قسمت 30
آهههه. لطفا ادامه بده!
اوخ... ارباب..
اینگار خوب داری حال میکنی!
اون آب کیر کف زمین رو نگاه!
لطفا بزن در کونم ارباب!
ميخوای کیرت رو بخورم آره ؟
بله ارباب!
خوک کثیف نجس!
اگه اینو میخوای..
کونت رو سفت کن!
اگه هرکاری من میگم رو میخوای بکنی، اینقدر
نزدید نکن!
باورم نمیشه دارم همچین کاری میکنم؟ +!
ولی لذتی که داره
...
نمیتونم دست بکشم..
چون پسر خوبی بودی..
بهت جایزه میدم..
نمیخوای ازم تشکر
کنی؟!
اوخ... مرسی ارباب
بخطار خوردن کونم!
اهههه... هیچوقت سومين اینجوری
نبود..
چیشده اونو ؟!
هوووم... همینه!
قبلا هیچوقت اینجوری نبودی..
سوجین خیلی تغییر کردی..
ها؟! تو الان بهم گفتی سوجین؟)
هممم؟چرا میری؟!
واقعا نمیدونی ؟!
هممم.. فکرش ميکردم من اربابت بودم..
دروغ بود؟
نه! منظورم اون نبود!
واقعا خوشم اومد، ارباب!
چون من اربابت بودم خوشت اومد؟!
هممم واقعا ؟
فهمیدنش سخته.. واقعا حال کردی؟!
اوه... ببخشید سوجین.. یعنی ارباب..
هممم... هنوز درک نکردی..
چطور جرئت میکنی بهم بگی سوجین
وقتی خودت یه خوک کثیفی!
ما باهم ازدحام کردیم، بچه آوردیم، و الان
بدون هیچ دغدغه ای زندگی میکنیم..
ولی واقعا میشه گفت من
عاشق شوهرم هستم؟!
خدایا
این درسته که اون
به عنوان یه مرد جذاب نیست..
عزیزم
ولی خیلی زیاد واسه خانواده
زحمت میکشه..
قکر کنم مایع ظرفشویی تموم
شد!
اوه...
فکر کنم بهتر باشه بقیش
رو بشوری..
یکم صبر کنی میرم
دوباره مایع میگیرم..
نیاز نیست خودم میرم!
تو حامله ای..
همه کارها با من!
هر دفعه که واژه مرد بتا رو
میشنوم احساس گناه میکنم..
قبلا فکر میکردم این طبیعیه چون
عاشق کنه..
ولی اون به اندازه قبل دیگه
وفادار هم نیست...
و دیگه حتی من عاشقش
ام نیستم..
اوه... رابطه ما اوایل خیلی
خوب بود..
شاید اون بهم خیانت میکنه..
با همون کیر کوچیک؟!
واییی ترسیدم!!
از رعد و برق متنفرم!!
چرا دامان نمیاد..
فکر کردم رفت آشغال بندازه فقط..
اه.. هنوز داره میباره..
به این زودی قطع نمیشه..
نونا، بیدار شو..
چیکار کنم؟
نونا...
دامان...
من خیلی مستم...
ببخشید...
مامان خیلی ناراحت میشه ازمون..
نونا بلند شو یکم
قدم بزنیم!
هممم... نمیتونم..
پس بریم متل استراحت کنیم..
جای زیاد جالبی بنظر نمیاد..
ولی خب من نمیتونم
حملت کنم...
خوش اومدید، شب میخواید بمونید؟
نه یکم فقط، یک اتاق بزرگ لطفا
اوم... اوم...
لباس هامون خیلی خیسه..
هیچوقت اینقدر مست ندیده بودمش..
ممه هاش رو..
خیلی واضح میبنمشون
چیکار کنم؟!
فکر کنم.. از چیزی که فکر میکردم بیشتر
بهم اعتماد داره آره ؟!
نونا، ناجئونگ، بیدارشو!!
نونا من میرم حموم،باشه؟
اوکی...
خیلی مسته حتی نمیتونه
بشینه..
دقیقا مثل خانم هستش..
اوخ، امیدارم بارون زود بند بیاد..
الان که دارم فکر میکنم
خانم هم وقتی مست بود باهام سکس داشت..
شاید، این شانش منه؟!
واو... خیلی صداش بلنده..
واو نونا چرا یه دوش نمیگیری ؟!
واو... خوابید ؟
صدا که خیلی زیاده..
راستی آبجی سلام فکر نمیکنی
یکم زیادی بی دفاعی الان؟!
با اینکه ما خانواده ایم..
ولی من مردم...
اگه اینجوری بخوابی قطعا مریض میشی..
نونا... بیدار شو..
وگرنه مریض میشی!
بابا لباساش کامل خیسه!
خیلی سعی کردم بیدارت کنم..
امیدارم ناراحت نشی فقط میخوام
لباست رو عوض کنم!