نسخ نامادری قسمت ۱۰ از ۱۰۱۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
10
فقط...
منُ بگا...
انگار به سکس
با این بچه...
معتاد شدم...!!
نسخ نامادری
کصم داره
پاره میشه
کیرش خیلی بزرگه
با اینکه چند
بار با هم سکس کردیم...
نه، فکر کنم بیشتر
از این حرفا باشه...
ولی انگار اصلن خسته
نشده و میخواد ادامه بده
خیلی حال میده
تو عمرم همچین
لذتی رو تجربه نکرده بودم
این‌بار میخوام
سرعتی تلمبه بزنم
کیرمُ تا خایه‌هام
میکنم توت...!
بدنم خالی کرده
حتی توان ندارم
یه کلمه حرف بزنم
آبمُ میریزم...
تو کصت خاله جون!
خیلی حال داد
عینکت...
عینکم؟
نمیشه عینک
نزنی...؟
اینجوری خوشیپ‌تری
امروز رفتم دنبال خونه
میخوام خونه بگیرم و
تنهایی زندگی کنم
دیگه تو یه تخت
با هم نمیخوابیم
راستش...
خیلی میترسم...
فکر میکنم گند زدم
به همه چیز
خواب عجیبی بود...
مرد شدن حس
خیلی خوبیه
دو بار آبمُ ریختم
تو کصش، فکر کنم
دیگه مرد شدم، نه؟
فکر کنم هر بار که
کص کنی یه سال
بزرگتر میشی
درسته، اگه وابستگیم
به آجوما رو آروم آروم
کم کنم...
جیوون؟
از مدرسه برگشتی؟
آجوما...
فکر کردم امروز تعطیله
اشکالی نداره...
منم نرفتم سر کار
غذا نخوردی، نه؟
بیا صبحونه بخوریم
زود حاضرش میکنم
انسان موجود
متوهمیه...
فکر کردم حالا که سکس
کردم همه چی بهتر میشه
لحظه‌ای که اینجوری فکر
کنی خطرناکترین لحظه‌ست
خوبه، خوشمزه شد
خورشت داره حاضر میشه
منتظر میمونی با برنج بخوری؟
آره
ولی اشتباه میکردم...
همه چی بدتر شد
ذهنم وقتی داشتم خاله
کیونگا رو میکردم آزاد شده بود
همچین حس قوی و لذت‌بخشی
رو زندگی روزمره و اطرافیانت
اثر میذاره...
حس خیلی
خطرناکیه...
یکم سس سویا
اضافه کنم؟
بدون اینکه بفهمم
به کونش زل زدم
خیلی کنجکاو شده بودم
ببینم زیر دامنش چیه
چجوری ناله میکنه؟
چه پوزیشنی
دوست داره؟
جیـ...وون
دوست داره با
ممه‌هاش بازی کنم؟
این فکرای کثیف از
ذهنم بیرون نمیرفت
مهم نیست چقدر تلاش میکردم
همه‌ی لوبیاهارو
خوردی؟
خوشمزه بودن
جیوون کوچولومون دیگه بزرگ شده
خیلی وقته خونه رو تمیز
نکردم... کمکم میکنی
تمیزش کنیم؟
آره... حتماً
حالا چیکار کنم؟
همش حواسم به آجوماست
نمیتونم رو کارم تمرکز کنم
نه، اگه کار اشتباهی کنم
همه چی بگا میره
آره، باید رو یه چیز
دیگه تمرکز کنم
جیوون
بله آجوما؟
این لباس یکم کثیفه
میشه بشوریش؟
همین... فقط باید
بشورمش...؟
یعنی میتونم امروز
جون سالم به در ببرم؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 10 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 11

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نسخ نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت