اوساکا قسمت ۳۴ از ۴۰۴۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
من و سویون بار اول
همو توی دبیرستان دیدیم
توی پیش دانشگاهی
به محض اینکه دیدمش...
عام
میتونم کنارتون بشینم؟
حتما ...
خجالت
چقد خوشتیپههه
توی نگاه اول عاشقش شدم ...
و خب من و سجین و سویون
خیلی به هم نزدیک شدیم
کلی وقت با هم میگذروندیم
و خب سجین هم بعضی
مواقع ما رو میپیچوند که
بره دوس دخترشو ببینه
بای بای
میبینمت
هروقت این اتفاق
میوفتاد منو سویون
با هم برمیگشتیم خونه
اون شبم یکی
از شب هایی بود که
سجین رفت دوس دخترشو
ببینه
باورت میشه اصن؟
هاهاهاها
هی سونگجو
هومم؟
چقد نزدیکه
چی شده؟ ...
یچیزی بگو ...
عاشق وقتاییم که لبخند
میزنی
من میخوام اونی باشم
که باعث لبخند زدنت میشه
دوس دخترم میشی؟
باشه ...
اون ازم زیر تیر چراغ برق
این درخواستو کرد ...
و چندین سال رو با هم
گذروندیم
و تصمیم گرفتیم که با هم
به یه دانشگاه بریم
رابطمون خیلی نرمال بود...
در واقع من اینطور فکر میکردم
ببخشید ...
فک کنم هنوز اماده نیسم ...
ناز کردن
اشکالی نداره عزیزم
من تا وقتی که اماده
باشی صبر میکنم
واییی
سویون ...
بغل
بغل
فک کنم خیلی مجبورش
کردم صبر کنه
ما اومدیم بچه ها
نگاه کردن
ببینم داشتی بهش
نگاه میکردی؟
چی میگی دختر ...
من نمیخوام که تو به دخترای دیگه نگاهی کنی
اون دو نفری که
ببازن باید برن
سنگ ... کاغذ... قیچی
نتیجه !
بحث کردن
چرا تو یکی اخه ؟
من از کجا بدونم
بحث کردن
میبینمتون
سویون .
ایشششش
باید با هم صحبت
کنیم . همین الان
بوس
عاااح
سونگجو ...
سویون ...
من ...
فک کنم که اماده
باشم ...
تو متعلق به منی
اوساکا
قسمت 34
Blaydrax
سجین ...
فک کردم زود برمیگردی
پس اینجا چیکار داری میکنی؟
به چی نگاه میکنی؟
عاممم هارو ...
نگاه کردن
عاااح
هاههه
هااا
سویون ...
اروم تر لطفا ...
ببخشید ... درد داری؟
یکم ...
فک کنم چون .. بار اولمه
اینطوریه
ولی هنوزم ...
خیلی حس خوبی داره
ادامه بده
هااا
هااا
هوف
سجین ...
هوف
هوف
هوف
نزدیک کردن دستش
گرفتن
هارووو !
فشار
فشار
سجین ...
تو هم میخوای اره؟
چییی؟
عاح
دارم چیکار میکنم؟
فک کنم هارو هنوز
مست باشه
هارو ...
بقیه دارن ...
هوف
هوف
تو اتاق بغلی سکس
میکننا
عاااح
هاههه
آههه
حالت خوبه ؟
اره اولش درد
داشت ولی الان ...
خیلی حس خوبی داره ...
الاناس ارضا شم ...
باید بکشی بیروننن
ممممم
ببخشید سویون ...
فقط نمیتونم متوقف شم
هاااا
هااا
هااا
نه وایسا ... !
تلمبه
تلمبه
عاححححححح
هااا
هااا
هااا
ریختی توم؟
نگران نباش
هوف
هرچیزیم بشه من
ازت مراقبت میکنم
خیلی ممنونم ازت
دوستت دارم
هیهی
منم همینطور
خب پس الان بنظرت ما
باید ...
انجامش بدیم ؟
ادامه دارد ...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 34 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 35

این قسمت را دوست داشتی؟

۶ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت