
اینجا کشید؟
امروز قرار بود
شفای روحانی داشته باشیم
نه اینکه سکس کنیم
قرار بود روز متفاوتی بشه
کلی حرف زدیم
ولی آخرش مثل
همیشه شد
ولی ... تو مطمئنی
این رو میخوای یوری سانبا؟
دویون سانبا همیشه
یه جنده‌ی مازوخیست بود
میخوای به کص نرم و نازت
سیلی بزنم؟
همینکه با ممه‌هات
بازی کردم برات کافی بود
لازم نیست بیشتر از این پیش بری
ولی اگه خودت میخوای...
هااع
هااه
هااه
تو هم یه جنده‌ی
مازوخیست شدی
توی مدرسه مثل
ملکه‌ها بودین...
ولی الان، به شکل
گاییده شدن همدیگه
حسادت میکنین
خجالت‌آور ه اگه
همینجوری ولتون کنم
همینجوری دراز
نکشین...
باشه
بیاین نزدیک تر
و...
اینطوری شد که ارزشمندترین
قسمت بدنمون توسط مردی که دوستش
داشتیم تحقیر میشد
و در کنار هم ارضا شدیم
هااع
هااه
هااه
امروز خیلی عالی بود
آره
دویون سانبا
تو هم یه شات بزن
نه، نمیخوام
اینا...
پایان

قسمت 80 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 81

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت