خانواده صمیمی قسمت ۲۰ از ۷۰۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
قسمت 20
ایششش!
کتیفه!
هههه... ولی تو بارم قورتش
دادی!
کار بدی بود!
از روت پاکش
میکنم حالا که قورتش دادی..
امروز قشنگ تر هم شدی..
واقعا
قشنگ شدم ؟!
البته!
تو از الان ما منی!
آههه!!
باورم نمیشه دارم چی میبینم!
شبیه حیوانات هستن..
آدم رندوم هم نیستن،
مامان و دامان؟!
با غریزه تخمی شون
دارن پیش میرن!
دیوانه واره!
منم حشری شدم!!
بابا هنوز خونس!!
خیلی جرئت دارن!
خانم، من خیلی بوی شما رو دوست دارم!
خیلی رابطه
بدیه!!!
کصخل شدن حتما..
اینقدر خیسی!!
آههه. لطفا بکن داخل!
دارن مثل دیوانه ها
همو میخورن!
نه ،هنوز نه..
اول بخورش!
آههه... این..
داره آبم میاد!!
میخوام بدونم اون منی چه مزه
ای هستش..
هااییی... چیشده ؟!
صبر کن فکر کنم یچیز
شنیدم..
میرم چک کنم!
ظهر روز بعد
فقط چندماه مونده تا
امتحان!
باشه ،میبینمت..
ایش.. بالخره..
خوش اومدید..
میشه یه ایس
آمریکانو سفارش بدم؟
بفرمایید
ممنونم
اون صدای چی بود دیشب ؟
احساس میکنم یکی داشت مارو
نگاه می‌کرد..
سریع رفتم چک کردم داستان درست نشد
ولی بازم سختم بود..
این چی بود خورد به من؟!
دختره بود؟
ها؟ بنظر آشنا میاد؟
من...
یک افاگاتو و یک
ایس لته میخوام..
من میرم جا بگیرم..
لطفا برو فقط!!
کارت تموم شد بیا دیگه..
آخيش..
رفتن!
کجا بشینم ؟!
اوه...
ایشش..فاک!
تو چرا اینجایی ؟!
اوم.. من... فقط..
خدایا... هر دفعه اینو میبینم کلم
کیری میشه!
بهت نگفتم مگه اینجا نیا ؟
فکر کردی من من احمقی چیزی هستم؟
داجئونگ، بیا اینم
قهوه ات..
مرسی، از چیزی که انتظار داشتم سریع تر
تموم شد..
همم. ؟! این همون یاروعه
که باهاتون زندگی میکنه؟
آره، بعد اومده اینجا
با اینکه بهش گفتم نیا!
واو...
اون واقعا عجیبه..
ایش... دوستش هم مثل خودشه!
چرا مثل یه انگل باهام رفتار میکنه ؟
به من گوش میدی؟!
تکون بخور!
اوخ!
الووو؟!
صدای منو میشنوی؟!
اینا جای ماست!
بلند شو!
دیدی ؟خیلی کصخله
تنها کاری که میکنه
پول خرج کردنه
و اصلا خجالت هم نمی‌کشه!
اره راست میگی..
نگاه کن بدون خجالت داره
پول بابای منو خرج میکنه..
حتی‌ نمیدونه که غلطی داره میکنه..
واو... واقعا میخوای اینجا بشینی ؟!
ایش! باشه!
بهت گفتم تکون بخور!
جنده...
هاها... اگه فکر میکنی این عادلانه نیست
چرا سیکتیرت رو از خونه نمیزنی؟
بالخره دکمش رو زد!
ایش چرا اینقدر طولش داد؟
هرچی دوست داری بگو،
اهمیت نمیدم!
چشه اون ؟
خیلی طول کشید
تا بشینیم..
آره همش تقصیر اون
حروم زاده هستش!
وجودش باعث
کیری شدن کله میشه!
شاید چون ننه باباش مردن، هههه
اوخ،چیشد؟
هعی! همینجوری نرو!
آشغالا رو ببر!
بایو همچی رو بهت بگم؟
برای همینه آزمون رو قبول نمی‌شی دیگه!
خدایا بودن با اون تو
یه مکان حالم رو بد میکنه!
آشغالت رو بگیر سیکتیرت
رو بزن!
خیلی ازت می‌ترسه هاهاها..
داجئونگ...
پشیمونت میکنم..
بعد اینکه گاییده شدن مادرت رو
دیدی بازم میخندی؟
حتی اگه التماسم رو
کنی بس کنم بازم نمیکنم!
تورو برده خودم میکمم، در
مثل مادرت!
پایان

قسمت 20 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 21

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خانواده صمیمی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت