اوساکا قسمت ۳۱ از ۴۰۳۷ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷
اگر گیر بیوفتیم میخاوی
چیکار کنی خب ؟ ...
زمزمه
بیا فقط همینجا
تمومش کنیم باشه؟
هنوزم دیر نشده
زمزمه
نه من نمیخوام
زمزمه
هااا
هااا
از اخرین باری که
سکس داشتیم خیلی گذشته
و خب من نمیزارم
زمزمه
کیرت خیلی حس
خوبی میده
هوف
لعنتی
هرچی بگم گوش
نمیکنه اخرش...
فک کنم انتخاب
دیگه ای ندارم
فقط باید از
خودم دور کنمش
هاههه
هاا
هااا
هاااا
تلمبه
گرفتن
فکرشم نکن
بتونی متوقفم کنیا
و گرنه جیغ
میزنم
سابیوک ...
لعنتی ...
عرق
اهه با شناختیم
که ازش دارم میدونم
الکی نمیگه
عرق
کافیه !
و گرنه آبم میادا
سابیوک ...
هااا
هااا
هوففف
هاااا
ارضا شدی؟
اونم داخل کصم؟
واوووو
خودت نمیزاشتی
تمومش کنم ...
اوخ
امروز روز امنم
نیستا ...
هااا؟
فک کنم این کلمه
رو یه جای دیگه هم شنیدم
به چی فکر میکنی ها؟
اگر گیر میوفتادیم
چی؟
اهه بیخیال همون ترس
گیر افتادنش هیجان انگیز
ترش کرد
هاهااهاه
نه واقعا ...
و اون قضیه روز
امنت نیس چیه؟
شوخی دیگه؟
اخییی سجین انگار
ترسیده هاااا
در واقع
جدی بودم
واقعا؟
وایسا باید دربارش حرف
بزنیم ...
این ...
شلام ...
هارو ...
اوساکا
قسمت 31
Blaydrax
نمیدونم چه اتفاقی بین هارو
و سجین افتاده ولی ...
ازین که میخواد ازم
دور شه متنفرم ...
شما دوتا اینجا چیکار
میکنید؟
اه خب اومده بودیم
مایو بخریم
تو چی هارو؟
همممم
منم همینطور ...
بزار ببینم
جفتتون اومدین واسه خریدن
مایو ؟ اونم با هم ؟
اله
سجین خیلی خوب
به اونایی که تست
میکردم نگاه میکردو نظر میداد
چی میگیییی
خودتو به اون راه نزن
همه چیزو دیدی دیگه
سجین ...
نکنه واقعا فک کردی
میزارم همینطوری بری؟
پ ن : قرص های ضد بارداری بودن
روز سفر...
هی سجین .
بیا بشین اینجا
دست زدن به صندلی
هارو هنوز
نیومده؟
ولی اگر اینجا بشینم
چیکار میکنی؟
سوار شو دیگه
هوی چرا نمیری
عقب بشینی ها؟
میدونی من یکم نسبتا
به ماشین توی جاده
حساسم و خب ...
خب کونی پنجره
رو واست باز میکنم
دیگه ... برو عقب
هوف
خب همین پنجره صندلی
جلو رو باز کن دیگه
خشم
هوا عالیه
چه زمان خوبیه واسه
رفتن به ساحل مگه نه؟
هارو؟
اره ...
وایسا میخوای
به جاده نگاه کنی
یا ما ؟ نندازیمون پایین
هااا؟
هارو هنوز ازم داره
دوری میکنه
نگاه کردن
در واقع
از بعد اون روز
که منو با سابیوک دید
ایش
هوف
حتی تو چشمام نگاه
نمیکنه
ولی ...
بیا بریم یچیزی
بخوریم مهمون
من
هارو تو چیزی
خوردی؟
عام نه واقعا ...
نمیتونم ببینم این
حرومزاده اینطوری
به هارو نزدیک میشه
گرفتن
نگاه کردن
دستشو
گذاشت رو شونش
چی؟
نگاه کردن
علیک!
ببینم تو مارو دعوت
کردیو راننده هم خودتی
بنظرت نباید به ناهار دعوتمون
کنی؟ اونم هممون رو ؟
وای بازم این کصکش
هی بچه ها
جینهیوک ما رو دعوت
میکنه به ناهار
از همون روز اول
اوه خیلی ممنونیم
ازت
پولدار لعنتی
داره رو مخم
راه میره ...
داری شوخی میکنی
دیگع ؟
فشار دادن
تو چیکاره ای اصن
اینجا؟
دستتو نزن به من
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 31 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 32

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت