قسمت ۷۰
کدوم یکی بکن
بهتریه، من یا اون
الکسِ حرومزاده؟
کیرِ تو
بهتره، سهچان جون...
اصلا نمیتونه حتی باهات
رقابت کنه...
لعنتی!!
من همه اینا رو
شروع کردم که این
زنو تحقیر کنم...
پس چرا اینقدر
حال میده...؟!
لاشی مادرجنده...
دختران پدرخوانده
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
ربکا؟
خوابیدی ؟
ربکااااا
سر صبحی کجا
رفتن اینا آخه؟
دیگه بسه، فکر
نمیکنم بیشتر از این
درست باشه که پیش بریم.
اون جندههه
نکنه...
خب
من فقط باید بذارم
اون یارو مدیرعامله یه
بار بکنتم، درسته؟
عجب... حالا مجبوری
انقد رک باشی؟
خب همینه دیگه.
شب رو باهاش بگذرون
و وقتی خوابه
اطلاعات رو بردار.
این چیزیه که
من شنیدم.
الان که داریم
حرف میزنیم اون
توی راهه.
میخواسته خودشو
بهت برسونه بعد از
اینکه شنیده چجوری
سهچان رو قانع کردی.
حتی الکس هم
برای گرفتن اون
همه سهام هیجانزدهس.
خوبه.
ولی وقتی همه اینا تموم
شد چقدر به من میدی؟
واسه همینه که
ازت خوشم میاد.
بیا، همین الان انقد
واست ریختم...
اوهه~
پیش پرداخته،
که اینطور.
ربکا...
حتی یه ذره
هم مردد نیست...
ولی چه حس عجیبیه...
دو تا زنی که تازگیا باهاشون
خوابیدم دارن با هم حرف
میزنن، در حالی که نیت
اصلیشون رو مخفی نگه داشتن...
یکی سکسیترین اندام رو
داره...
یکی هم سکسیترین
فانتزیها رو...
فقط فکر کردن بهشون
داره کیرمو شق میکنه!!!
نه، نه!!
الان چه
وقت فکر کردن
به این چیزاست...؟!
میدونی چیه؟
اصلا این پول
کافی نیست واسم!
چی؟!
با اون پول میتونی
یه آپارتمان خوب تو
یه شهر بزرگ بخری!
هدف یه مدیرعامل پولداره،
اگه کارا خراب شه
چه بلایی سرم میاد؟
من قبول نمیکنم این
کارو برای این مقدار
پول انجام بدم.
همین الانم از اینکه باید
با یه مرد به
اون سن بخوابم ناراحتم.
باید یکم طمع
کنم تا به چیزی
شک نکنه.
پشت دست
من بازی کن.
ربکا، اگه کارا خراب
شه، همه مون
توی دردسر میافتیم.
به خاطر همینم هست که
مسئولیت من خیلی بیشتره.
خودتو بذار جای
آیکا.اون که قرار نیست
به این زودیها این
همه پول دربیاره.
به من ربطی نداره.
اگه دو برابرش نکنی،
من این کارو نمیکنم.
ربکا یکم منطقی
باش.
دوبرابر
خیلی...
آیکا، میشه یه لحظه
با هم حرف بزنیم...؟
فقط دو برابر
پولو بهش بده.
نه من همین
الانش هم کلی
پول بهش دادم.
یه جنده دیگه پیدا
کنیم بهتره اصلا...
کجا میتونیم یکی دیگه رو
پیدا کنیم که بتونه این کار
رو مثل ربکا انجام بده؟ اونم
توی این وقت کم.
گفتی الکس تو راهه، وقت
این کارا رو نداریم.
اگه مقدارش واست
زیاد میشه، من میتونم
کمکت کنم...
ن-نه، پولشو
دارم...
پس فقط به همه
چیزایی که قراره
مال تو بشه فکر کن.
عاهخ...
شرکت دنیل.
خلاص شدن از
شر الکس
و من، که هر
روز ارضات
کنم...
راستش، منم میخوام
وقتی همه اینا تموم شد
از شر اون ربکایِ جنده
خلاص شم...
ج-جدی؟
چ-چی؟ چی گذاشتی
توی کصم الان؟
هیچی فقط...
یه کادو کوچیک واسه
تو بود.
چ-چی بودش؟
زود باش درش
بیار...
چیکار میکنید ؟
هیچی... فقط
داشتیم حرف
میزدیم...
خانوم
نمیدونم بین تو و
سهچان چی میگذره...
ولی قرار نیست با
دوستپسر من پچپچ
کنی! حسودیم میشه...
تو این وضعیت هنوزم
با هم هستین؟
معلومه خیلی
روشنفکر هستید
این جنده به عنوان کسی که
قراره به زودی بندازیمش سطل
آشغال، خیلی رو مخه.
ولی...
چرا خستهای
تو آخه؟
الکس عاشق این
شخصیت شادش میشه...
خیلی خب پس، بیا
بحثمونو تموم کنیم.
عاح
چیزی شده؟
سهچان...
تو...
این دیگه چیه؟
مریضی مگه؟
ه-هیچی نیست عزیزم...
سهچان تو واقعا
میتونی...
بیاید بریم
توی پذیرایی.
تا ابد منو سرگرم کنی...
بیا.
این یه فلش خاصه
که وقتی اطلاعاتو انتقال
دادی، خودش اطلاعات توی
کامپیوتر رو پاک میکنه.
بازم به حسابت پول
ریختم. وقتی کار تموم شد
بقیهش رو برات میریزم.
مرسی!!
نگران نباش
ناامیدت نمیکنم!
از سهچان تشکر کن.
سه چان منو قانع کرد
که تو کارتو خوب انجام میدی
خواهش میکنم، همش به
خاطر لطف خودته آیکا.
ربکا، بیا تمام تلاشمونو
بکنیم تا لطفش رو
جبران کنیم، باشه؟
نگران نباش.
حالا که پولمو
گرفتم کارمو درست
انجام میدم.
خیلی حال میده...
اینکه اینجوری مثل
موم توی دستمه...
فقط یکم دیگه
صبر کن!!
بزودی قراره با
مجازاتت روبه رو
بشی جنده...
این کیه؟
یعنی الکس
انقد زود
رسید؟
میرم ببینم کیه
بالاخره...
ما کسی که...
باعث همهی
اون اتفاقات-
م-میشل؟!