قسمت 56
سوهی
عع
عجب...
بگاییای شد!
کافئین
عووخخ
جونگمین
با دوست دخترم
کاری نداشته باش
قسم میخورم
بهت گفتم
عااع
بهت گفتم...
امشب برو
یه جای دیگه بخواب
من رو به تخم
چپتم نمیگیری؟
حرفای من
برات بی ارزشن؟
چطور جرات کردی
به سوهی دست درازی کنی
حرومزاده!
اشتباه برداشت کردی
داداش
دهنتُ ببند!
بچه کونی!!
عااخ
اگه من حرومزاده
هستم، تو هم حرومزاده ای
تو!
رییس!
من نمیگم
آدم خوبی هستم
نمیدونی کی
خفه شی!
بعد از اینکه
کتکم زدی
حس بهتری دارم
انگار یه باری
از روی شونههام
برداشته شد!
مرسی داداش
میخوای یه چیزی
بهت بگم؟
من واقعاً
فکر میکنم...
این موضوع
رو باید بدونی...
چیکار میکنه؟
راجبه سوهیه
دوست دخترت...
بس کن
تو قول دادی بهش نمیگی
لطفاً نگو!
برات عالیه
داداشی
کی نظر تو رو خواست؟
حالا گمشو
هی، بهش بگو
سوءتفاهم شده
از خودت حرف درنیار
از حموم که
بیرون اومدم یهویی
اونو دیدم و شوکه شدم
و افتادم زمین
اون دید مچپام
ضرب دیده، یکم
پماد روش مالید
نگران نباش
من فقط از اون
کثافت عقده داشتم
امروز یه
گوشی خریدم
بهش پیام دادم
نیاد اینجا
ولی بازم اومد
سوهی!
ممکن بود هر
لحظه لو برم
چون فکر میکردم
با هم رابطه ندارن
مثل احمقا فکر میکردم
اگه فراموشش کنم
همه چی درست میشه
ولی رییس
قراره چقدر دیگه...
با داداشش
روبرو شه؟
و هر بار باید
این حس رو
تجربه کنم
از ترس مثل
بید به خودم میلرزم
اگه جونگمین تصمیم بگیره
که همه چی رو خراب کنه
همه چیز بین
من و رییس
تموم میشه
بهترین تصمیمی
که میتونم بگیرم
چیه؟
نور کثیف
نمیشه!
از بین نمیره
و کسی نمیتونه
فریبش بده
این کلمات خیلی برام باارزشن
نمیتونم بی معنیشون کنم
رییس
باید یه چیزی
بهت بگم
شاید این احمقانه ترین
تصمیم زندگیم باشه
احتمالاً رییس ازم
متنفر میشه و
پرتم میکنه بیرون
ولی حتی اگه
عشقمون کثیف بشه
نمیخوام مخفیش کنم
من، یه بار...
قبل از اینکه
با هم باشیم...
نمیخوام کسی رو فریب بدم
نمیخوام عشقمون نابود شه
با برادرت...
خوابیدم!
خداحافظ رییس
من دیگه میرم
میدونستم
ها..؟
میدونستم
باهاش خوابیدی
چی؟
چطور...؟
کی بهت گفت؟
اون شب که
با هم رفتیم بیرون
وقتی برگشتم
جونگمین داشت با
گوشی حرف میزد
گوشی رو
بده به من!
خیلی مسته
نمیتونه سر پا وایسته
باشه
الان میام
نمیخواستم فالگوش
وایستم ولی....
صدای تو رو که
شدیداً مست بودی
از پشت گوشیش شنیدم
سلام
همم؟
دیشب رفتی خونه؟
روز بعد با همون
لباسا اومدی
سر کار
آره... ممنون
برادرت که
خونه نمیاد، نه؟
و وقتی بعد از
تعطیلات طولانی ماهیانهام
برگشتم به کافه
تو با اینکه جونگمین
رو خوب نمیشناسی
سراغش رو گرفتی
آره، بیشتر
روزا خونهی
دوست دخترشه
دوست دختر!؟
پس دوست دختر داره
تا جایی که میدونستم
تو و جونگمین با هم
در ارتباط نبودین
راستش یه مدتیه
که ندیدمش
درواقع، سعی میکنیم
با هم روبرو نشیم
چی...
چی داری
میگی؟؟!
پس قبل از اینکه
با هم وارد رابطه شیم
میدونستی!؟
آره
برات مهم نبود؟
چطور ممکنه؟
نه اینکه
مهمنباشه
چون اون جونگمینه
همونی که دایون
رو ازم دزدید
راستش دلایل زیادی داشت
که مطمئن نبودم باهات
وارد رابطه شم یا نه
هنوزم این خیلی
اذیتم میکنه
ولی...
اصان درست نیست
بخاطر این موضوع
تو رو پس بزنم
نمیتونم بخاطر
اتفاقاتی که قبل از
رابطهمون افتاده تو
رو سرزنش کنم
و اون موقع هم...
من بودم که تو
رو توی اون وضعیت
قرار دادم
اگه کسی قرار باشه
انگشت اتهام رو به سمتت بگیره...
اون من نیستم
چون مسئولیت
اون اتفاق با منم هست
این مشکلیه که با هم
بهش غلبه میکنیم سوهی
من بهت نیاز دارم
چی میگی...
رییس؟ مسخرهست!
تو این جملات رو
از قبل نوشته بودی
تا باعث شی
بیشتر حسگناه کنم؟
تا اینکه حس کنم
آدم خیلی بدیام؟
ببخشید رییس
نمیدونی از اول رابطه
چقدر زجر کشیدم
میترسیدم تا
ابد تنها بمونم
حس میکردم
دلم خالی شده
آره
میدونم چه
حسی داره
خیلی خوب میدونم
تموم شد
بدون هیچ
پشمونیای
دایون رو رها کردم
و سوهی
رو ناامید نکردم
فقط باید اینقدر
ادامه بدم تا قلبم
فقط عشق سوهی
رو حس کنه
محکم بغلم کن
تا هرگز ازت دور نشم
رییس
حتی اگه بدنم
تیکه تیکه شه
مشکلی نیست
میخوام باهات
سکس کنم
منُ بگا رییس
بریم اتاق؟
نه!!
همینجا
همین الان
بدنم داره
آتیش میگیره
باشه
عاشقتم رییس
عاشقتم
میخوام همه چیزم
رو پیشکشت کنم
میخوام همه
چیزم رو به
تو ببخشم رییس
اگه ممکنه...
میخوام تا ابد
با تو باشم
خوبی سوهی؟
الان... توی
این لحظه...
حتی اگه بسوزم
و بمیرم، مشکلی ندارم!