دختران پدرخوانده قسمت ۴۰ از ۸۲۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
قسمت ۴۰
به نظر من
که اشکالی نداره.
دیوونه شدی؟! مگه اینکه
با جسد من تریسام کنید!
اگه نمیتونی پس
گمشو بیرون...
درسته. اگه به تو باشه، عمرا
بتونی اینو قبول کنی، ربکا.
جنده...
پس زود باش و
گمشو بیرون.
سه‌چان مال منه...
ایده خوبیه.
به هر حال داریم این
کارو انجام می‌دیم، پس
بهتره کم‌کم عادت کنیم.
بریم تو کارش.
وقت تریسامه...
شما دوتا
واقعا سکسی
هستید...
و-واقعا میخوایم
این کارو کنیم؟
هممون، باهم...؟
چی؟
دلیلی نمی بینم
که نتونیم.
این دختره چش شده...؟
با اون اخلاق عصبی و رو مخش
گفتم همین الان میره...
باید ببینیم تا کی
دووم میاره.
من انجام میدم!
بخورشون...
عاهخ...
عاهخ
عاح...
عاح...
عاح...
اگه نمیتونی این
کارو کنی پس گمشو
بیرون!!
آه
آآه... با لبام...
نه. من این
کارو نمیکنم.
هاااه
فاک... اگه اینجوری
رفتار کنه...
منم میخوام
ازش لب بگیرم...
میبینی؟ فرق من و
تو اینه.
سه‌چان به من بیشتر
از تو اهمیت میده.
تو فقط کیرشو
بخور.
میخوام ببینم...
کدوم بهتر
میخوره.
...معلومه، من.
اون قبل از من کیر
رو کرد تو کصش...
یعنی من فقط از گاییدن زن‌هایی که
نباید مال من باشن لذت می‌برم؟
خب که چی؟
اگه بخوام زنای اطرافش رو
مال خودم کنم، پس خودم
نباید اول حالشو ببرم؟
سکس همیشه...
همین بود دیگه...
چه وضعشه.
اونا عقلشون
رو از دست دادن...
منم...
من باید الان
عصبانی باشم...
ولی تپش قلب
گرفتم...
منم میخوام...
باهاشون سکس
کنم...
پایان

قسمت 40 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 41

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختران پدرخوانده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت