اوساکا قسمت ۱ از ۴۰۶۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵
اوساکا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
قسمت اول
من تازه 20 سالم شده
و خب تصمیم گرفتم که برم به ژاپن
هرچند که
هرطرف رو نگاه میکنی
داری کره ای ها رو میبینی
هر طرف!
انگار با مدرسه اومدی
اردو ، جای اینکه تنهایی
اومده باشی سفر
خجالت
روش رو برگردوند
در واقع واسه این اومدم
سفر که شاید اکسمو فراموش
کنم
ولی خب انگار فکرش قرار
نیس دست از سرم برداره
دوره جالبی نبود
کلاسامون از هم جدا بود
و خب من زیادی روی درسم
تمرکز کرده بودم
و خب پارتنرم مجبور شد
دوباره توی کنکور شرکت کنه
و خب من نمیتونسم بخاطر قبول شدنم
هیجانمو کنترل کنم
حسودی میکنه
قرار بود با پارتنرم اینجا باشم
ولی الان خودم و کیرم تنهاییم
هرچی پلن بود رو هم کنسل کردم
و خب تصمیم گرفتم فقط
بمونم توی هتل و رو تخت بخوابم
تا وقتی که برگردم کره
اینو ببین
قدم
این اولین باری بود که
اون دختر رو دیدم
چشماش قرمز بودن و خب
میتونسم قطرات اشک رو
توی چشماش ببینم
از چشماش میشد فهمید
که از یچیزی ناراحته
کاش میتونسم کمک کنم
بهش
بهش نگاه کردم و دیدم
میله ها رو گرفته و داره
به رودخونه نگاه میکنه
فشار دادن
یه مقدار خطرناک بنظر
میومد کارش
هویییییی!
چیکار میکنیییی
دویدن
وایسااا
افتاد
حالت خوبه؟
ممه
ها؟
تو کره ای هستی؟
( با زبان ژاپنی پرسید)
عه ژاپنیه که
ماشالا بلدم نیسم
ژاپنی صحبت کنم
زل زدن
لرز
لرزش
انقد وضعیت پیچیده
بود اصن فراموش کردم
دستم کجاس
اوه
ضربه !
ههههه؟
اوققق
من زندگیشو نجات دادم و بعد یه
ضربه تو گوشم نصیبم شد؟
چه مرگته اخه زنیکه
برام
ها؟
این چشههه
الکل بخر
گرفتن
الکل؟
نکنه مسته؟
زنیکه یکم حیا داشته
باش لااقل
هممم
اشک
فکرشم نکن که اینکارو انجام بدم
به سلامتی!
ایخدا
هممم
همممم
باورم نمیشه واقعا دعوتش
کردم
خب
روی پل چیکار میکردی؟
ام
دوست
دوست پسرم...
دوست پسر؟
ما به هم زدیم
بخاطر همین میخواس خودشو بکشه؟
ناراحت شدم
البته خب زیاد چیز
دور از انتظاریم نیس
منم همینطور
منم با اکسم همین تازیا
به هم زدم
جدی؟...
اره
میخواسم با همدیگه بیایم
ژاپن
ولی خب مجبور شدم تنهایی
بیام
و
هر کسیو این طرف میبینی
زوج های کره ایننن
و بعدشم که یه دختر رو دیدم
که میخواس خودشو از پل بندازه
پایین
هاااااا
شرمندههه
بریزم واست؟
چقد کیوت خجالت زده
شد
ولی واقعا میتونه بیشتر از این بخوره؟
بزنیم به سلامتی؟
ها؟
واقعا شک دارم که بیشتر
نیاز شه بخوره
شک
خیله خب
به سلامتییی
ووآه
به هم زدن
وایسا
البته خب اون یه بزرگساله
پس میتونه از پس خودش بر بیاد
هاهاهاا
اشتبا میکردم
این چه غذاییه
تا حالا ندیده بودمش
میخو-ای یکم بقولی؟
هاهااه
بزار من پرداخت کنم
باج
هوفف
اه
اون بود که میخواس بره
کالج ... چرا منو ول کرد
اخه
اون کنکورش رو رید
نه من
کیر تو دهنش
هههه؟
جنده
اره خب جنده بود
هی
بل؟
وقتی رو پل دویدم سمتت
یه لحظه شوک زده شدم
که چرا یه انسان اینکارو باید بکنه
هوف
و با اینکه نجاتت دادم
تو زدی توی گوشمم
ولی میدونی
الان که داریم با هم مینوشیم
فک میکنم تو خیلی جذابی
هاااااا
تو درباره اکسم باهام
حرف زدی
و به کصشرام گوش دادی
بوس بهت
خجالت
هممم
وایسااا
هوفف
خدافظ
کجا میرییی
لیز خورد
از خریدتون متشکریم
چیز بدی گفتم مگه؟
دنبالش میگرده
نگاه کردن
کجا رفتتتت
من افسرده بودم بخاطر اینکه
جدا شده بودم ازش ولی به
لطف تو بهترم الان
خواهش می-کنم
عاییی
اوهوییی
دست و پا چلفتی
وایسا
خب این صحنه یکم
عجیبه
شورتش کامل معلومه
نفس عمیق
حالت خوبه؟
اوخ
لباسشو کشید پایین
انگاری که نمیتونه
تنهایی برگرده
کمک میخوای؟
اگر اینطوری ولش کنم
خطرناک میشه
منو کول کن
گرفتن
بینگ
هتل
سرراست
برای اولین باره با
یه دختر توی یه هتل
تنهام
استرس
استرس
آههه
خیس عرق شدم
فقط یکم استراحت میکنم
و بعدش برمیگردم
در اوردن
پس داخل هتل میمونه
و چمدون هم با خودش
داره
نکنه اونم مثل من اومده
سفر؟
با تعجب
نگاه کردن
درسته که اون غریبس
ولی بازم وقت خوبیو با هم
گذروندیم و با هم خیلی حرف
زدیم
من حتی اسمشو
هم نپرسیدم ازش
شاید فقط یهویی با
هم کنار اومدیم درسته؟
مممم
گرمش شده؟
لباسشو در اورددد!
هولی شتتتتتتت
گرمه
چرا یهویی لباسشو
در آورد اخه
شل شدن
اگر که الان تکون
بخورم ممکنه از لرزش
تخت بیدار شه ...
وایسا این کصکش
کی شق شد؟
یا الله
صبح بخیر
اخه این چه زمان بندییه
لعنتیییی
ممکنه زنگ به پلیس بزنههه
باید همون اول گورمو گم
میکردم
فقط چند ثانیه صبر میکنم
تا کیرم بخوابه بعد-
اهههه
زنتو گاییدمممم!!!
شلوارتو در نیاررر!
وایسااااا
اووو
هه؟
هههههه؟
بگا رفتم
ببینن-
میتونم توضیح بدم
بخدا...
من صرفا خسته شده بودم
بابت حمل کردنت و بخاطر
همین یکم وایسادم-
و یهویی تو شروع
کردی به لخت شدن
و در اوردن لباسات و -
خدا شاهده نمیخواسم
باهات کاری کنما
به جون بابات قسم
هومممم
دوباره میخواد
بزنه تو گوشم؟
میتونم هرچقدر که لازمه
معذرت خواهی کنم چون
به هر حال لمسش کرده بودم دیگه
گرفتن
جان؟
هاها
وایسا چیشد؟
ادامه دارد
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
Blaydrax
پایان

قسمت 1 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 2

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت