قسمت 51
هاهه
هاهه
هاههه
هاهه
هاهه
آخه اینجوری که نمیشه
حالا گه گلی بگیرم تو سرم؟!
اگه کسی..
منو اینجوری ببینه چی؟
حرکت کن!
این چه طرز رفتاره؟؟
هاهه
حرکت کن!
حرکت کن!
خواهش میکنم
بس کن
میخوای بس کنم؟
پس راه بیفت
وگرنه بیشتر میزنم درکونت
لعنتی همشم گوشته!
چطور دلش میاد
بزنه به کونم؟
واقعا دیوونس
هاههه
نباید وقتو هدر بدم
باید تا میتونم برم!
هاههه
درواقع نباید بزارم
کسی منو اینجوری ببینه
هاهه
لعنتی سخته
آفرین
برو تا نزدم
هاهاهاها
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
آهه
عوضیا
اون حرومزاده ها..
چطور جرات میکنن
وقتی مقصر خودشونن
منو بیرون بندازن؟
لعنتیا
کیرم تو یک یکشون
آهجوما! منم
وایسا ببینم...!
لطفا..
نجاتم بده
خود جندشه
لعنت به توعم
معلوم نیس با چه خریه
اههه ارباب
دیر کردی
تصمیم گرفتم تا تو میای
یکم خوش بگذرونم
تو کی؟؟
ای بابا ناامیدم کردی
بسه!
خواهش میکنم
یکی باید اینو سیر میکرد!
بیا بیرون
عهه
یه کاری هست که
باید برام انجام بدی
عجب!
چه صحنه ای
هاهه
هاهه
تروخدا
لااقل نمیشه اینجا
انجامش ندیم؟
هاهه
نهه!
اههه بسه
لطفا بیا بریم یجا دیگ
قصد نداری که این پیرمرد
بدبخت رو بکشی اینور اونور؟
وقتی بهت فرصتشو دادم
باید مطیعانه میومدی سراغم
ولی الان دیگه دیره
عااه
چیه ترسیدی که ینفر ببینتمون؟
خواهش میکنم
یا نکنه..
از سکس داشتن
با من خجالت میکشی؟
آهه
ن.نه!
معذرت میخوام
خودشه
میدونستم
این چیزیه که از اول دارم میگم
سگ کوچولوی مطیع خودم
عا
ا
ا
ا
حح
!
حرومزاده
حتی آمارش از دستم در رفته
که چندبار ابش اومده
ولی..
هنوزم کیرش راسته
و داره مثل سگ
میکنه منو!
هاهه
هاههه
انقدر نمک
نشناسی..
که نمیبنی من اینجا دارم جون میکنم
که 80 درصد لذتش برا تو باشه
عااییی
حالا وقتشه یکمیم تو
برا لذت تلاش کنی
ببینم چیکار میکنی پوپی جونم
یعنی ازم میخواد..
که رو کیرش
بالا پایین کنم؟!
ولی..
اگه به حرفش گوش ندم...
پس منتظر چی؟
چاره دیگه ای ندارم
چیزی که..
از همون اولشم نداشتم
هیچ امیدی..
برا مقاومت نیست
تنها کاری که الان
میتونم بکنم..
تازه فهمیدم..
تو چطور سگی هستی
همینه!
هاههه
اینکه از دستوراتش
پیروی کنم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com