شب های بیمارستان قسمت ۶ از ۱۲۸۲۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲
6
ولی اگه مارو کسی ببینه
خیلی برام بد میشه...
اونا دیوونه شدن؟؟
دارن چه غلطی میکنن؟؟؟
اههههه
کیرت خیلی بزرگه
لطفا مهربون
باش دکتر...
ولی همین الان بهت گفتم
تو فقط حق داری بهم دوتا جمله بگی
نه نمیتونم...
دکتر فقط یلحظه وایس...
فقط یه دقیقه بهم
استراحت بده...
تو که نمیخوای کاری کنی
باز حرفمو تکرار کنم؟؟؟
ببخشید ارباب
آفرین دختر خوب
نمیدونم...
دیگه نمیتونم به چیزی فکر کنم
اههههه عالیه
کیری به این بزرگی...
و تلمبه های بی شمار...
اون چطوری میتونه تحمل کنه؟!
نگو که منظور دکتر...
از عملکرد بدم این بوده...؟
یعنی اون ازم همچین
چیزی میخواد؟؟؟
یعنی باید منم بردش شم؟
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
دکتر ولی کیرت خیلی بزرگه...
لطفا یکم یواش تر...
ولی تو داری ناله میکنی
پس معلومه لذت میبری
تو باید قبل اینکه
شروع کنی ناله کردن
بهم میگفتی آروم باشم
پس حالا خفه شو!
نه نمیتونم نفس بکشم...
دارم خفه میشم...
بدنمو نمیتونم حس کنم...
دارم از هوش میرم...
همزمان حس عجیبی هم دارم...
سرم داره گیج میره...
فقط کیرشو حس میکنم...
دارم میمیرم!!!
داره ابم میاد...
اه لعنت بهت
بیشترش که هدر رفت...
هی پاشو پرستار کیم
بیا کیرمو تمیزش کن
حال ندارم کیرمو بشورم
پس بیا خوب برام تمیزش کن
اه جنده حرومزاده...!
ببین اینجا چی داریم...
یه موشو پیدا کردم که بنظر میاد
اینجا قایم شده
دکتر غلط کردم
برای اینکه کاریت
نداشته باشم...
بهتره تو برام تمیزش کنی
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 6 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 7

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شب های بیمارستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت