ویژژژژ
هوممم
باورم نمیشه قبول کردم
اینکارو اونم توی اتوبوس
انجام بدم
قلوپ
تو خوابمم نمیدیدم
توی اتوبوس انجامش بدم
گفت حواسش هستا ولی
انقد صدای نفساش بلنده
که کل اتوبوس خبردار میشن
هاههه
سجین
هاهه
هاهه
چرا وقتی ناله میکنه
اسم منو انقد بلند میگه؟
اروم باشش
هوفف
اههه
عاحح
ایشالا که کسی
از بیرون نمیتونه ببینتمون
خداروشکر هنوز
گیر نیوفتادیم
ولی اگر ادامه بدیم
قطعا گیر میوفتیم
خیلی خوبه...
هوف
هاههه
یکم ارومتر زنیکه !
این چه واکنشیه؟
احح
هاهه
عاخخ
خوشت نمیاد؟
اتفاقا خوشم میاد ولی ...
خجالت
خجالت
÷
ممه هام نرمن مگه نه؟
اره خیلی
مالیدن
پس لطفا
میشه اروم باشی؟
بیخیاللل...
اوساکا
قسمت 14
Blaydrax
ویژژژژ
باز خداروشکر بخاطر صدای
خود اتوبوس یکم ناله هاش پوشیده میشن
و خب لو نمیریم...
هاهه
هاههه
عاححح
وقتی به این فکت فکر کردم
باعث شد کیرم شق تر هم بشه
مالش
دستمو بردم زیر سوتینش
فشار دادن
فشار
و با نوک ممه هاش بازی کردم
هاااا
لرزش
اههه
عاححح
لرزش
ولی اون ...
باز کردن
ساعت چنده؟
زیپ شلوارمو باز کرد
وایسا...
ازین زاویه
هارو میتونه کامل ببینه
سابیوک وایساا
اینجا وقتش نیس...
هاههه
عاحح
مالیدن
هاااا
مالیدن
باشه ...
بس
دست کشیدن
هااا؟
خیلی حرف گوش کن
شد یهویی
ولی بجاش
بزار روت تمرکز کنم
خجالت
گرفتن
شق تر شد
تکیه دادن
وایسا منظورت چیه...
اینجا میخواد اینکارو کنه؟
گرفتن
نگو ...
استرس
نه واقعا شوخیه این
اینجا میخواد کیرمو
ساک بزنه؟
وایسا وایسا ...
عقلشو از دست
داده بخدا
لرزش
بیپپپپ
هی شما دوتا نمیخواید
بیاید؟ قراره پیاده شیما
برگشتن
عه به این زودی رسیدیم؟
هاهاها
هاهاا
سریع ؟ برای من
خیلی دیر گذشت اتفاقا
اوه واقعا؟ هیهی
ویژژژژ
ولی چرا من...
فشار اوردن
فشار
هنوز شقم؟
حیحی
حس میکنم من اضافیم
اینجا و دارم مزاحمشون میشم
اهه بچه ها مرسی
که تا اینجا اومدید باهام
ولی خودم تنها میتونم
برما
سجین لباستو میشورم
و بعد -
نه هارو ما هم همراهیت
میکنیم !
ولی خب خیلی خسته
هستینا
یکساعت توی
اتوبوس بودین خب
لعنتی من با این
کیر چطوری راه برم اخه
عرق کردن
عرق کردن
نه واقعا
گرفتن
گرفتن
نظرت چیه سجین؟
بخدا این دختره
روانیه
عرق کردن
عرق کردن
دلم میخواد بدونم
چی توی مغزشه واقعا
تو خسته نیستی
مگه نه؟
ولش کننن
از قیافت مشخصه
چقد انرژی داری
گرفتن
فشار
سوبیوککک
این اقا کوچولو
هم خسته بنظر نمیاد
میخوای کمکت کنم
استراحت کنی؟
زمزه کردن
زمزمه
نزدیک شدن
میتونم همین الان
انجامش بدما
خودش میدونه چی
داره میگه واقعا؟
هوف
هوف
میخواد اینجا
انجامش بده؟
شوخیه دیگه ...
ولی انگار فقط سابیوک
میخواد بیاد ...
هارو بزن بریم خونه!
برگشتن
اره راهو نشونمون بده
ما مدت زیادیه که دوستیم
و این اولین باریه
که میخوام بیام خونت
اره خب ...
یکم باید راه بریم
هنوز...
هوففف
رسیدیم؟
اخ ببخشید انقد
زیاد شد راه
نه نیازی نیس معذرت
خواهی کنی عزیزم
داریم خوش میگذرونیم
به هر حال مگه نه؟
بخصوص سجین خان
فشار دادن
فشار
تو هم داری خوش
میگذرونی مگه نه؟
والا نمیدونم منظورت
از خوشگذرونی چیه
ببینم نکنه میخوای
بگی خوش نمیگذرونی
و بزنی تو ذوق هارو؟
زمزمه
زمزمه
هااا
سابیوک تو واقعا...
یجوری باهام رفتار
میکنی انگار اسباب بازیتم
لنتی نمیتونم بزارم
همه چیزو خودش بچرخونه
نزدیک شدن
گرفتن
مالیدن
همممم
مالیدن
میدونی واقعا داره
خوش میگذره فکرشو که میکنم
عرق ریختن
خیلی خوبه ...
از قدم زدنمون واقعا
خوشم میاد
فشار داد
فشار دادن
نظرت چیه سابیوک؟
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com