قسمت 98
هااع
دیگه داشتم خسته میشدم
به موقع بیدار شدی
حالا که بیداری
بیا تا طلوع خورشید
حال کنیم کیونگا
هااه
آاع
هااع
جلوی خودتُ نگیر
بذار صدای نالههات توی
راهروهای بیمارستان بپیچه
لازم نیست
به خودت فشار بیاری
نه، نمیتونم
اگه کوچکترین صدایی ازم دربیاد
دیگه نمیتونم آروم سرمُ روی بالش بذارم
حقیقت اینه که
من جینچول رو رد نکردم
و این یعنی با هر
کاری که میکنه موافقم
هااه
آاع
هااه
تا حالا صدای یه
قورباغه که داشت خفه میشد ازت
درمیومد، حالا داره بهتر میشه
آه..نه!
هاااع
آاع
هااه
هاه
آاع
فکر کنم شوهرته!
آه
وایسا!
عاع
حتماً نگرانت شده
و برات پیام فرستاده
احتمالاً توی بدترین
کابوسشم نمیبینه که
الان یه مرد دیگه
زنشُ داره میگاد
بدبخت بیچاره
اومدم بیمارستان لباساتُ بهت بدم
ولی پیدات نکردم، حتماً
مشغول بیمارا بودی
هااه
خیلی خوبه که اینقدر به
بیمارات اهمیت میدی ولی کاشکی
یکم مراقب سلامتی خودتم بودی
اگه مریض شی
من چیکار کنم عشقم
تو اونقدر فوقالعادهای
که هر بار میبینمت باورم
نمیشه زن منی
تو همه
چیزمی
هااع
بسه، دیگه
پیامشُ نخون
چرا بلند بلند
میخونیش؟
نگران من و یائون نباش
عااع
چون تو نیستی
هویجشُ نخورد
ولی با هم کنار میایم
زیاد به خودت فشار نیار
عاشقتم کیونگا
خیلی تاثیر گذار بود
مگه نه؟
ولی کیونگا
تو داری با کیر
یه مرد دیگه عشق میکنی
آاه
چطور یه زن متاهل
که بچه هم داره اینقدر
فاحشهست؟
هه هه هه
هااع
هااه!
هاع
نه...
خخخ
هااع
باید بری خونه
شوهر بدبختتُ
منتظر نذار
هاااع
عشقم، فکر کنم سرت خیلی شلوغه برات
لباس آوردم ولی پیدات نکردم به پرستار سپردمشون
میدونم اوقات سختی رو میگذرونی ولی من همیشه پشتتم
من مراقب یائون هستم
واسه همه چی مرسی
فاک، جینچول
چرا دنبال من میگرده؟
مگه چیکار کردم!؟
تنها دلیلی که به
فکرم میرسه بویونه
بیخیال، من باید
از بویون دفاع کنم
نمیتونم تحمل کنم
عشقمُ مردای دیگه
آلوده کنن
به موقع رسیدی
آقا
کومدوک کیم
روپوش دکتری
چه بهت میاد
مینسو جانگ!؟
تو اینجا چیکار
میکنی مینسو؟
آقای مینسو جانگ به عنوان
بیمار بخش ویآیپی پذریش شده
ولی درخواست داره
بویون جو دکترش باشه
امیدوارم به بویون
خوب آموزش داده باشی؟