شب های بیمارستان قسمت ۹۹ از ۱۲۸۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 99
آقای مینسو جانگ به ‌عنوان
بیمار بخش وی‌آی‌پی پذیرش شده
ولی درخواست داره
بویون جو دکترش باشه
امیدوارم به بویون
خوب آموزش داده باشی؟
شب های بیمارستان
باید بهم میگفتی
وی ای پی بیمارستانت
اینقدر فوق‌العاده ست
با اینکه دوستیم
باید از بقیه بشنوم؟
خب، این بخش
تقریباً یه رازه
راستی مینسو
واقعاً لازم بود بین این
همه دکتر بویون جو رو
انتخاب کنی؟
یعنی بویون جو از
دانشگاه اوبگین اومده
اونقدرا نمیتونه بهت
کمک کنه
درضمن دوست دختر منه
پس ممنون میشم یه دکتر
دیگه انتخاب کنی
اصلن دلیل انتخابم
همین بوده
چون دوست دخترته
چی؟
یادت میاد؟
من تمام دخترایی که
باهاشون بودی رو گاییدم
نگو که...
حرومزاده!
آروم باش مرد
شوخی کردم
من مینسو جانگم
مالک دفتر ساخت و
ساز دونگجین
دخترا برام
صف میکشن
چرا باید بیفتم دنبال
دوست دختر تو؟
ولی، اون حرفی
که توی پارتی زدی...
رفیق، شوخی کردم
اینقدر ناراحتت کرده؟
شوخی کردی؟
راستی...
نمیخوای یقه‌مُ ول کنی؟
ببخشید!
میدونم چه فکری میکنی
ولی نگران نباش
من فقط اونُ انتخاب کردم
چون باهاش راحتم، همین!
فکر کردی من کی هستم؟
یه حرومی که دنبال
دوست دختر دوستشه؟
پس...
میشه به دکتر اوه
نگی من با بویون
رابطه دارم...؟
خیلی رو مخی
خودم میدونم نباید بگم
فکر کردی اینقدر احمقم
میبینمت
کصکش لاشی
نمیشه...
بگی نه؟
دوباره راجبه
اون موضوع
حرف میزنی؟
اینجوی بیشتر اذیتم میکنی
من چاره‌ای ندارم
نمیدونم اگه بازم
بهش جواب رد بدم
اون حرومزاده چه
بلایی سرم میاره؟
لعنتی
نگران نباش... درضمن مینسو‌جانگ
بهت قول داده بهم کاری
نداشته باشه، مگه نه؟
درسته ولی اگه
نظرش عوض شه چی؟
هیچ مردی توی این
کره‌ی خاکی نیست که جلوی
این ممه‌ها کم نیاره
هااع
نگران نباش، حتی اگه
کاری کنه من ردش میکنم
این یادت بمونه...
آی!
تو مال منی
دهنت...
اون ممه‌های گنده‌ت...
عووم
و...
اون کص خیست
که هر بار کیرم می‌ره توش
تبدیل میشه به کوره‌ی آجر پزی
مینسوی
حرومزاده
نمیذارم اون مادرجنده
تو رو ازم بگیره!
هاا...
عووع
عااع
هاا...
درسته، من
متعلق به توئم
پس هرچه زودتر
منُ از دست جینچول
اوه نجات بده
اینجوری دیگه هیچکس
نمیتونه ما رو از هم
جدا کنه
من هرکاری که از
توانم بربیاد میکنم تا
تو رو از دستش نجات بدم
باشه
حالا چی؟
نمیتونم نگران نباشم
نگران نباش
همینکه بخواد کار
احمقانه‌ای بکنه
میزنم بیرون
باشه
میبینمت
حق با اونه، اگه من باورش نکنم
دیگه کی باورش میکنه؟
منم باید برم!
این بار...
یه نقشه‌ای حسابی
میکشم و جینچول اوه
رو میکشم پایین
هه هه
پایان

قسمت 99 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 100

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شب های بیمارستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت