قسمت ۷۷
محکمتر بگیرش...
واسم جق بزن..
اون اعتماد به نفست
کجا رفت یهو...
چرا یه دفعه
انقد سرد شدی؟
خوبه!
آفرین...
دختران پدرخوانده
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
هنوز نفهمیدی آیکا کجاست؟
داریم از همه شبکههای
اطلاعاتیمون استفاده
میکنیم تا پیداشون کنیم.
اما رئیس، یه چیز
دیگهای هم در طول
تحقیقاتمون پیدا کردیم...
مثل اینکه الکس حدود یک
ماه پیش، یه خونه
توی مرکز شهر خریده.
یه خونه؟
کجاست؟!
خب... هنوز نتونستیم
آدرس دقیقش رو پیدا
کنیم...
این آدرس چیه
دیگه...؟
کی فرستاده؟
میشل؟!
میگی بیام اونجا ؟
چه خبر شده...؟
رئیس؟
بعداً بهت زنگ میزنم.
سریع برو به
این آدرس!
چشم قربان.
کیر توش
این دیگه چه حس
گوهیه که دارم...
من الان دارم با دو نفر
سکس میکنم...
ولی این کونی که داره
ربکا رو دستمالی میکنه
بدجور میرینه توی اعصابم...
سچان هی داره به
اینجا نگاه میکنه...
باید این عوضی رو
ببرم تو اتاق تا-
آره همینهههه!!
Sarrast.com
الکس خوابش برد.
خب همین الان
بریم توی اتاق.
عجلهت واسه
چیه؟ بذار سکسمون
تموم شه...
الان که وقت اینکارا-
چی... کارشون تموم
شد..؟
نه هنوز دارن
سکس میکنن...
Sarrast.com
ادامه بده. الکس ممکنه
مشکوک بشه.
فلش رو
بده من.
وقتی الکس خوابش برد،
من میرم بالا...
شما ادامه بدید.
تندتر...
خشن باش...
ربکا...!!
حالا که به کار اینجا
رسیده، چارهای نیست.
باید تا تهش بری...
ولی تو قبلاً خودت
رو برای این قضیه
آماده کردی، نه؟
کیر توش!!
عقلشون رو
از دست دادن...!!
میشل...
ربکا...
شما تا این
حد پیش میرید...
چون بابا رو دوست
دارید نه؟
پس من هم باید تمام
تلاشم رو بکنم، نه؟
Sarrast.com
باشه! مهم نیست چی
پیش میاد، من هرطور
شده اون اطلاعات رو
از الکس-
نگران اون چیزی که
اونجا داره اتفاق
میفته نباش، سهچان...
ربکا بس کن!
س-سهچان...
چه گوهی میخوری؟
دیگه خیلی دیره-
Sarrast.com