خانواده صمیمی قسمت ۳۴ از ۷۰۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
#34
هرکار میخوای بکن.
من واکنشی نشون
نمیدم!
پس ببینیم تا
کی میتونی تحمل
کنی.
میخوام بدجور
حشریت کنم.
انگار هنوز هیچی نشده
خیس شدی!
پس حرفایی که میزدی
چی؟ الکی بود همش؟!
شبیه بچه هایی که دلشون
شیر میخواد شدی...
حالا که با خودتم حتی
صادق نیستی باید مجازاتت
کنم مگه نه؟!
خفه شوو...
فقط زودتر تمومش کن...
وقتی کیرمو فرو میکنم
داخلت...صدات...
نباید اینطوری
باشم...
هااع...ولی
نمیتونم...
صدات خیلی سکسیه!
چیه؟ خجالت میکشی؟
چرا جلو صورتتو گرفتی؟
بهت که گفتم
بخوای نخوای از اینکار
لذت میبری
این آخرین روزیه
که همچین چیزی رو
تجربه میکنی...هاععع
قرار نیست به خاطر
کار امروزت ببخشمت...
اون با ناجونگ خوابیده...
نباید اینکارو میکرد...
باید از این خونه
بندازمش بیرون!!
دیدی؟ گفتم بدون من
نمیتونی زندگی کنی!
ولی دارم ارضا میشم...
نمیتونم مقاومت کنم!!
هاه خسته شدم
میخوام از پشت بکنمت
من فقط اینکارو
میکنم تا این وضعیت
تموم شه...
نه چون ازش لذت میبرم...
کاری که امروز کردی رو فراموش
نمیکنم...
اوه! چه ویوی
جذابی!
کونت شاهکار هنریه!
بس کن... فقط زودتر
کارتو تموم کن!
هاه...هنوز متوجه
وضعیت نیستی؟
باید از این به بعد
وادارت کنم مثل آدم
رفتار کنی
چی گفتیی؟؟
پسره‌ی بی ادب.‌..
نهه! نباید اینکارو
کنی!
مگه میدونی میخوام
چکار کنم؟!
منو ببخش، ارباب؟!
کیرت خیلی کوچیکه،
در بهترین حالت سه دقیقه‌ای
آبت میاد...
من...دارم روش
کار میکنم...
تو همیشه فقط حشری
هستی بدون اینکه بدونی
دقیقا چه خبره...
این دقیقا کاریه که
یک خوک میکنه مگه نه؟
ها؟ جواب بده!
من واقعا...
واقعا عذر میخوام منو
ببخشید ارباب...
خب حالا...
خودت که نمیخواستی ولی
اینطوری به دنیا اومدی مگه
نه؟
خوکا هم میتونن همین
کارو بکنن.
بخورش.
چرا همینجوری زل
زدی؟!
گفتم بخورش
خوک کثیف!
چطوری...
قبلا بدون اینکه بگم
اینکارو میکردی، منتظر
چی هستی؟
به خاطر جورابه؟
اه...من فقط گیج شدم
که لایق اینکار هستم
یا نه...
عهه! باشه باشه!
الان انجامش میدم!!
خودشه...
هومم بالاخره یه کاری هست
که داخلش خوبی...
صبر کن!
چرا داری میری
بالا؟
اه...فکر میکردم شما هم
دوست دارین...
شوخی میکنی؟
من گفتم کف پامو بخور!
اینجا کف پاست؟
چه‌گوهی داری میخوری؟
تو نمیتونی بدون اجازه
به بدن اربابت دست بزنی
مگه نه؟
منو ببخشید ارباب!!
از الان به تمام دستوراتتون
عمل میکنم ، فقط عصبانی
نشید!
مطمئنی؟
ارباب...ولی این.‌‌..
اگه کارت تموم
شد بیا بیرون!
این خیلی تحقیرآمیزه...
هاهاااا!!
وای! واقعا اینکارو
کردی! باورم نمیشه!
واقعا احمقی!
چقد بامزستت!! هاهاااا
تو..‌.تو خوشت میاد
ازش؟ هاها...
تحقیر آمیزه...ولی
اون میخنده...خیلی حس
عجیبیه‌...
به چی فکر میکنی؟!
وقت رقصه!
ببخشید؟؟ رقص؟!
من تا حالا نرقصیدم...
چکار باید بکنم؟!
رقص صفر دو رو
انجام بده.
چی هست؟!
اوه خب...
چند وقت گذشته ممکنه
ندونی.
من...منو ببخش
این خیلی رقص
ساده ایه، همه بلدن
چطوری بلد نیستی؟
خوب نگاه کن
میخوام بهت یاد بدم
دستاتو ببر پشت سرت
و بدنتو اینطوری تکون
بده.
خیلی رقص ساده ایه.
نوبت توئه!
وای...تو
واقعا جذابی.
الان سعیمو میکنم!
هاهااا!
داری چیکار میکنی؟! وای!
خودتو ببین...
چقد بامزه شدی.
داری دیوونم
میکنی.
بیا اینجا
امروز چه حسی
داشتی؟ راستشو
بگو.
آه...خب من...
راستش...
اصلا بد نبود که مثل
خوک بهش به عنوان اربابم
سرویس دادم...
اولین بارم بود...
هنوز عادت ندارم بهش...
ولی خیلی خوب بود...
مجازات و پاداش هام
کاملا واضح بود ولی من پاداش
بیشتری میخواستم!
مهم نیست!
حتی اگه خوشت نیومد
هم از الان به بعد تو مال
منی.
هاها...اینجا رو.
به نظرت این چیه؟
حدسی نداری؟
اون چیه، ارباب...؟
هاها، اولین باره فلش
میبینی؟ به نظرت داخلش
چیه؟
هرکاری که کردیم داخل
این فلش ضبط شده...
چطور...چطور
اینکارو با من کردی؟!
اونو بده بهم!!!
چیکار میخوای
کنی؟
این فقط یه کپیه‌
اصلیش اینجا نیست
نمیدونستی؟ هه ههه
خب، از وفاداریت
لذت بردم
چطوری...چی میگی؟!
چی از من میخوای؟!
از اولم همچین
چیزی میخواست...؟
پایان

قسمت 34 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 35

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خانواده صمیمی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت