اوساکا قسمت ۱۱ از ۴۰۳۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸
عرق کردن
عرق کردن
قلپ
لعنتی این خیلی بده
چرا کنارم نشستی
اخههه
سکوت
کلاس هنوز شروع نشده
و تازه این همه هم صندلی
خالی هست ولی چرا پیش من
نگاه یواشکی
هوهوهوهو
لعنتی
ماشالا از قیافش
مشخصه چقد حرف
واسه گفتن داره
خیلی خب بچه ها
شروع میکنیم
تموم نیمشه چرا این
قهوهه
اوساکا
قسمت 11
Blaydrax
راحت نیس
من هیچوقت با ادمای
زیادی در ارتباط نبودم
از وقتی که نوجوان
بودم ...
هرکاری میشد کردم که لااقل
یه دوست پیدا کنم و یا بیخیال
شم کلا
و خب وقتی تصمیم گرفتم
که خودمو تغییر بدم
نام
نام
ولی خب بیخودی نگران میشدم
حس بد
استرس
در واقع حتی فک میکردم میتونم
دوست پسر هم داشته باشم
نمیدونسم چی باعث
شده که منو دوس داشته
باشه و بخواد باهام بیاد قرار
استرس
استرس
ولی خب واسه من...
همین که میدونسم دوستم
داره کافیه
برداشتن
چون دوستم داشت...
میخواسم که انجامش بدیم...
هرچیزی که دوس داره رو
بار اولی بود که اینکارو
انجام میدادم ولی خب لااقل
با ادمی بودم که دوسش دارم
و خب فک میکردم واقعا
خیلی اسونه
ترس
ترس
ترس
ترس
اوه
اشک
اشک
ولی خب بدنم انگار نظر
دیگه ای داشت
من...
اشک ریختن
من متاسفم...
از بعد اون روز همه چیز
به هم ریخت
درخشش
بعد از اینکه ترم تموم شد
برگشتم به ژاپن
نیاز به زمان داشتم تا
بتونم خودمو احساساتمو درست کنم
شاید مشکل از منه
اگر بهش نه نمیگفتم
فشار دادن
من اومدم به سفر و چندین پیک
آبجو خوردم
ولی هنوز نتونسم اروم کنم
خودمو
حالت خوبه؟
هوف
هوف
ها؟
تو کره ای هستی؟
به ژاپنی گفت *
حرف زدن
حرف زدن
من زیادی داغون بودم
برام آبجو بخر
فک نمیکردم واقعا
واسه ادمی مثل من
چنین کاریو کنه
بخاطر همین بود کاری
رو انجام دادم که تا حالا
انجام نداده بودم
اصن درباره چی
حرف میزنیم؟
روی پل چیکار میکردی؟
اون لحظه فک کردم که میتونم
بهش همه چیزو بگم
من کات کردم...
به هر حال قرار نیس
دیگه ببینمش پس خب
مشکلی نداره نه؟
منم همینطور
یا حداقل فک میکردم دیگه
قرار نیس ببینمش
منم چندوقت پیش با اکسم
کات کردم
واقعا؟
زمزمه
هاهاهاا
هیهی
اهاههاا
تو خیلی جذابی
میتونی تکون بخوری؟
ما هیچ شناختی از هم
نداشتیم ولی خیلی با هم
راحت بودیم
گرفتن
هوف
اینکه هم بدنم و هم قلبمو
در اختیارش بزارم خیلی
حس جالبی داشت
هوف
فرار کردن
مشکل من چیه اخه؟
ما فقط همو دیدیم و یکم با هم
مست کردیم و بعدش من ... باهاش سکس
کردم؟
اصن فکرشو هم نمیکردم
که با همدیگه بخوابیم حتی
من...
ولی بدم نیومد ...
باکرگیمو بهش دادم...
خجالت
خجالت
هرکسی یه بار اول
داره به هر حال
نگران نباش...
واییییییی
وقتی بیدار شدم
گرفتن
دویدن
نمیتونسم اینو بپذیرم
که باهاش چشم تو چشم
شم
چییییییی
وااااااا
سیلی محکم!
وقتی برگشتم
همو توی اون دورهمی
دیدیم
آه خب...
عرق کردن
عرق کردن
من چیکار کردمممم
اصن خیلی یهویی دستام
خودشون تکون خوردن و
زدمشش
واقعا قصد نداشتم
اینکارو باهاش بکنممم
اون باهام مست کرد
و باهام حرف زدد
و من واقعا خوشحال بودم
که بازم میبینمش
ولی چرا زدمش اخه
باید بابت همه چیز ازش معذرت بخوام
اره باید معذرت بخوام
کلاس همینجا تمومه
خسته نباشید
و ...
باید بهش بگم که ...
فوق العاده بود
اون شب ...
فشار دادن
ام-
هارو چیزی هست که
بخوای دربارش حرف بزنی؟
فشار دادن
سکسسس!
هرکاری که با هم کردیم
منظورمه
هاااااا؟
پاشیدن
اون گفت...
لباسش بگا
رفتتت
سکسسس؟
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 11 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 12

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت