قسمت 17
اینقدر داری حال میکنی ؟!
اگه حال میکنی بلند بگو!!
اوه... خیلی خیلی بزرگه..
کل بدنم پر شده!
آهههه... هیچوقت همچین حسی نداشتم..
آره.. راه درست رفتار باهات همینه!
معلوم میکنم رئیس اینجا کیه!
اونم دیگه تخم نمیکنه مثل
باهام رفتار کنه!
بهش یاد میدم!
مامان، واقعا از سکس با تو لذت میبرم!
هایییی!! منم همینطور!
خیلی وقت بود همچین حسی نداشتم..
هااا
حتی پیام های منو نگاه هم
نمیکنه..
بهش زنگ بزنم یا نه؟!
بهرحال منو
نادیده میگیره!
چرا خونه نمیاد آخه ؟!
ایشش..
بهش زنگ میزنم بابا!
خوابیدی ؟
چی میگه آخه؟!
کانگ مین هو
خوابیدی؟دلم برات تنگ شد
حرومی!
آره، خودشه.
مامان، من اومدم..
هاا؟ابجی؟!
کراپ؟چندین ساله ازینا نپوشیده بودی،
دیت میری؟!
هممم؟نه بابا..
هیونسونگ
بهت زنگ زد؟
نه نه اصلا..
قبلا بهم گفتی تو همچین وضعیت هایی
جلوت رو بگیرم، حالت خوبه؟
نه... اون واسه چندین سال پیش بود..
به مامان بگو رفتم
مدرسه درس بخونم..
باشه ،خوش بگذره..
اون همیشه شب میمونه وقتی همچین
لباس هایی بپوشه..
اصلا میشه با کسی که
دیت نمیری سکس کنی ؟
خیلی چیزا هست که نمیدونم..
من نمیدم دوست هایی که
یکی در میون سکسی میکنن میشن
بنفیت..
رابطه ای که فقط
سکس میکنی و دنبال عاطفه اینا نیستی!
اوم...
شاید آقا هم همچیو چیزی بخواد..
ایش..خیلی
گیج کننده است..
ممنونم ازتون..
صبر کن..
مامان، میدونی؟
تو پاهای خیلی خوبی داری..
چی میگی باز؟؟
منظورت چیه ؟
درست رو فراموش کردی؟
کاری که یکم پیش کردیم؟
ولی...
تکون نخور..
خیلی نرم و خوبن..
یکم پاهات رو باز کن..
هممم هنوز خیسی!
یا آب کیر منه؟
واو... خیلی حشری هستی..
قیافت خیلی کیوت شده الان..
حالا که اینقدر حشری هستی،یدور دیگه
داخل بریم؟
نه! تو خونه من نه!
باشه باشه.
دیگه حرفشم نمیزنم..
بجاش..
همینجا منو ببوس..
همم؟چی میگی ؟!
فقط یه ثانیه..
همینطور که گفتم دیگه داخل خونه حرفشم نمیزنم، باشه؟
باشهههه
فکر کنم.. الان دیگه
خوب خوشش اومده آره؟
بریم داخل..
آکی...
بچه ها
من اومدم
هممم.. اونا نیستن ؟
داری چیکار میکنی ؟!
بیخیال بابا کسی نیست!
بازم! تو گفتی تو خونه کاری نمیکنی!!
باشه
مامان؟
آبجی!
شما دوتا چیکار میکنید؟