کافئین قسمت ۶۰ از ۶۴۷۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳
قسمت 60
هووم
نمیخوای تا ساعت
بسته شدن کافه
بمونیم؟
سوهی!
اگه یه مشتری
بیاد داخل چی؟
سریع
پنهون میشم!
میام این زیر!
ببخشید
بله!
تا کی باز
هستین؟
خب... بازیم!
ده شب!
تا ده بازیم!
یه دونه
آیس آمریکانو
لطفاً
باشه
بفرما
گفتی تا ساعت
ده شب باز هستین؟
داداش، اینجا
تا ده شب بازه
بیاین اینجا
سوهی!
سوهی!
راستی
قوی نزن
باشه؟
باشه
مشکلی نیست
اون دفعه توی
اتاق پرو کردی توم
یادته؟
باشه؟
این تاوانشه
تو دیگه از
کنترل خارج شدی
نمیشه تا
میریم خونه
صبر کنی؟
بخاطر من
فکر کنم آدمای
بالغ باید زمان
و مکان درست
رو تشخیص بدن
اومدین
نوش جونتون
اون از
کجا اومد؟
ولی خیلی
باحال بود!
رییس؟
نمیتونم منتظر بمونم
خیلی خیسم
هممم
هآااه
اووه
ببخشید
بله
سلام!
یه لاته و
یه دونه ساندویچ
میخواستم لطفاً
متاسفانه
هممم
الان ساندویچ
نداریم
چیز دیگه‌ای هست
که بتونم سفارش بدم؟
آره
آاه
نون خامه‌ای
و غیره...!
باگت!
خوبی؟
کروسان
میخوای؟
جان...؟
تیرامیسو...
هم داریم!
عووم
آااه
هااا
آبم داره میاد
سوهی!
منم دارم
ارضا میشم
زودباش قبل اینکه
مشتریا بیان داخل
تمومش کن!
آااه
عااع
هاااع
واقعاً توی
کافه سکس کردیم
چرا این اواخر
نمیتونم خودمو کنترل کنم؟
ببخشید
تو دوست پسر داری؟
جان...؟
تو تایپ
منی...
اگه اشکالی نداره
میخواستم شماره‌ت
رو داشته باشم!
خب، مسأله
اینه که...
تا حالا کسی
شماره‌م رو نخواسته بود
چطوری بهش جواب
رد بدم که احساساتش
جریحه دار نشه؟
آاایی
شما خیلی
مهربون هستین ولی...
چرا جواب دادنت
اینقدر طول کشید؟
خب...
من با کسی
توی رابطه هستم!
ببخشید
قیافه‌ی اون مشتری
یادم مونده!
اگه بازم اومد
و خواست مخت
رو بزنه...
هی، آرومتر!
باید نامه‌ای که
برای رییس نوشتم
رو همینجا بذارم!
وقتی پیداش کنه
خیلی سوپرایز میشه
عاشقش میشه!
همیشه از همین
کمد استفاده میکنه
ها؟
این چیه؟
پایان

قسمت 60 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 61

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کافئین
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت