جقی آلفا قسمت ۴۴ از ۱۱۹۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
قسمت 44
دورشم پر پرو
پاچست
میگی پرو پاچه؟
ریدم
ولی واقعا داره
رو مخم میره
بکشیمش؟
آره
برید کنار
ما هملکاسیمونو
لازم داریم
ها؟
اینطوری بود که نقشه
هام خراب شد
پاشید کصخلا
اینم نتیجش بود
که جالبم بود
یا شاید...
چطور اوضاع به
اینجا رسید؟
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺Geralt🐺
این اخریش
بود؟
نه یوری هم
یکی داره
آه
چرا اینقد
زیادن
دارم بگا
میرم
فک کنم زیاده
روی کردیم
اصلا کارامونو کردیم
یا فقط مست بودیم؟
اینو به سونگی
میگی؟
مطمئنم سونگی
میزنتت
هه هه
این جنده همش اذیتم
میکنه یه روزی انتقام
میگیرم
هنوز بطری ویسکی
که بردیم رو باز نکردیم
نه؟
اره قرار شد با
بقیه بخوریم
بهشون بگو گمش
کردی
چی؟ واقعا؟
هاهاها
با عواقبش مشکلی
نداری؟
عواقب؟
خب ما بردیمش
و مال ماست
اینو به سونگی
بگو
هعی
ولش کن
تو هم اتاقی
منی
میارمش خونت
بعدا
ایول
سونگی اگه آدم
بهتری بودی این
اتفاق نمیفتاد
مثل من
باید اتوبوس قبل
رفتن چک کنم
یه احمق سال پیش
ایرپادشو جا گذاشته
بود
ها؟
احمق غش
کرده
کسی بیدارت
نکرد؟
چته؟
بزار بیدارش
کنم
فک کنم دیشب
بهش خوش گذشته
هه هه
برا اولین بارش
زیادی هیجان زده
بود
چرا با خودت
صحبت میکنی؟
چیکار داری
میکنی یوری؟
تو دوستی نداری؟
چرا تنهایی اینجا
خابیدی؟
خابم برده خب
الان خوبی؟
اوه
فک کنم
هعی... اگه دوستی داشتم
الآن میتونستم باهاشون سوپ
بعد مستی بخورم
ولی اینطور که تو گفتی، اینگار من
دوستی ندارم.
اصطلاح: اصطلاح سوپ مستی به نوع خاصی
از گفته نمیشه، تمام سوپ هایی که در کره صرف میشه
رو بهش میگن.
چقدر نرم و آروم شدی.
تو قبلا فقط گستاخ بودی،
ولی الان یه شخصیت بد دیگه بجاش
اومده.
تو کلا غیر قابل باوری.
نمیدونن چرا این حرف هارو
دارم ازت میشونم وقتی برات ناهار
خریدم.
دارم‌ ميگم که نگران‌ نباش.
نیستم، اولین بارت
نیست که همچین حرفی میزنی، هاها..
به چی میخندی؟
اینگار که من دارم
با یه خارجی سوپ مستی
میخورم، عجیبه.
پس چرا از این صحنه یه
عکس نمیگیری بزاری
اینستا ؟
میتونم ؟
اگه بخوای بعدش
بمیری.
اوه
اگه یکم فکر کنی
میبینی توهم خیلی تغییر کردی
سونبا.
من؟ چطور؟
چطور نمیدونی؟!
تو قبلا اینجوری بودی که
مکالمه باهات سخت بود.
تو هرچي من میگفتم بخ کتفت
میگرفتی و دنبال بهونه بودی
منو اذیت کنی.
بهم فحش میدادی، منو میزدی
بهم دستور میدادی!
در عجب بودم‌ چرا
تو شبیه خلافکار ها رفتار
میکردی.
اگه واقعا اونجوری
رفتار میکردم..
یکم شرمنده.
هاها.. نگرانش نباش.
خیلی از پسرا بهم حسودی میکنن.
چرا ؟
بهرحال ،اینکه شخصیت جدیدت
رو دیدم سوپرایز شدم.
معلوم شد تو اینقدر مغرور نیستی.
میتونی خوبم باشی..
هیچوقت فکر نمی‌کردم روزی باهم
سوپ مستی بخوریم.
یعنی
این بخطار اینه که
تو گفتی بیایم..
خیلی خوبه، این حس رو
میده که من یه همسایه
خوب و عالی و قشنگ دارم..
اینگار که یه دوست
دارم.
هنوز مستی؟
ذاری چرت میگی..
من فهمیدم چرا باید همسایه
یا نونا یا دوستت باشم..
شاید بخطار اثرات سوپ
باشه.
تو آروم و
صمیمی شدی.
چی؟!
اگه خوردنت تموم شد
بلند شو بریم!
یوری سونبا ؟
یه دقیقه پیش بخطار
زور گفتن بهم معذرت خواهی
کردی.
اوه!
اوه، شرمنده
اوه
یوری سونبا امروز
عجیب شده.
هرچی که میگم سرخ میشه
و میدرخشه.
کانگ جویونگ ،ام‌روز میخوای چیکار
کنی؟
من؟ هیچی
میرم خونه بخوابم.
آره ؟
تو همین حتما خسته شدی، برو خونه
استراحت کن.
میخوای بیای خونه
من استراحت کنی ؟
هههه
ها؟ مرسی
ولی چرا باید بيام اونجا؟
خونم نزدیک تره.
کلا پنج دقیقه فرق
مسیره.
ولی‌ چیزی که
مهمه اینه که
اگه برم خونه فعکک
نکنم پلن استراحت باشه..
با دایون، اون همیشه اول مقاومت
میکنه بعد وا میده..
ولی اون هیچوقت برای سکس
اول درخواست نمیکنه.
خب، با در نظر گرفتن این...
اون همیشه از تحقیر شدن
حین سکس رنج میبره، حتی اگه
نقش بازی کردن باشه فقط.
خواستن همچین چیزی هم
قطعا براش خجالت آوره.
این‌جور که معلومه این دختر..
بیشتر به لذت های نفسانی
اعتیاد داره نسبت
به اون مازوخیست منحرف.
باشه، یوری سونبا..
بریم خونه شما.
اوم...
تو دیگه بدون اینکه بگم تخمام
رو میخوری.
چیه ؟ چرا این‌جوری نگاهم میکنی؟
من اون صدا ازم در اومد چون
خارش گرفت، پس کفرم رو ساک بزن.
خیلی بزرگه، فکم درد میگیره.
با این امروز
کارتو راه بنداز.
از کی تابحال این اینقدر
مشتاق شد؟
بخطار اون روز بود که بعد کلی
اصرار آخر گذاشت ممه هاش رو بگیرم؟
یک برده خوب، چی
ازین بهتر؟
میخوای بکنی تو؟
آره.
ارتباطت چشمی، تو
این پوزیشنش.
مثل این میمونه دو تا
عاشق دارن سکس میکنن.
یه بخش من خيلي خجالت
میکشه و سختشه...
ولی بازم فکر نمی‌کنم این خیلی بد باشه..
یوری دوست داره همیشه ازین نوع
سکس ها با من داشته باشه؟
اوه، راستی جویونگ،
تو کاسپلی دوست داری؟
خیلی یهویی بود.
هیچوقت فکر
نکردم راجبش.
اگه بگم آره میخوای
امتحانش کنی ؟
نه من همین
الانم یکی خریدم..
چی؟
کدومو بیش‌تر دوست داری؟
گاو یا خرگوش؟
هاهاها،،
بیا بهش فکر کنیم کنیم،
یوری از الکل بدش میاد.
ههییی...
حاضر جواب رو نگاه
کن.
فک کردی داری چیکار میکنی
پسر کوچولو؟
کوچولو؟
آره کصخل خان...
تو کوچیکترین فرد اینجا
هستی...
شاید الان بنظر خوب بیاد،
ولی شاید هنوز مسته.
برای اینه اینقدر
عوض شده.
هنممم
من واقعا جای خوبی
ندارم تا اینو قایم
کنم...
من ازین کارا نمیکنم، برای همین
میارمش تو خونه یوری.
پایان

قسمت 44 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 45

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت