قسمت 67
بعدش...
هااه
آاع
مثل دیوونهها...
یکم بیشتر
فرو کن
رییس
هاایی
آه
هااع
هااه
آااه
ععع
سکس کردن
کافئین
اپ ردیابی گوشی...
واقعاً باید از
این استفاده کنیم؟
میدونم گند زدم...
ولی فکر نکنم
این راه چاره باشه
رییس! توی
دردسر افتادیم
اونور خیابون یه
کافهی جدید باز شده!
برای هر شات قهوه
فقط ۱۵۰۰ وون میگیرن
۱۵۰۰ وون!؟
حتی کارت
وفاداری هم دارن
حالا چیکار
کنیم؟
کمک لازمین؟
تو کی هستی؟
هه هه
من!؟
سوآم!
یوهو
آبجی
سوآ...!
خیلی وقته
ندیدمت!
موهاتو
کوتاه کردی، نه؟
خب، میدونی
بهم میاد،نه؟
چرا دستش
رو گرفته؟
راستی، چرا
اینجا اینقدر خلوته؟
گرفتم...
شما اونقدر مشغول
عشق بازی با هم بودین
که بیخیال کافه شدین!
اایی!
من میتونم کمک کنم
البته اگه بخواین!
خیلی خوشحالم
اومدی
چی شد
نظرت عوض شد؟
خب...
دلتنگت بودم
رییس❤️
انگار حالا آمادهام
ازدواج کنم
یعنی جذاب
من مردای سختکوش
رو خیلی سکسی میدونم
اااخ!
ازش دور شو!
چنگال!؟
هی!
این ممکن بود
کورم کنه!
من فقط از دیدنش خوشحالم
شوخی هم سرت نمیشه!؟
یه لحظه بیا اینجا
این چش شده!؟
این اون سوهی
قدیمی نیست!
بهش بگو نه
چی!؟
آبجی سوآ
خیلی خوشگله
موقع کار
تنها میمونین
نمیخوام دوباره
الکی نگران شم
نمیخوام تصور کنم
وقتی تنهایین
چی میشه
سوآ ممکنه سعی
کنه گولت بزنه
مثل آبجی دایون
سوهی!!
واای!
تو اصلن بهم
اعتماد نداری!؟
همش میخوای
کنترلم کنی؟
من دیروز بهت
قل دادم
ولی تا سوآ رو دیدی
گاردت رو آوردی پایین
جلوی دوست دخترت
دست یه دختر دیگه رو گرفتی
ولشم نمیکردی
ما دوستیم
مشکلش چیه؟
دوست؟
از کی دوست
شدین!؟
چی!؟
شما دوتا کی
اینقدر صمیمی شدین؟
آه
برو
ها!؟
گفتم برو خونه
رییس
اگه تو نمیری
من میرم
باشه
من میرم!
نمیدونم چرا
عصبانی شد
ولی این باید
خوشحالش کنه!
سوهی، توی راه..
برات یه ویسکی
گرون خریدم
تا با هم بخوریم
آاه
یه شات واسه
من بریز
باشه
اوضاع عجیبه
بخند رییس
همهی رابطهها
همینجورین
سکس میکنی، پنج دقیقه
بعدش دعوا میگیرین!
راستش، من
منتظرت بودم
سوآ
ها؟
بیا یه صحبت
جدی داشته باشیم