شب های بیمارستان قسمت ۸۴ از ۱۲۸۱۱ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
دوست داری دراز بکشم یا خم شم؟
جنده
هیچم سرگرم کننده نیستی
یلحظه وایس..!
ععع!!
اینجوری شاید یکم جالب تر بشه
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
آهه..
عشقم...
اوفف کونو ببین
خیخی
انگار جلو شوهرت داری اذیت میشی
لطفا..
بریم یجا دیگ
هه
به همین خیال باش
من تازه دارم شروع میکنم
نهه وایسس!
فکرکنم انقدری عاقل هستی
که نخوای شوهرتو پیدا کنی
لعنتی!
عااهه
زبونشو قشنگ کرده توم!
عااهه
عااهه
عااهه
عشقم...
عااهه
عااهه
داری از خوشی بال درمیاری!
شوهرت اینکارو برات نمیکنه؟
واقعا احمقه
کص به این تمیزی فقط باید بخوریش
میشه انقدر چرت و پرت نگی
و سریع کارتو بکنی؟
هنوزم که داری لجبازی میکنی
من اگه جات بودم همکاری میکردم
مگه اینکه بخوای شوهرتو بیدارکنم
به هرحال برا من که فرقی نمیکنه
پس سعی نکن
مقاوت الکی کنی
آهه
عشقم...
لطفا بیدارنشو!
حالا میکنمش توت
لازم نیست
همه چیو بگی
عااحح
عااااح
هومم
هومم
گاییده شدن توسط مردی که
سعی داشتی بکشیش چه حسی داره؟
روح مادرت الان خوشحاله
البته بیشتر باید به فکر شوهرت باشی
تا مادر مردت
چون یبار فقط داری میکنیم
دلیل نمیشه به خودت ببالی
کی گفته قراره فقط یبار باشه؟
یا نکنه فکرکردی
من از این همه سختی گذشتم
به یبار راضی میشم؟
عااحح
درواقع قصد نابودیتو دارم
خیلی دوست دارم
زجه زدنتو ببینم
و توهم مجبوری تسلیم بشی
مگه اینکه خانوادتو بخوای از دست بدی
حرومزاده..!
هاهه
عااااح
هاااا؟!
ای وای!!
اومم
پایان

قسمت 84 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 85

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شب های بیمارستان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت