لعنتی
نمیتونم بهش زل نزنم
هی اینطوری بهم نگاه
نکن داری خجالتم میدیا
ببخشید !
ولی منظورم این نیس
کلا نگاهم نکنیا
هااا؟
در واقع چون ...
هااا؟
چییی؟
عهههه
هارو چیکار میکنی ...
من باید اینو از تو
بپرسما
فک کردی داری چیکار
میکنی؟
نمیتونی وقتی که بقیه
اطرافمونن همینطوری شق
کنیا
این چیزی نیس که من
بتونم کنترلش کنم
ببین اینطوری که وایسادیم
فقط داره عجیب ترش میکنه
و باعث میشه بیشتر مشکوک شن
و همچنین هارو هم نمیتونه
دستاشو ثابت نگه داره
این خطرناکه ...
خیلی عجیب بنظر
میاد
الان من رسما
کیرشو گرفتم تو دستم
هااا
هوف
هااا
خیلی حس عجیبی
گرفتم ...
باید یکاریش کنم ...
ادامه دارد ...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com