نسخ نامادری قسمت ۴۸ از ۱۰۱۱۵ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
ولی بگو
رازت چیه؟
چه رازی؟
عملکردمونُ میگی؟
نه بابا، پوستت!
امروز خیلی خوشگل شدی
رفتی پیش درماتولوژیست؟
هر روز داری
جوونتر میشی آبجی
اگه راز جوونی داری
به منم بگو
باشه آبجی؟
چه رازی آخه!
من فقط...
این اواخر بیشتر
با پسرم وقت
میگذرونم
نسخ نامادری
آه...
خوشمزه‌ست؟
آره
خیلی خوشمزه‌ست
هااع
آه
نه فقط برنج
باید چیزای دیگه
هم بخوری
بگو آااا
لوبیاست
نباید فقط یه
غذا رو بگی دوست
دارم
تو هر چی بهم
بدی میخورم آجوما
من؟
آره
خیلی نازه
پس همه رو
باید بخوری، باشه؟
پس...
خیلی خوشمزه بود
وقتی با دهنت بهم
غذا میدی خوشمزه تره
اینا رو هم بخور
باشه
خوبه
آروم
آروم بخور
که دل درد نگیری
باشه
این اواخر جیوون
مثل بچه‌ها شده
منم بدون هیچ شکایتی
همه چی رو پذیرفتم
ولی با اینکه بنظرم خیلی خوبه...
داره کم کم نگرانم میکنه
ببخشید سرپرست
یه سوال
غیرکاری دارم
باشه
جدیداً یه کرم
جدید استفاده میکنی
چی؟ نه
چرا پرسیدی؟
آخه پوستت خیلی
شفافتر شده
جدی؟ نمیدونستم
و...
این روزا بهتر میخوابم
شاید بخاطر اینه
اگه کارت تموم شده
برو خونه
باشه
همه بهم میگن جوون‌تر شدم!
نکنه بخاطر رابطه‌م با جیوونه؟
جیوون
عاه
سکس برامون شده یه روتین
هاع
مطمئنی لازم نیست
واسه امتحان درس بخونی؟
و بینشم با هم
حرف میزنیم
یه بار که ابم اومد
میرم درس میخونم
هر روز همین وضعه
انگار خیلی نرماله
ولی یه چیزی هست...
که با قبل فرق کرده
حالا که یه ارتباط قوی
بینمون شکل گرفته، هر جایی
از خونه باشیم سکس میکنیم
هاع
هاه
آجوما
نمیدونم درسته یا غلط
دیگه به احساسم نسبت
به جیوون مطمئن نیستم
نمیتونم درست توضیحش بدم ولی...
مثل یه بچه که
میچسبه به مادرش...
من به این نتیجه رسیدم
مادری هستم که زیادی
بچه‌ش بهش وابسته‌ست
هاع
گرچه جیوون...
میریزم...
حتی اگه بچه‌ی
واقعیم نباشه...
توت!
نمیدونم تا کی این
رابطه ادامه پیدا میکنه
ولی حتی اگه الان
جیوون آماده‌ی ترک
کردنم باشه...
من...
هنوز آماد‌ه‌ی
خداحافظی نیستم
ببخشید خانوم
میشه یکم صندلیتون
رو بکشین جلوتر؟
چرا؟ همینجوری خوبه
موقع غذا همه
صندلیشون رو
میکشن جلو
به من چه؟
همینجوری راحتم
چیکار میکنی؟
صندلیتُ دادی عقب
جای من تنگ شد!
هالت دن ماند
دو فت شامپت
چی!؟
چی گفتی؟
داشتی بهم فحش میدادی
مگه نه؟
آروم باشین خانوم
با منی؟ نمیبینی
جنده بهم چی گفت؟
یکی بیاد کمک
خانوم؟
مسئول این هواپیما کیه؟
☺
ادامه دارد...
پایان

قسمت 48 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 49

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نسخ نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت