.42.
هاهاهاهاهاهاهاها
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
آخ سرم داره
گیج میره
انگار خون دادم
ولی خوبیش اینه
با درد و لذت میمیرم
به خودت یه نگاه کن
شدی مثل بازنده های کونی
جنده خیلی زر زر میکنه
با اینکه سکس داریم
ولی این اون چیزی نبود
که تو ذهن داشتم
آخه چیشد که
کارم به اینجا کشید؟
اونموقع..
که من روش بودم
باید یکاریش میکردم..
مثل اون یکی جنده..
که نتونه کاری کنه
حالا بچرخ تا بچرخیم
نوبت ماهم که میرسه
عااااح
عااااح
اصن فکرشم آزار دهندس
چه برسه واقعنی گاییده شم!
عااح
عااح
عااااح
حسش چطوره؟
تا یه دیقه پیش
که التماسم میکردی وایسم
حالا داری حال میکنی
ای آشغال حرومزاده
نخیرم اینطور نیس
عه جدی میفرمایین؟
پس کتک خوردن
و تحقیر شدن اونم توسط
یه زن از فتیش هاته آره؟
معلومه که همچین
فتیشی ندارم
منحرف عوضی
اه چندش
چندش خودتی
سگ رقت انگیز
زن به این سکسی
از خداتم باشه..
به کیر به این کوچیکی
قانع شده
انقدر بهت کص نمیدن
که دست زدی به همچین
کارای کثیفی
چه یهو
تنگ شدی
اگه همینجوری
ادامه بدی...
هاااا؟!
اسکل بازنده
احساسش میکنم
خیلی حس
خوبی داره
پوست کیرم
داره ساییده میشه
این حسو..
نمیتونم خیلی بیشتر از این
نگهش دارم
کیرم..
داره منفجر میشه
هاهه
بالاخره
این شد یچیزی
ولی هنوز..
ده بار دیگه مونده
زودباش یه تکونی
به کیرت بده
هاهه
هاهاها
به عنوان یه متخصص..
این بود کیرت؟
تازه اینبارم
که زود اومدی
اشکال نداره
اینم حساب میکنیم
هوفف
سومی
چهارمی
هاهاها
پنجمی
وایسا!
تروخدا بس کن
من دیگه نمیتونم
اصن دیگه چیزی ندارم
چرت نگو
هنوز ده راندت تکمیل نشده
اگه خودت نمیتونی شقش کنی
بگو تا یجوره دیگه راستش کنم
میدونستی زنا تنها کسایی نیستن
که سوراخ دارن..کونی!
دکتر جون مادرت
شوخی میکنی دیگ ها؟
حالا میبینیم
کی شوخی میکنه
انتظار نداشتم
تو همچین جایی
همو ببینیم
میدونم مکان مناسبی
برا حرفای ما نیس
ولی هرچی نباشه
مکان مقدسیه و برخلاف تو
من خیلی میام اینجا
همیشه برام سوال بوده
که آیا خدا واقعا وجود داره یا نه
میدونی چرا برام سواله؟
چون نمیدونم به دعاهام گوش میده یا نه
اگه گوش میده پس کو؟!
چرا برآورده نمیشن؟
تو برات سوال نبوده؟
میگن که روش قضاوت خدا عادلانس
و با نحوه دید مردم فرق میکنه
آره الان که میگی
برا منم سوال شده
حالا بگو ببینم..
چرا میخواستی ببینیم
دکتر جینچئول؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com