شب های بیمارستان قسمت ۶۳ از ۱۲۸۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
شب های بیمارستان
ترجمه اختصاصی
از سایت سرراست
آهه
بهوش اومدی؟
اوه جینچئوله؟!
داره چیکار میکنه؟
من اگه جات بودم
تکون نمیخوردم
چون معدم تکه تکه میشد
پس خریت نکن
یعنی چی؟!
حتما خیلی
کنجکاوی آره؟
وقتی دوباره بهوش اومدی
خودت همه چیو میفهمی
آهه
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
آهه
من کجام؟؟
عهه
حالا یادم اومد
بدنم...
حتما با بدنم
یه کاری کرده
یعنی باهام
چه غلطی کرده؟
نه..
نه!
نه
هاااا؟!
این..
این چیه؟!
من که کاری نکردم
آهه
پس چرا انقدر
اب میاد از کصم؟
عهه
عااهه
هاهه
هاههه
لعنت بهش
چه بلایی
سرم آورده؟
هاهه
هاههه
هاهه
حتی دستمم درست
بهش نخورد
بعد اینجوری
ارگاسم شدم
لعنتی..
دیگه تمومی نداره
هاهه
هاههه
هاهه
خوشت اومده از بدن جدیدت؟
جینچئول...
با بدنم چیکار
کردی حرومزاده؟
هرغلطی کردی..
زودباش..
درستم کن
آاییی!
عااهه
میخوای بدونی
باهات چیکار کردم؟
اون لایه پوستی
رو کلیتوریستو برداشتم
چییی؟؟؟
آخخ!
و یکم با سیستم های
عصبی کصت ور رفتم
تا حساس تر بشی
نترس بلایی خاصی
سرت نیاوردم
فقط..
یکم با نقطه
جیت ور رفتم
تو از این دید
بهش نگاه کن..
احمق
که از تموم پیشرفت
های مدرن علمی رو کص
تو استفاده کردم
چرا؟!
چرا اینکارو
با من کردی؟؟
کم بلا سرم نیاوردی
دست از سرم بردار
ولت کنم؟ من
تازه گیرت آوردم
تازه این تو بودی..
که اول اومد پیشم
کسی که تموم وقتمو
براش گذاشتم
حالا میگی ولت کنم؟
نه به همین
راحتیا نیست
هاااا؟!
عمرا من..
شکست بخورم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 63 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 64

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شب های بیمارستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت