قسمت 66
کلیدش کجا بود؟
چی؟
خودت
پیداش کن
کافئین
سوهی، یکم
آروم باش!
ساکت باش و
کاری رو بکن که بهت میگم!
آااه
آااه
چقدر داغ شده
چرا حشری شده؟
خیلی پسر بدی
هستی رییس
این داره به جای
تنبیه به جایزه تبدیل میشه
چیکار کنم که
تو هم زجر بکشی؟
سوهی!
باورم نمیشه وقتی من
ازت عصبانی هستم تو
شق کردی!
تو واقعاً شرم
و حیا سرت نمیشه!
اووه
بس کن!
عععع
عووم
پسر خوبی
بودی یا نه؟
بد...!
بد بودم!
سوهی!
آبم داره میاد!
ها..؟
بهت که گفتم
این یه تنبیهه
امروز کاری میکنم
یه قطره هم آبت نیاد
اووه!
عوخ
آاه!
عااع
هووه
عاااع
بس کن!
کافیه!
کلید کجاست؟
همین الان
بدش به من!
بهت که گفتم
خودت باید
پیداش کنی
چی...؟
نمیدونی چرا
اینکارو میکنم؟
کلید توی
قلبمه رییس
تو خیلی
بدجنس بودی
اونقدر که
از تحمل من
خارجه
ولی... نمیخوام
ازت جدا شم
این مشکل بزرگیه
راستش نمیدونم
باید چیکار کنم
وقتی با آبجی دایون
روبرو شدم و اون همه
چیز رو بهم گفت...
از حسادت داشتم
پاره میشدم
امّا وقتی نشستم
و بهش فکر کردم...
بیشتر درکت کردم
میدونم چه حسی داره
روی یه نفر کراش داشته باشی
ولی خشمم
فروکش نکرد
با اون لباس سوپرایزش
کردم و عاشقش شد!
آرزوم بود که من
تنها زن زندگیت باشم
کسی که توی گذشتهت
عاشقش بودی و هنوزم
عاشقشی
و تنها کسی که
عاشقش خواهی بود
به این میگن
زندونی کردن، نه؟
بهم قول بده رییس
قول بده دیگه هیچ
چیزی رو ازم مخفی نمیکنی
مهم نیست چی باشه
من میخوام ببخشمت
پس لطفاً خیالم
رو راحت کن!
خیلی حس بدی
داره وقتی میفهمی...
کسی که عاشقشی
فریبت داده
آااه
قول میدم!
صد بار، هزار
بار قول میدم!
دیگه هیچی
رو ازت مخفی نمیکنم!
دیگه فریبت نمیدم!
اگه یه چیزی رو
هزار بار قول بدی...
معنیش این نیست
نتونستی سر قولت بمونی؟