وقتی چشمامو
باز کردم ...
و تو رو اونجا دیدم...
خیلی حس طبیعی
داشت
شاید که خوشحال بودم
از پیشت بودن ... مگه نه؟
وقتی بهت فک میکردم داشتم
اشپزی میکردم
و خب این که بدونم
از دست پختم خیلی خوشت میاد ...
ذوق زده ام میکنه
نیازی نیس اشاره کنم که ...
دوست دارم ببینم واکنشت چیه
وقتی منو اینطوری
ببینی
سجین
تا-دا
زود باش غذا الان
سرد میشه ها
مدونم ولی ...
چطوری خودمو کنترل
میتونم کنم وقتی توی این
وضعیت میبینمت؟
هوف
هوف
هوف
به چی فک میکنم ؟
سجین !
مممم
وقتشه بیدار شی
ها؟
هارو ؟
پلک زدن
خجالت
این اپارتمان منه ...
تو اینجا چیکار میکنی؟
و چرا من لختم؟
چی شدهههه
یادمه دیشب داشتیم
بازی میکردیم ولی ...
اوه ... سرم درد میکنه
اوساکا
قسمت 25
Blaydrax
اههه
سردرد
عجب چیزایی درست
کردی هارو جونم
اوه واقعا؟
خیلی خوبه
همشونو با چیزایی
که تو یخچالم بودن
درست کردی؟
اره ...
عااا
خوبه ...
چرا ناراحت بنظر
میاد؟
کار اشتباهی کردم
دیشب؟
این وضعیت داد
میزنه که دیشب یه
اتفاقی افتاده
انگار دیشب سکس هم
داشتیم
خجالت
ولی چرا هیچی
نپوشیده جلوم؟
بنظر میاد با هدف
خاصی اینطوریه ...
اهه هیچی یادم
نمیاد که ...
لعنتی !
هممم
هرچی بیشتر بهش
فک میکنم بیشتر عصبی
میشم ...
چطوری میتونه کل
دیشبو یادش رفته باشه؟
حتی با اون جدیت بهم
گفت دوستم داره ...
نکنه فقط واسه این
گفتتش که مست بوده ؟
عاممم
روی برگردوندن
من واقعا ازت خوشم
میاد...
شوکه شد
اشک ریختن
اشک
اشک
خی خوشمزس؟
معلومه
خشم
خشم
من ظرفا رو میشورم
و بعدش میرم
ها؟
ولی خب الان اخر هفتستا
میتونی بمونی و یکم استراحت
کنی
نه همینطوری خوبه
انقد مست کردی که
دیشبو یادت نمیاد درسته؟
تو باید استراحت کنی !
نه من !
روی برگردوندن
چرخیدن
هوف !
هارو ...
وایسا
با عجله رفت
سمتش
باشه ...
قدم
قدم
من جلوتو نمیگرم
که بری خونه
ولی ...
فکرشم نکن که
بزارم ظرفا رو بشوری
اونم تنهایی
اینجا خونه منه
و خب نیازی نیس تو
بشوریشون
خیلی نزدیکه ...
خب !
من کسی بودم که
پختمشون
با هم بشوریمشون
نه نمیتونم بزارم چنین
چیزی روی احساساتم
تاثیر بزاره
افرین
پس من باید خودم ظرفا
رو بشورم تا مساوی شیم
گرفتن
نه من میشورمشون
نمیزارم سجین
کاری که میخوادو انجام بده
تو بودی که انقد
مست کردی و باعث شدی
همه چیز یادت بره !
اخه چرا انقد یاداوری می -
هااا
فقط بزار بشورمشون دیگه
جیغغغ
اوهه واقعا؟
بغل کردن
انقد اذیت نکن دیگه!
عاییییی
چسبیدن
سینکو ول کن دیگه
نوموخ
ناااا
هوففف
هااا؟
عه ...
آیی
اوخ ...
سجین حالت خوبه؟
اره ولی تو چی؟
منم اره ...
ولی ...
فشار دادن
یچیزی داره بهم
میخوره که اشنا بنظر میاد
یعنی هنوز متوجهش
نشده؟
خیلی شبیه کاراییه که
دیشب انجام دادیما ...
هنوزم چیزی یادت
نیومده؟
ادامه دارد!
داستان های سکسی تصوری
بیشتر در Sarrast.com