شب های بیمارستان قسمت ۵ از ۱۲۸۲۲ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲
5
آره همینه
آبم داره میاد...
خب چطور بود؟
الان دیگه راضی شدی؟
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
چند روز بعد.....
درموردش شنیدی؟
درباره چی؟؟؟
نتایج ارزیابی
عملکرد پرستارها
اومده بیرون...
و شنیدی که پرستار
دائیون قراره رسمی شه؟
حتما خایه مالی
کرده براش...!
درباره سویون سی
خبر داری؟
آره میگن موفق نشده
و باید دوباره دوره
آزمایشی رو بگذرونه
چرا؟؟؟
ولی سویون که تو کاراش
خیلی خوب بود
آره میدونم ولی این نتایجه
تازه برادر کوچیکش هم بیمارستان بستریه
براش خیلی ناراحتم...
این نمیتونه درست باشه...
ولی.....
یوجین سی...
تو حالت خوبه؟
شنیدم که قراردادت لغو شده
و دوره آزمایشیت باز تمدید شده که
زیاد ناامید نشو...
خیلی بهم شبیهیم...
انگار همون خاطرات باز داره
اینبار برای یکی دیگه تکرار میشه...
نمیتونم بفهمم...
من که هیچ کم کاری
نکردم...
ببخشید دکتر
باهاتون صحبت دارم
چه سکوتی!
پس اون اینجا نیس؟
هاااا...؟
نباید به این
نگاه کنم...
ولی دلیل عملکرد بدم
اینجا نوشته شده...
دکتر بالاخره اومدی؟!
امممم سرپرست دنبالمه
باید سریعتر برگردم...
ولی این مشکل
خودته پرستار کیم
این چیزهای پیش پا افتاده
به من مربوط نمیشه
بزار روشنت کنم...
ازین به بعد فقط میتونی
بهم دوتا جمله جواب پس بدی...
(بله ارباب)
و.....
(ممنون ارباب)
فهمیدی؟؟؟
بله ارباب...
اه نه وایس...
اون دیوونست!!!
داره چه غلطی میکنه؟؟؟
الان یعنی برده اونه؟!
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 5 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شب های بیمارستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت