قسمت 28
فکر کنم
چانوو اوپا...
از هردوتامون
منحرف ساخته
این حس باقی موند
هربار که
سکس میکنیم
باید اسم چانوو رو
به زبون بیاره؟
نمیتونم نفس بکشم
یه نیم ساعت
میرم بیرون
بیرون؟
کجا؟
میرم قهوه بگیرم
جونگمین
چیه؟
برمیگردی دیگه؟
آره، زودی میام
کافهی داداشم نزدیکه
ولی نمیخوام
ببینمش...میرم یه
جای دیگه
اون دختره
حالش چطوره؟
هاه
جونگمین
تو اینجا چیکار میکنی؟!
محل کارمه!
تو توی کافه
داداشم کار میکنی؟
چرا جای اینکه بری
داخل مثل دزدا اینور و اونور
دید میزنی؟
اومدی رییسُ
ببینی؟
نه، داشتم میرفتم کافه
پایینی،مسیرم اینوری بود
برای چی جای
کافه داداشت میری
یه جای دیگه؟
نکنه قهرین
بیا بریم تو
هی،نه، وایسا
رییس نیست، بیا بریم
خوش میگذره
ها!
شمایید آقا؟
چطوری؟ خیلی وقته
همو ندیدیم
آقا؟؟
یدقه بیا
میدونستم
درست شناختمت
تو همون دختری هستی
که با جونگمین مشروب میخورد
عع
چی میگی برای خودت؟
تو از کجا میدونی؟
من همونم که
سوار تاکسی کردت
هی! آدرست کجاست؟
محله امپونگ
این بود؟!
توی راه همش
چرت و پرت بارم کردی
خیلی نمکنشناس بودی
عیح عیح
هی،هی
آروم باش
یه فنجون قهوه
برام بیار
بفرمایید
چه بوی خوبی میداد
من حرفهای نیستم
ولی این مزهش
خیلی بهتر شده
مشتریاش بیشتر شدن
صندلی خالی پیدا نمیشه
بگو بین شما
چی شده؟
پس...
ها؟ خب...
منم میخوام
باهاش حرف بزنم
فقط یه بار
با همدیگه مشروب خوردیم
همین!
هممم
همین،ها؟
فعک نکنم!
اصلن عوض نشدی
از رییس شنیدم
پیش دوست دخترت
زندگی میکنی
آره، اینجوری شد
ولی بنظر
خوشحال نمیای؟
چرا اخم کردی
ذهنم خیلی
درگیره
ها...؟
داداش!
رییس؟
لعنتی ، کجا
مخفی شم؟
چرا جوری رفتار میکنی
انگار جرمی مرتکب شدی؟
فقط نمیخوام
ببینمش!
چی؟
از اینور!
بهش نگو
اینجا بودم!
باشه
سوآ کجا
رفت؟
خب....
همم؟
ای خدا...
چرا الان؟ چرا اینجا؟
اینجا
چی داریم؟