کافئین قسمت ۶۵ از ۶۵۵۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸
قسمت 65
گذشته‌ها
گذشته!
آبجی!
رییس: کجایی؟
میام دنبالت😅
کافئین
همش به دوست دخترم
دروغ میگم
چی شده؟
مشکل چیه؟
میترسم اگه بفهمه بین
من و اون دختر چه اتفاقی
افتاده ترکم کنه
اون اکسم نیست
ولی گذشته‌ی زیادی
با هم داریم
چیزی که مربوط
به گذشته‌ست رو
لازم نیست راجبش
چیزی بگی
آره، دقیقاً
ولی با دروغ سرش
رو شیره مالیدی
پس احتمالاً هیچ مدرکی
از اتفاقی که افتاده نیست
ولی اگه نمیتونی
تا ابد مخفیش کنی
بهتر نیست بهش بگی؟
اگه خودش بفهمه
بهش دروغ گفتی
حس میکنه بهش
خیانت کردی
و اعتمادش
رو از دست میدی
درست میگه
مثل یه ترسو
از حقیقت فرار میکنم
احتمالش کمه
ولی اگه سوهی بعداً
خودش بفهمه برام
خیلی بد میشه
سوهی
رییس!
با دوستت
بهت خوش گذشت؟
آره، خوب بود!
امروز چیکار کردی؟
من!؟
یه کیک خریدم
که با هم بخوریم
عالی شد
دلم یه چیز شیرین میخواست
هه هه
خیلی باهوشم، نه؟
راستی رییس
تا حالا بهم
دروغ گفتی؟
چی؟؟
این از کجا
دراومد سوهی؟
چرا اینجوری نگاهم میکنه؟
انگار همه چی رو فهمیده
سعی کن
درست جواب بدی
تا حالا بهم
دروغ گفتی یا نه!؟
من...
آره!
ببخشید سوهی
وقتی رسیدیم خونه
همه چی رو بهم بگو
باشه، پس بریم!
حداقل خوشحالم
این بار دروغ نگفتی
اووف
با خودم میگفتم
یه روز همه چی رو بهت میگم
ولی عذر میخوام
که اینقدر دیر شد
یادته اون روز که...
از سفر برگشتیم
یه زن اومد دیدنم؟
آبجی دایون؟
تو چطور...
بیخیال
ادامه بده
من قبلاً
عاشقش بودم
چطوری بهش بگم؟
بعدش اون بهم
گفت دوستم داره
چطوری بگم که
ازم عصبانی نشه؟
چانوو که نمیدونست
چیکار کنه همه چی رو
براش تعریف کرد
فقط جزییات سکسشون
رو نگفت
ولی الان میدونم تو
ارزشمندترین داراییم
توی این زندگی هستی
مرسی که
بهم گفتی رییس
ولی یه چیزی کمه
شنیدم بهش کمک کردی
خیانت کنه تا حسادت یه
مرد دیگه رو برانگیخته کنه
پس الکی با
هم قرار میذاشتین؟
چرا نگفتی که
با هم خوابیدین!
ها؟
باهاش خوابیدی
یا نه!؟
خب...
۱) نه بابا، سکس چی هست اصلن!؟
۲) باهاش خوابیدم ولی قبل از این
بود که با تو وارد رابطه شم
۳) این چه ربطی
به رابطه‌ی ما داره؟
۴) راستش، من ترجیح
میدم تو رو بگام
۵) یهویی دلم درد گرفت
اینجوری میتونی فرار کنم
۶) میدونم گوه زدم
ولی اینجوری نمیشه
سوهی، میدونم
گند زدم...
ولی جوری که تو...
ها؟
یه اپلیکیشن هست
که مکانت رو رصد میکنه
معمولاً پارتنرها این
اپ رو، روی گوشی‌های
همدیگه نصب میکنن
منم برات دانلودش کردم
رییس
هنوز بکگراند گوشیت
رو عوض نکردی؟
حالا که حرفش شد
بیا یه عکس بگیریم
میذارمش بکگراندت
سوهی
بیخیال
ولم کن!
کلیدش کجا بود؟
چی؟
خودت پیداش کن
پایان

قسمت 65 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۷ روز دیگر

۳ آبان ۱۳:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کافئین
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت