قسمت 61
تو قبلا فقط یه
لبخند ریز بهم میزدی.
ولی الان بگایی مطلق شده
بدون حتی اندکی خجالت.
اون کارش تمومه...
ولی این چهرت هم خیلی
قشنگه، سودام.
اون رابطه بهرحال
تموم شده...
شایدم با یه سکس نهایی تمام یشه..
مادرجنده
کدوم جاکشی داره بهم
پیام میده..
چیییی؟!!!
کدوم بیناموسی
اینو فرستاد؟!!
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
فکر کردی کدومه خری هستی؟
هرکی هستی خیلی کصخلی که باهام
در افتادی.
من کیم؟
نمیدونم...
ولی قطعا غریبه نیستم..
پس کی هستی
مادرکصه؟
چیه، ترسیدی جواب بدی؟
برام مهم نیست کی
هستی ولی اگه فکر کردی از
همچین شوخی ای جون سالم بدر میبری..
شوخی؟مطمئنی ؟
بیا خودت ببین اینجا چخبره..
باشه، جاکش، همونجا
واستا دارم میام.!!
اصلا مهم نیست این شوخیه
یا نه، بهرحال میکشمت!!
اوخ،خیلی بلند حرف
میزنی قطع میکنم.
قطع نکن مادر کصه!!
هعیییی
ننه کونیییی!!
مهم نیست کجا بری
دستم بهت میرسه.
مهم نیست چقدر خوب پنهان بشی،
بازم پیدات میکنم.
هعی بچه کونی،
صبر کن دستم بهت برسه.
سرتو خورد میکنم!!
جوری حرف میزنیم اینگار
یکی فرار کرده.
چیی؟؟
کانگ جویونگ؟
اینجا چیکار میکنی؟
صبر کن.
تو بودی ؟
تو کصخل مادرجنده،
چطور جرئت کردی با من شوخي کنی؟؟
واو، تو هنوز فکر
میکنی شوخی بود.
تو نمیدونی اینجا
بودن من چه معنی ای
داره نه؟
فکر کردی من اینجام تا
باهات یه شوخی کصشر کنم؟
کصشر نگو و درست
صحبت کن وگرنه لهت میکنم.
چی میخوای بهت بگم؟
همچیو که برات
فرستادم.
کارهایی که با
دوست دخترت کردم.
جنده...
باشه!
اگه حرفت تموم شد،
قراره بمیری!!
اوخخ!!
آیییی
آخخخ
هوم
بگیر که اومد جنده!!
فکر کردی کی هستی
ها؟؟
حالا که منو گرفتی،
بعدش چیییی
هممم
اوخخخ
آیییی
تو مادرجنده بعد اون
کتک هایی که خوردی هنوز سرت رو
کونت در نیوردی!!
آره، راست میگی.
بعد اون فهمیدم تو همچین
گوه خاصی هم نیستی.
چی گفتی بچه کونی؟؟
هیچ کدوم از مشت هات..
درد نداشت، جاکش!!
اندازه بزرگت تنها معیارت
برای قلدری کردن بود؟
از چیزی که انتظار
داشتم زودتر کص و کونت یکی شد.
اوه صبر کن،
هنوز تموم نشده.
چییی؟
من کدوم گوریم؟
هنوز خونه سودام
هستم؟
منو کتک زد؟؟
چجوری ؟؟
پس کانگ
جویونگ کجاست..
هاییییی
آهههه
اوممم
هایییی
اون مادرکصه کونی
داری چه غلطی میکنه..
اون میدونه من اینجام..
بازم..
هایییییی!!
اون چیه دیگه ؟؟
چرا اینقدر بزرگه؟؟
با اون یوو سودام
رو گایید..
من هرگز سودام رو..
اینجوری ندیدم..
فاک ،دارم چیکار میکنم؟
چرا مثل کصخلا قایم شدم؟؟!
باید برم اونجا و
بزنم ننشو بگام.. ولی..
آخخخ
سودام ،میدونستی
یونگ سو هم اینجاست؟
چییی ؟!
دوست دخترش جلو چشماش
داره گاییده میشه،
ولی اون نمیتونه کاری کنه
چون یه کصخل ترسو بیناموسه!
پس پشت اون دیوار
مخفی شده داره صدای مارو
میشنوه!
دارم نقش بازی میکنیم؟؟
هاهاها..
به یونگ سوک همون چیزی
که به من گفتی رو بگو..
دقیقا چی گفتم..؟
بدو.
هاییییی
اومم یونگ سوک،
من هیچوقت..
از سکس با تو لذت
نبردم!
حتی تورو به عنوان یه
مرد هم دیگه حساب نمیکنم..
چون...
کیرت کوچیکه!
و یه جقی
نابالغ هستی
که آبش خود به خود میاد..