2
د..دکتر...
ههه واکنشت
بعد این همه سال دیدنیه
ولی وقتی اربابتو
میبینی باید مثل یه حیوون
خونگی هیجان زده شی
ای جنده حرومزاده
یوجین سی...؟
هاااا...؟
یوجین سی...!
تو خوشحالی؟!
بیا باید خوشحال باشی
اصلا امکان نداره...
تو نباید تعقیبش کنی
ببخشید شما؟!
دارم میگم لازم نیس
که بری دنبالش...
تو دیگه کی هستی؟؟؟
نگران نباش نمیخواد
ازم بترسی...
خب سلام من جین چئول هستم
و تازگی به عنوان متخصص ریه اومدم اینجا
از آشنایی باهات خوشبختم
امیدوارم باهم دیگه
کنار بیاییم پرستار جونگ سویون
هاااا...؟!
شب های بیمارستان
مترجم: LichKing
سلام دکتر
منو یادت میاد؟
همدیگه رو تو راهرو دیدیم
معذرت میخوام
نمیدونستم که دکتری
اشکال نداره
بالاخره توهم منو نمیشناختی
میخوای بشینی
پیشش باهاش غذا بخوری؟
ولی اون داره تنهایی غذا میخوره
نمیخوام مزاحمش شم
فقط خواستم یه سلامی کرده باشم
نه بابا ازش بپرس...
اگه مشکلی نیس
بشینم پیشت باهم دیگه غذا بخوریم؟
خوشحالم میشم
اگه اینکارو کنی
دنبال پرستار یوجین
میگردی؟؟؟
آره آخه بعدازظهر تعطیله
ولی ازش خبری نیس
براش اتفاقی افتاده؟
هرچی دنبالش گشتم
ولی نتونستم پیداش کنم
اون احساس خوبی نداشت
زیاد نگرانش نشو
عه پرستار...
پرستار جونگ؟!
سرپرست؟!
صدبار بهت زنگ زدم
چرا جواب نمیدی؟؟؟
عه به من زنگ زدی؟!
بیمار 810 بهت نیاز داره
لطفا عجله کن
اه...
چرا به نیازهای بیمار
توجه نمیکنی؟!
اه ببخشید
الان سریع میرم
اه امان ازین
دخترای امروز اصلا
حواسشون نیس
عه دکتر...
خیلی وقته گذشته
چه خبر سرپرست؟
بخاطر برگشتنت تبریک میگم
ممنون
کم کم با اینجا
باز آشنا میشی
خیلی از کارمندای
اینجا که کار میکردن
الان دیگه نیستن
خب آره طبیعیه
بعد سه سال هم انتظار میره
همچین چیزی...
ولی یوجین سی هنوز هس
راستی مگه بهم
خیلی نزدیک نبودید؟
حیف که نتونستی امروز ببینیش
آخه امروز بعدازظهر تعطیله...
گفتم بهم دست نزن
تو حق نداری
اینکارو کنی
امروز مشکلت چیه باهام؟
منم بابای یونگ شیک!
همسرم چه حسی داره؟!
دستام حس خوبی بهت میده؟؟؟
نهههه لطفا نکن
اههههه...نههههه...
تو نمیتونی به این کارت
ادامه بدی
اون زنت نیس...
لطفا آروم باش
و دراز بکش
اگه خیلی تکون بخوری
آسیب جدی و بزرگتری میبینی
اینجارو باش...
خیلی شبیه همین...
اسم تورو چی بزارم؟!
ادامه دارد
مترجم: LichKing