خانواده صمیمی قسمت ۱۵ از ۷۰۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
قسمت 15
دامان ،اگه عصبی هستی بهم بگو،
چرا در میری؟!
دامان ؟
اینجا شبیه خرابه های
چرنوبیل هستش..
خفه شو دنبالم بیا فقط.
میخواد چیکار کنه؟!
خانواده صمیمی
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
یک، دو...
یک، دو.
یکی دیگه مونده!
هوفف..
ایش...
خسته شدم...
فکر میکردم حالم بهتر شه اگه یه ورزش
مشتی کنم..
ولی چرا هعی به دامان فکر میکنم؟!
خدااا
دامان
هاا.. کجا رفته؟!
رفته مدرسه؟
من چم شده؟!،چرا این‌جوری شدم؟!
چرا واقعا امیدوار بودم اتفاقی بیوفته؟!
بدنم کلا به فکر اونه..
ساک بزن!
تووو... دهری چه غلطی میکنی!!
زود باش،
نگفتی آرومم میکنی؟
دامان... این...
منظورم نبود!
اگه میخوای نکنی، نکن..
من فقط به آقا میگم!
دامان ،تو واقعا؟!
کاری که گفتم رو میکنه؟!
باشه... انجامش میدم..
فقط بهش نگو..
هممم...
مطمئن نیستم...
بستگی به کارت داره..
من...
شبیه یه جوک برای تو هستم ؟!
ایش...
بگیرم بزنمت تا خودت رو جمع و جور کنی؟
حتی قدرت اینکار رو
نداری..
هنوز نفهمیدی؟
خیلی ضعیفی واسه اینکارا..
داری چهههه گوهی میخوری ؟
کصخل شدی ؟
هممم
هاا... ؟
دیوانه ای؟
بسه!!
روانی شدی؟!
چه قکر میکنی آخه و
خانم... داری مجبورم میکنی..
چییی؟!
اگه باهام صادق نباشی..
باید مجازات بشی!
چطور جرئت میکنی!!
حتی این اگه به معنی طلاق من باشه،
من هرگز اینکارو نمیکنم!
اینگار که اول باید دهنت رو
ببندم..
بازش کن!
چطور جرئت میکنی اینجوری با من حرف بزنی!
ایششش واقعا باید بهت
درس بدم!
اوخ...!! نکن!!بسه!!
اینکارو اینقدر میکنم تا
دهنت رو باز کنی!
اخ باشه!
بس کن!
من باز میکنم!
اوممم...
خیلی حال میده..
خیلی خوبه خانم..
دستت رو ول میکنم اگه
خوب بخوریش..
مثل آدم رفتار میکنی یا نه؟
میکنم...
از چیزی که فکر میکردم بهتر داره باهام
راه میاد..
تمرین دادن بهش حال میده!
واو...
من کاری که گفتی رو
انجام دادم..
آره.. هرکاری میگم بکن!
اوه،ببخشید..
الان چیکار کنم؟
هممم. معذرت خواهی میکنی؟
اگه واقعا شرمنده ای پس ثابتش
کن!
هاا؟!
چطور؟
خب...
اینجا!
کونت ؟!
میخوای کونت رو لیس بزنم ؟
اوه،بیخیال..
با توجه به نگاهت اینگار که واقعا
شرمنده نیستی..
باشه ،انجامش میدم!
اینجوری باید
انجامش بدم؟
فاک.... خیلی خوبه!!
تازه فهمیدم دلیل اینکه تو پورن
اینکارو میکنن چیه!
اه خیلی خوبه مامان..
فقط اونجارو لیس نزن!
زبونت رو بکن داخل کونم!
این خیلی تحقیر کنندس
ولی یه حس عجیبی دارم..
ادامه بده یا میگیرم می‌زنمت..
محکم تر لیس بزن!!
اومممم... مممم
ولی داره حشریم میکنه!
خیلی تحقیر کنندس!!
آههه... خیلی خوبه..
چرا اینکه داره مجبورم میکنه باعث میشه
حشری تر بشم؟!
بعد اینکه کارهایی که داره میگه رو
میکنم انتظار یه جایزه دارم اینگار!
با این کیر قشنگ و بزرگ
جلوم..
واقعا میخوام
لمسش کنم...
اون حس پر شدن کصم با اون
رو میخوام..
کارم رو بهتر میکنم... پس..
امیدوارم منو بکنه..
پایان

قسمت 15 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 16

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خانواده صمیمی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت