یکمی سخته
تو این پوزیشن
ولی رها کردن عقل و
منطق تو این موقعیت
بازم کار انسان هاست
ولی وقتی
چشمامون همو دید
فهمیدیم امروز
فرق میکنه
جقی الفا
ترجمه اختصاصی سرراست 🐺 Geralt 🐺
بین اون لذت
میتونستم ببینم
که یکمی ناامید شده بود
ولی چیکار میتونم بکنم؟
رابطمون فقط همینقدر غیر
منطقی میتونه دووم بیاره
عاااح
واای
ههع
اگه بشنون
صدامونو تو دردسر
میفتیم
اگه نمیتونی اروم
بمونی بیا بریم بیرون
مشخصه اگه بریم
چه اتفاقی میفته
چون اگه برسیم به تخت
همه تلاش هام فرو میریزه
عاشق شنیدن
ناله هاتم
میدونستم نباید
میذاشتم منو بیاره اینجا
هنوز خیلی مونده،
نباید ارضا بشیا
ا اما
هه
باشه امروز با
این میبندمت
…؟
وقتی خوب
بسته بشی
دیگه چیزی
نمیتونی بگی
اگه نمیخوای همین
الان مقاومت کن
اگه چیزی میخوای
بگی همین الان بگو
اگه بدون گفتن
چیزی اونو بذارم
تو دهنم...
فقط توی این اعتیاد
به سکس غرق میشم
باشه
تصمیمتو بگیر
…
هانیول
دهنشو باز کرد
ولی نه برای حرف زدن
دختر خوب
حالا به جای فکر
و خیال الکی
فقط ارضا شو
ایـ این…
چیه؟ نمیدونستی
میخوام
اینکارو بکنم؟
اگه میخوای
از چیزی
مراقبت کنی
نباید میذاشتی
ببندمت
عاااااوح
هاااع
الان جز
یه سوراخ برام
هیچی نیستی
مممم
مممممم
اهممم
چی بود؟
به زبون سوراخ بلد
نیستم حرف بزنم
منمننمم
ممممه
عجب دختری داری
از شدت ارضا شدن به
خودت جیش میکنی؟
دیوونه شده؟ البته
تو این موقعیت کاری
از دستش برنمیاد
دستاش بستس
و کیرم تو کونشه
احتمالا داره غر
میزنه که بازش کنم
جویونگ
همم؟
عاشقتم
پس اینکارو نکن
بذار بغلت کنم
شاید اون استرس
نداشت من بودم…
شاید میترسیدم که
از رابطمون بره بدون
اینکه کاری بکنم
چون میدونستم
چقدر…
قشنگه که ادمی که دوستش
دارم منو دوست داشته باشه
مشکل اینه که هانیول
دیگه تنها نیست
یوری سودام و
بقیه هم هستن
عجب کیر
گناه کاری
واسه
همین الان
باید موقعیتم بینشون
رو تثبیت کنم