نسخ نامادری قسمت ۱۵ از ۱۰۱۲۹ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹
15
جیوون
داری چیکاری میکنی؟
خاله..
نسخ نامادری
اون...
فکر کردم خوابی
میخواستمــ...
چی؟
آاا...
بکشش بیرون
باشه!
دستاتُ مشت کن و
ببر بالا
اووخ..دستام
درد گرفت
میدونی چه
کار بدی کردی؟
آره...
تو خواب بودی و
من بدون اجازه کیرمو کردم
تو دهنت...
کافیه...
نمیخواد بگی چیکار کردی...
دیگه از این کارا
نمیکنی، فهمیدی؟
باشه..باشه
اون کار خیلی
بدی کرده...
الان باید ببخشمش؟
انگار خیلی بهش
سخت گذشته...
من میخوام بخوابم
تو هم برو اتاق خواب
رو تخت بخواب
من برم تو اتاق خواب بخوابم؟
تو کجا میخوابی؟
من رو مبل میخوابم
تو برو اتاق رو تخت بخواب
نه، مشکلی نیست
تو برو رو تخت بخواب
مبل پدر
کمرمُ درمیاره ولی..
باشه
بهتره جدا
بخوابیم...
شاید بخاطر الکله
خوابم نمیبره
این رفیق ما هم
انگار خوابش نمیاد
دارم دیوونه
میشم...
نمیتونم اتفاقی که افتاد
از سرم بیرون کنم
خیلی حال
داد...
خیلی کم بود
ولی حرف نداشت
اگه تا ته
میکردمش تو چی؟
داره میاد!
نه...!
بخاطر این فکرای سکسی
خوابم نمیبره!
خاله الان احتمالاً
خوابه، نه؟
فکر کنم چون از خواب
پریدم دیگه خوابم نمیبره
جیوون... تو چه
مرگت شده پسر جون؟
وسط خواب کیرتُ
میذاری تو‌ دهنم!؟
اعصابم خورد شد
بخاطر اون اتفاق
خیس شدم... آخه چرا؟
خیس شده
بدنم داره میسوزه
نمیدونم چرا ولی
دوست دارم کصمُ بمالم
خاله...
این صدای چیه؟
چرا خودمُ
زدم به خواب؟
من خوابم نمیبره...
میشه یکم پیشت بمونم؟
فقط یکم...
زود میرم
باید چیکار کنم؟
باید ردش میکردم ولی
دیگه دیره....
شاید بخاطر اون اتفاقه
ولی خوابم نمیبره
چیکار کنم؟
یکم همینجوری بغلت
میکنم و بعدش میرم
الان بدنم خیلی حساسه
اگه اینجوری بچسبه بهم...
یه چیز سفتی رو
پشتم حس میکنم
بخاطر اتفاقی که افتاد
خیلی هیجان زده‌ام
نباید اینجوری بشه...
ولی کیرش که میخوره به
پشتم کصم خیس‌تر میشه
یکم دیگه...
یکم دیگه تحمل
کن کیونگا...
فقط تا خوابش
ببره دووم بیار
خاله...
اینجات خیس
شده...؟
تو هم بخاطر اینکه
کیرمو کردم دهنت اینجوری
شدی، نه؟
نه...
دستتُ نکن
کردش تو...
چقدر خیس
شدی خاله
اینجوری نمیشه...
خاله... من اینجوری
خوابم نمیبره
تا خوابش
ببره خودتُ
بزن به خواب
یکم صبر کن...
فقط یکم...
میکنمش توت...
ادامه دارد...
پایان

قسمت 15 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 16

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نسخ نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت