نسخ نامادری قسمت ۶۵ از ۱۰۱۱۴ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 65
حتی نمیتونم
رو پاهام وایستم
هاا
میخوای برگردی؟
هاا
میخوای چیکار کنی؟
از حالا...
می‌خوام یه تجربه
جدید بهت بدم
تجربه‌ی...
گاییده شدن همزمان
از دو سوراخ
چی؟
نسخ نامادری
هااع
هااع
آااه
هااه
جیوون...
من...
منظورم این
نبود
میدونم نمیخواستی
بکنمش اونجات
ولی این.‌..
یه تجربه‌ی
جدیده، نه؟
هااع
چطوره خاله؟
هااع
الان میتونی حس کنی
همزمان دو تا سوراخات
دارن گاییده میشن؟
هااع
هااه
آاه
هاا
هاا
من چیکار کردم؟
دوتا سوراخم
دارن گاییده میشن
هااع
هاااه
هااع
هااع
هر بار که
تلمبه میزنه...
زیر شکمم...
هاا
آه
میسوزه!
هااه
هااع
هااع
هاااه
هااع
جیوون
هااا
هااا...
هاا...
خاله...
هااع
عویی
هاه
هااع
اگه یهویی
درجهُ ببری بالا...
هااع
نمیتونم جلوی
خودمو بگیرم
لرزشش باعث
میشه کصت
تنگتر شه
هااا...
هااا..
هااع
عااه
هااع
کصت داره
کیرمُ له میکنه!
هااع
آاه
آاه
چرا اینجوری شدم؟
هااع
عووم
هااع
آاه
آاه
نمیتونم جلوی
گریه‌مو بگیرم
کارگردان...
کیونگا رو ندیدی؟
کیونگا؟
چیزی شده؟
خب، تو لایو
یکم حالش خوب نبود
میترسم الکی
خودشُ سرزنش کنه
برو دستشویی
فکر کنم اونوری رفت
بهش بگو جای
نگرانی نیست
ویوهامون خیلی بالا رفته
بهش میگم
مرسی کارگردان
واسه چی
از من تشکر میکنی
کیونگا خیلی زن
خوش‌شانسیه که
همچین پسری افتاده
دنبالش و نگرانشه
ولی کیونگا هم
همه جوره جذابه لعنتی
گفت برم
سمت دستشویی
هاااه
صدای
کیونگاست؟
داره گریه میکنه؟
راه ورودم
بسته‌ست
هااع
قبلاً اگه تو پخش زنده
خرابکاری میکرد، میومد
دستشویی و گریه میکرد
باید یه چیزی بگم
خوشحال شه و بیاد بیرون؟
چطوره بگم
شیرینی آوردم؟
این دیگه خیلی
رمانتیکه
اگه از فرط خوشحالی
بپره بغلم چی؟
اگه میدونستم اینجوری
میشه دیروز میرفتم
باشگاه
هااع
هااه
خاله، وقتی لخت
میبینمت بدجور
تحریک میشم
آه
هاا...
هاا...
آاه
لباسامم همه
چروک شد
هااع
هااع
وایسا
هااع
دیگه نمیتونم
کص و کونمُ حس کنم
آاه
تمومش کن
هااا...
هاااع
بریز توم
هاااه
آاه
حله خاله
یکم دیگه تلمبه
بزنم آبم میاد
آه
هااع
چشمام...
هااع
آااه
سیاهی میره
خودمم نمیدونم
چرا اینجوری شدم
گریه‌م بند نمیاد
عجیبه، انگار
یه چیزی خراب شده
آه
نمیتونم درست فکر کنم
عوویی
خاله ..دارم
ارضا میشم
هااع
هاع
آاه
هاا
هااا
هااا
خاله
بذار یکم
همینجوری
استراحت کنم
هاا
هاا
تا کی میخواد
گریه کنه؟
اگه تمومش میکرد
و میومد بیرون
خیلی خوشحال میشدم
ادامه دارد...
پایان

قسمت 65 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 66

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نسخ نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت