قسمت 02
هی تنبل خان
همیشه سرکلاسا
خوابت میبره؟
حتی نمیدونم کی
خوابم برد
هه
اصلا فهمیدی معلم
درس چی داد؟
بیخیال کتابتو بازکن
خودم بهت یاد میدم
من و هانول سه سال دبیرستان رو
پیش هم تویه کلاس بودیم
از اینجا
تا اینجا
هی شما دوتا
خوب باهم کنار میایین
نکنه قرار میزارین؟
اگه ناراحت نمیشید
تا شایعشو پخش کنم
نه ما فقط
داشتیم...
هه چی
داری میگی؟
آخه ما چیمون
بهم میخوره؟
با اینکه سه سالش رو
تویه کلاس باهم بودیم..
ولی تا فارغ التحصیلی
هیچ رابطه خاصی نداشتیم
تا اینکه سر
یه اتفاقی..
رابطمون زیرو رو شد
تازه از اون به بعد بود که
یکم شروع به تغییر کردم
جقی آلفا
بچه ها بریم
یچیزی بنوشیم
چه یهویی
چیزی تا شام نمونده
بنظرم تا اونموقع
بچه هارو جمع کنیم
منظورت از بچه ها کیان؟
همین خودمون دیگ
اگه بفهمن توهم هستی
قطعا با سروکله میان
هه نه بابا
به هرحال اگه تو نیای
منم کنسلش میکنم
باشه میام
هاها
پس بچه هام
خبر میکنم
انقدر این مدته رو پروژه هاشون
مشغول بودن که دیوونگی
زده به کلشون
دختر خوشگل و مظلومیه نه؟
میخوام بهش نزدیک شم
والا منم که دخترم
میخوام بهش نزدیک شم
هه
میخوره مهربون باشه
پس حتما
دوست میشه
دوستی هم
بد نیست
راستش جویونگ
بهت حسودیم میشه
چون جفتتون نماینده کلاسین
همیشه باهمید
اتفاقا بخاطر هیچ و پوچ
حسادت میکنی
از اینکه همیشه باهاشم
کلافم کرده
راست میگه بابا
الکی حسادت میکنی
اصلا تا حالا
یبارم شده دست
همو بگیرین؟
همینو بگو
کاش تا الان یبارم
دستاشو گرفته بودم
خیخی
حتی اگه بهشون بگم
باورم نمیکنن
که هانول
هروقت خواستم..
برام خورده
هی احمق خان!
چرا داد میزنی؟؟
چون جوابمو نمیدی
بیا امروز با بچه ها
بریم نوشیدنی بزنیم
به هانول و دایونگ
و جون هم گفتم بیان
شرمنده ولی من و هانول
نمیتونیم بیاییم
هاا؟! نمیتونیم؟؟
چه غلطا!
اینکه خودت
نیای به درک
چرا جلوی اومدن
ینفر دیگم میگیری؟
راستش من از خدامه
ولی بخاطر اون شخص نمیتونم
به محض اینکه کلاس تموم شد
گورتو گم میکنی میای
اون کیه؟؟
همون دانشجوعس
که این ترم برگشته
سئو دویون سانبای
نمیدونم چطور
ولی شورا...
آره من شدم
رئیس شورا
س.سلام
ولی لازم نبود
بهشون بگی
به هرحال..
ارشدا این دختر
گلمون رو خواستن
پس من باید
ببرمش
ای بابا
ما حتی هنوز جشن
افتتاحیمون روهم نگرفتیم
بدون هانول عمرا
از پسش بربیاییم
خب که
چی بشه؟
یه جشن سادس خودتون
برگزارش کنید دیگ
آخه با جود هانول
بچه ها جمع میشن
اگه ببریش
چیکارکنیم؟
درحال فکرکردن
میتونیم بپیچیمشون
عه!
درعوض جویونگ رو
با خودت ببر
آهای!
من نماینده
کلاستونم ها
حالا اگه نریم
فکرنکنم اتفاق
خاصی بیفته
هاها
تو با من میای تا
نوناهای خوشگل رو ببینی
نوناهای شورا
خوشگلن؟!
به چی زل زدی؟
هوس کتک
کردی ها
آخخ
لعنتی
هاها
میدونم داری به
یوری فکرمیکنی
نماینده کلاس
دویونگ اومدی؟
سلام به همگی
بیا اینجا بشین
پس هانول کجاست؟
فقط این عنترو برداشتی آوردی؟
با خودم گفتم سال اولی ها
انگلکش میکنن
براهمین آوردمش
نه که خیلی محبوبه
عه جویونگ اومدی؟
نونای خوشگلت
دیگه از دست رفته
احمق
گمشو
کجا برم وقتی
تازه اومدم؟
اونی که مسته
باید بره خونه
ببین کی
زبون بازکرده
کوچولو چطور
جرات میکنی
جواب پس بدی؟
منظورت چیه
از کوچولو؟
معلومه دیگ
کوتاه ترین پسر اینجایی
قبول دارم ولی
قد منم بد نیست
تازه اسم نمیبرم حالا
یکیتون قدش از منم کوتاه تره
من که اوکیم
اتفاقا خودتو گفتم
من درعوض
تویه جای
دیگه بزرگم
هاها بدجور مسته
هه!
منم
همینطور
ولی حیف نمیتونم
نشونت بدم
هی پسر دیوونه شدی؟؟
اسکل
اعتماد به سقفو برم
بده ما ببینیم
عه دویون!!
عه وا چیکارمیکنی؟؟
مگه خودت ازم نخواستی
باهات بخوابم؟
منم قبلش باید
سایزشو چک کنم
من کی همچین
چیزی خواستم؟!
خب یعنی نمیخوای
با من انجامش بدی؟
اگرم احساس میکنی
بهت دست درازی شده
بیا توهم دست بزن
من که مثل یوری
تلف نمیشم
فکرکرده من کم میارم
نه خانم من
خرتر از این حرفام
البته دلمم میخواست لمسشون کنم
حالا که خودش گفته چرا نکنم
ترجیح میدم
اونور بشینم
فکرنکن میتونی
از دستم فرارکنی
اصلا حالا که اینجوری شد
خودم میشم ساقیتون
بیایید
ععع!!
ولی اون که سوجوعه
نه آبجو
چون دیر کردیم
زود بریم بالا
من نیازی به
عجله کردن ندارم
سعی نکن
انقدر فرارکنی
فردا اول صبح
کلاس دارم
نمیخوام امشب
زیاد مست کنم
نترس مجبورت که نکردم
تنهایی بنوشی
بدبخت میخوای پیک رو از دست من بگیری
باید از خداتم باشه
عجب
حرکتی
ایولا
گلوپ
قطعا حال میده
باشه به
یه شرط مینوشم
اینکه لاو شات بریم
پس جفتشو
خودت بخور
ععع!!
خیلی بهتر از چیزی که
فکرمیکردم دووم آوردی
انقدر نزن به کمرم
دارم میمیرم
عه ببخشید
آهه
تا پای مرگ با الکل
کشوندنم
حالت خوبه؟ اگه میدونستم
آستانه تحملت تا این حد پایینه
کمتر میدادم بخوری
یجوری پشت سرهم
پیک هارو میرفتی بالا
فکرکردم تحملت بالاست
حتی اونی هم که
تحمل بالایی داره
انقدر دووم نمیاره
چرا نتونه؟
ولی میگم
عجب هواییه ها
میخوای تا پیاده روی کنیم
حالت جا بیاد
سودام بیا اینجا
ترجیح میدم برم خونه
استراحت کنم
نباید اینو میگفتم؟!
ببخشید اگه امشب
خیلی اذیتت کردم
میبخشی که؟
نچ!
خیخی
چش شد یهو؟
فقط میخواستم..
باهم تنها بشیم
میخوام یه تجربه خوب
بهت بدم
بزرگ شدیم
دیگ نه؟
باید منظورمو بفهمی
الان که فکرمیکنم..
پیاده روی هم
بد نیست
بچه ها
شماها برید
بریم؟!
چرا با جویونگ رفت؟
اتفاقی که قرار نیست
بینشون بیفته ها؟
فکرکنم دفعه قبلی هم
یه همچین چیزی گفت
نظرت دربارشون چیه؟
حتما باید میخواد
سر به سرش بزاره
درکل شخصیت
پیچیده ای داره
اونجا که خیلی
جای قشنگیه
چطور نمیدونستی؟
پس کجا غذا میخوری؟
من که یه رستوران
نزدیک سالن کنفرانس
پیدا کردم بیشتر اونجام
یا کافیه تریا
اونجارو نمیدونم ولی
غذاهای کافه تریا
به چندش بودنش معروفه
تقصیر بچه هاس
بهت نگفتن
یه صحبت چرت
این بود
تجربه خوب؟
عه رسیدیم
اینجا من
زندگی میکنم
عه جدی؟! خیلی نزدیک تر از
اون چیزیه که فکرمیکردم
آره مسیرم کوتاس
مگه تو کجا
زندگی میکنی؟
منم همین اطرافم
اونطرف تقاطع
خب پس توهم همین
نزدیکی هایی..خداروشکر
واسه چی؟
داشتم به این فکرمیکردم
که اگه محل زندگیت دوره
بهت کرایه تاکسی بدم
کرایه تاکسی؟!
ممنون که منو رسوندی
پیاده روی
خوبی بود
دیگه میتونی بری
وایسا ببینم!
پس اون تجربه خوبی که
ازش حرف میزدی چی بود؟
هه احمق
با نونا جون خوشگلت
پیاده روی کردی دیگ
پس انتظار چیو داشتی؟
انتظار ها..؟
اونموقع زیاد اهمیت ندادم
البته هی
بهشم نمیخورد
مطمئنم یه باکره
بازنده بیشتر نیست
تا فارغ التحصیلی
بازیچه خودمه
ولی انگار این
بازیش با آدماس
میبینمت
یعنی منو به چشم
یه مرد نمیبینه که
تا در خونش آورده؟
ولی اشتباه بزرگی کرده
بهت گفتم میتونی بری
چرا افتادی دنبالم؟
توکه نامرد نبودی
لااقل یه لیوان آب بهم بده
دارم میمیرم از این همه
الکی که مجبوری به خوردم دادی
هاهاها
باشه بیا هرچقدر
میخوای آب بخور
اصلا میخوای یه فروشگاه هم
همین نزدیکیاس تا بهت پول بدم
بری هرچی عشقت میکشه بخری
نه مرسی
همین آب کفایت میکنه
هرجور راحتی
پس همین دم در منتظر باش
تا برات بیارم
عه!
چیکار
میکنی؟!
یوری راست میگفت
بهت رو بدن..
پررو میشی
مگه آب نمیخواستی؟
خب وایسا تا...
هومم!
نفهمیدم
خیلی غیرمنتظره بود
انگار خیلی
هیجان زدس
احتمالا بخاطر الکله
حتما صبحم میاد
معذرت خواهی
و اگه شایعی هم درباره
کاری که باهام کرده پخش نشه
پس مشکلی نداره
جای نگرانی نیست
شاید اینجوری بتونم
با ترسوندنش هم
افسارشو کامل بدست بگیرم
فشار*
ععع!!
ولی چیزش
واقعا بزرگه ها
انگار بلوف نمیزد
فکرنکنم فقط با
بوسیدن راضی بشه
هرچند اجباری که نیست
میتونم همین الان
جلوشو بگیرم
ولی تو بوسیدن
خیلی مهارت داره
اتاقم نامرتبه
اشکالی نداره
نه چرا مهمه
عه!
آهه
هاههه
نه یلحظه وایسس
هی با توام!
هنوز فکرمیکنه
قدرت داره
ولی حالا که بدنش
تحریک شده..
حتی نمیتونه
مقاومت کنه
اون ممه های
شیطونش..
که از همون اول
چشمم بهشون بود..
حالا تو دستامن
اهه!
هومم
هننن!
وایساااا
هااااع!
نمیتونم..!
عااهه
عااهه
بسه..
حق نداری
هاههه
آخرشم کامل
لختم کرد
منم نتونستم
جلوشو بگیرم
به عنوان محبوب
ترین دختر از
نظر پسرا..
سانبای سکسی
و شیطون
حالا..
چه حسی داره..
توسط کسی که از بالا به پایین
بهش نگاه میکردی لختت کنه؟
الان کی با کی
داره بازی میکنه؟
چطور ممکنه
انقدر بزرگ باشه؟
از این روز به بعد
رابطمون زیرو رو شد