کافئین قسمت ۵۱ از ۶۴۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹
قسمت 51
جونگمین
اینجا چیکار
میکنی؟
جای دیگه‌ای واسه
رفتن ندارم
چطوره با هم
یه نوشیدنی بخوریم؟
آشتی کنون دوتا داداش
چه اتفاقی بین تو
و دابون افتاده؟
شنیدم از هم
جدا شدین!؟
آره
دیگه مایی
وجود نداره
سوآ هم به این
قضیه مربوطه؟
سوآ؟
صددرصد، سه نفری
دعوای بزرگی داشتیم
هرچند...
کسی برنده نشد
ولی این به
نفع توئه، نه؟
منظورت چیه؟
دایون بالاخره
سینگل شد
شانس در خونه‌ت
رو زده!
من با یه دختر
دیگه توی رابطه‌ام
چی؟
دیگه با دایون
کاری ندارم
دوست دخترم
همه چیزمه
و میخوام خودم
رو وقفش کنم
حداقل میخوام
تلاشم رو بکنم
فکر میکردم
فقط عاشق دایونی
پس...
دیگه به دایون
حسی نداری؟
نه، ندارم!
بدجور توی نخش بودی
باورم نمیشه یه دختر
اینجوری نظرت رو عوض کرده
دختره کی
هست؟
نه تو...
نه دایون...
دیگه توی زندگی
من نقشی ندارین
پس...
از اینجا برو
و زندگی خودت رو بساز!
ولی قراره
اینجا بمونم!
چی؟
میخوام یکم پول ذخیره کنم
هر کاری پیدا بشه
انجام میدم
فکر نکنم با یه
جا موندن کاری گیر بیارم
باید از منطقه‌ی امن
خودم خارج شم
و هرچیزی که
پیش بیاد رو
بپذیرم
اینجوری میتونم...
سوآ و دایون رو
فراموش کنم
پس اجازه بده
اینجا بمونم
خرج خونه رو هم
بهت میدم
نمیشه
دوست دخترم
قراره بیاد باهام زندگی کنه
بهش گفتم تنها زندگی میکنم
و میتونه اینجا رو تبدیل به
خونه‌ی خودش کنه
مگه میشه سه نفری
اینجا زندگی کنیم؟
من رو بهش
معرفی کن
عالی شد!
میخوام باهاش آشنا شم
گفتم نه!
پس سهم من رو بده
جمع کردن اون
پول اصلن آسون نبود
میدونم
ولی الان نمیتونم
بهت پسش بدم
واسه همین یه
مدت اینجا میمونم
خیلی طول نمیکشه
یه ماه کافیه
اگه بعد از یه
ماه نری...
یه ماه که شد به
دوست دخترت بگو
بیاد اینجا
چطور این رو
به سوهی بگم؟
راستی، تبریک
میگم داداش
بالاخره با یه دختر
خوب آشنا شدی
من که از هر چی
دیت و دختره متنفرم
خیلی خسته‌ام
تنها کاری که میکنم
آسیب زدن به بقیه‌ست
ببخشید
برای همه‌چیز
متاسفم داداش
بذار ازت یه
چیزی بپرسم
از اینکه خیانت کردی پشیمونی؟
واقعاً بخاطر کاری که
با دایون کردی متاسفی؟
اون اشک‌ها
بخاطر من بود
فقط بخاطر
همون ...
مستحق مرگم!
مهمه؟
پایان

قسمت 51 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 52

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کافئین
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت