اوساکا قسمت ۳۳ از ۴۰۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹
هاهاهاها
هی سجین بیا
اینجا کمکم کن ببینم
ها؟
نگاه کردن
کجا رفتن ؟
هارو ...
چیکار میکنی ؟ ...
هوف
هوف
خب
میدونی اگر کیرت شق
باشه بقیه میتونن راحت
بفهمن ...
پس باید کاری کنیم که
اروم شی
عام خب میدونی شق کردنه
دست من نیس که
پس باید چیکار کنیم؟
هااا
هااا
این داره روانیم میکنه
خیلی بزرگ و سفته
میتونم کامل ببینمش
میخوام بکنمش تو خودم
فک کنم سجین هم اینو
ترجیح بده نه ؟
و خب کصم باعث
میشه سریعتر ارضا
شه
اره فقط انجامش میدم
که سریعتر تموم شه و
برگردیم
کشیدن
این تنها دلیلشه
ها-هارو ...؟
میدونی اگر بخوام فقط
از دستام استفاده کنم
خیلی طول میکشه ...
میتونیم گیر بیوفتیم
در این صورت
من امادم سجین ...
پس زود باش و بکنش توم
اوساکا
قسمت 33
Blaydrax
لعنتی کصش خیلی
خیسه
و این در حالیه
که هنوز کاریشم
نکردم ...
هارو ...
یعنی فقط دیدن کیرم
باعث میشه انقد خیس شی؟
منحرف کوچولو ...
عااح
هاهههه
هااا
آهههه
آههه
هااا
هارو خیلی صدات بلنده
ولی ...
تو هم خیلی وحشیانه داری
تلمبه میزنی ...
نمیدونم چی میگی ولی خب ...
همینطوری بمون ...
خیلی زود تمومش میکنم
هاااا
هاااا
نگاه کردن
نگاه کردن
کدوم گوری رفتن
اینا ؟
تکیه دادن
چیکار دارید میکنید؟ ...
اوه سابیوک ...
هاهاهاه
پس اینجایی
داشتیم چندتا صدف جمع
میکردیم
خیلی صدف این اطراف
هست میدونی
واقعا ؟
به هر حال میخوایم
بریم شام بخوریما
الان میایم
حله زود باشین
هوف
باورم نمیشه با هم
توی اونجا سکس کردیم
لعنتی
سجین بگو عاااا
وایسا این یعنی
هارو دیگه ازم
عصبی نیس؟
نکنه ...
نکنه واقعا میخوای
اون رو بخوری؟
هی آبجو کم اوردیم
انقد بهم دستور نده
بیاین سنگ کاغذ قیچی
بازی کنیم و تصمیم بگیریم
کی بره بخره
اون دو نفری که
ببازن باید برای
بقیه بخرن
سنگ ... کاغذ... قیچی
نتیجه !
زود برگرد
گم نشینا
بحث کردن
چرا بین این همه
ادم تو یکی؟
منم هیمنو میخوام بدونم
بحث کردن
وایسا ولی میخوان
بیشتر مست کنن؟
هارو ... میتونه کنار
بیاد ؟
همینطوریشم خیلی
مست بنظر میاد اخه
اوه ...
بقیه کو
یادت نیس؟ رفتن چندتا
بطری دیگه آبجو بخرن خب
میدونمممم
منظورم سونگجو
و سویون عه
راس میگیا
کجا رفتن؟
میرم پیداشون کنم
و منو تنها میزاری؟
خیلی زود برمیگردم
قدم زدن
قدم
قلبم داره از قفسه
سینم میزنه بیرون
بعد از اینکه به چشمای
هارو نگاه کردم ...
نمیتونم به کاری که
اون موقع انجام میدادیم
فک نکنم
اهه به هر حال
اون دوتا کوشون
عاااح
هاا؟
هاهههه
آهههه
هومممم
اون دوتا چیکار
دارن میکنن؟
سجین ؟
فک کردم زودی برمیگردی
پس چرا انقد لفتش دادی؟
ادامه دارد ...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 33 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 34

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت