قسمت 58
صبرکن سوهی
بیا یذره استراحت کنیم
آاع!
میتونی بعداً بخوری
حتی شامم نخوردم
عه
نمیشه بیخیال شی
تو رو خدا..؟
روز بعد
عاع..عه
بیدار شدی؟
عووم
عووم
عااممم
نمیشه امروز...
خونه بمونیم؟
چی؟
هنوز اون بمبای
حموم تموم نکردیم
میخوام وقت بیشتری
باهات بگذرونم
فکر نکنم
بتونیم
هووم
میدونم
گفتم شانسمُ
امتحان کنم
خوشحالم با تو
خوبه حالم با تو، خوبه!
سوهی
قدرت بدنیش
خیلی بیشتر از
تصورمه
نکنه مخفیانه
ورزش میکنه...؟
یه چیز دیگه...
بگو
باشه، عاشقتم!
بگو عاشقمی!
بگو خیلی
خیلی عاشقمی!
چطوری بگم؟
انگار خیلی
میچسبه به آدم
همش میخواد
بهش بگم عاشقشم
حالا که
فکرش رو میکنم...
اون دوراز خونوادهش
زندگی میکنه و تک فرزندم
هست، یعنی برادر و
خواهری نداشته
از دانشگاه هم
مرخصی گرفته
نمیدونم با هیچ کدوم
از دوستاش در ارتباط هست یا نه؟
ازش بپرسم؟
خب، فکر نکنم
جای نگرانی باشه
مگه نه؟
رییس!
رییس!
کافئین
دایون نسبت
به قبل خیلی
عوض شده
حس میکنم...
آره، قبلاً پرانرژی تر
و سرحال تر بود
البته باعث میشه
به عنوان یه مدل
خاص تر بشه
ولی الان خیلی
سرد و رسمیه
حس
پوچی دارم
چیکار کنم
حالم بهتر شه؟
احمق! واقعاً
نمیدونی؟
برو با هر کی
دیدی سکس کن!
هر چی بیشتر
بهتر!
مخصوصاً پسرایی رو
انتخاب کن که
دوست دختر دارن!
هاهاها!
نباید فقط تو
زجر بکشی!
سکس بهترین درمانه!
هرگز اینکارو نمیکنم
خفه شو
هه هه هه
پس این حس پوچی
تو رو از درون میخوره
دایون
پروژهی سنگین
و طولانیای بود
میخوایم برای شام
بریم بیرون و جشن بگیریم
تو هم میای؟
شام؟
شاید الکل
حالم رو بهتر کنه
باشه، حتماً
یا شاید دروغ گفته
که من ازش دور شم؟
چانوو واقعاً
دوست دختر داره؟
مهم نیست
من هر روز میرم کافه
تا وقتی که قبولم کنه
دوباره اونو
به دست میارم
دایون
چیه؟
این اواخر ناراحت
بنظر میای
خوبم
چرت و پرت نگو
و الکلت رو بخور
جدی؟ ولی
قبلاً خیلی
پرانرژی بودی
شاید الان پارهوقت
توی استودیو کار کنم
ولی رویام اینه که
مثل تو یه مدل شم
من هر وقت میبینمت
دختر باحالی بنظر میای
پس دلم میخواد باهات
صمیمی تر شم
شایدم بهتر باشه
سرم توی کار خودم باشه
دوست دختر
داری دوکیون؟
جان؟
کسی هست
که ازش خوشت بیاد؟
خب...
یکی هست
پس چرا باهاش
قرار نمیذاری؟
چون اون
خیلی فوقالعاده ست
اگه بهش حسم رو بگم
و دست رد به سینهم بزنه
احتمالاً دیگه هرگز فرصتی
نصیبم نمیشه تا باهاش باشم
فکر نکنم اصلن
بدونه ازش خوشم میاد
و یه چیز دیگه
من دارم میرم
من خودم رو نابود میکنم
تا نتونه
رهام کنه
میشه منو
تا خونه برسونی؟
ها!؟
یه اتاق
میخواستیم!
بفرمایید
میتونین برین بالا
دایون!؟
به سلامت رسوندمت
من دیگه برم!
بیا تو
نه، من باید...
عوی