اوساکا قسمت ۳۰ از ۴۰۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹
منم باهاتون میام
مسافرت
باشه ...
خب پس همگی
با هم میریم پس
همتونو جمعه سوار
میکنم
کسی که اون روز کلاس
نداره نه؟
نه !
ولی ما کلاس داریما
میپیچونیم
باحال بنظر میاد
مگه نه؟
عام عام ...
اههه لبخند بزن دیگه
وایسا درد میگیره ...
فشار دادن
زیاد سفتم
فشار ندادما
نگاه کردن
اوساکا
قسمت 30
Blaydrax
قدم
قدم زدن
اهه ...
موفق نشدم با هارو
صحبت کنم امروزو ...
احمق !
تا وقتی که یادت
نیومده اون شب
چی گفتی بهم حق
نداری باهام صحبت کنی
چرا یادم نمیاد اخهههه
هوف
فک کنم یکم
خراب کاری کردم
اون روز ...
فشار دادن
دست زد بهش
اوه سجیننن !
برگشتن
سابیوک؟
هی چیکارا میکنی
وقتت ازاده ؟
میدونی من میخوام
برم واسه خرید بیکینی
تو هم میای باهام؟
مایو منظورته؟
اره خب به هر حال
قراره بریم ساحلا
میای؟
خودم که میخواسم
یه تیشرت و شورت بپوشم
ولی ...
همممم
فکر کردن
فقط خفه شو و بیا
خب اخرش مجبور شدم
دنبال سابیوک راه بیوفتم
نگاه کردن
نمیشه فقط مایو
واسه خودم بخرم و برگردم؟
چرا باید به این دختر کمک
کنم که بیکینی بخره اخه
خب نظرت چیه؟
تا-دااا
لعنتی این از وقتی که لخت
میدیدمش هم جذاب ترش کرده
اه خیلی بهت میاد ...
واقعا ؟ پس یکی
دیگه رو هم امتحان کنم؟
استرس
اهه فک نمیکردم در
این حد بشه ...
عرق
عرق
ولی داره روانیم میکنه
با اینکاراش
لبخند
اوه سجین ...
برگشتن
این چطوره؟
باز شدن
اوخ ...
این چطوری باز
شد ؟ ...
هاهاهاها
نظرت درباره این
یکی چیه ؟
هوف
هوف
ببینم این کاری
بود که میخواسی
کنی دیگع؟
اره خب ... میخوای
باز ببینیش؟
اخ این ... خیلی بهت
میاد ...
عاخ
خب برای بعدی اماده ای؟
خجالت
خجالت
چطوری انقد راحت
اینکارا رو میکنه؟
هی سجین ...
برگشتن
خیلی سریع پوشیدیا
نه هنوز کامل
نپوشیدمش و خب
نیاز به کمک دارم
کمک ؟ ...
لرزیدن
لرزیدن
میدونی من نیمتونم
کامل سوتینمو ببندم خودم
زود باش بیا کمکم کننن
گرفتتن
لعنتی مایو عه
واقعا داره میوفته
اگر یکی ببینه چی؟
خب سریع میبندمش
و میام بیرون
نه نه
چیکار میکنی
هیسس صدا نده
اگر زیاد صدا بدی
ممکنه لو بریما
روی برگردوندن
نه تمومش کن سابیوک ...
باید قبلا بهت میگفتم ولی
نمیتونیم ادامش بدیم ...
باید همینجا
تمومش کنیم
خشم
مطمعنی ؟ اخه همینطوریشم
انقد شق کردیا
هوفففف
فشار دادن
فشار دادن
وایسا ...
باز کردن
خفه شو و منو بگا
فقط
باز کردن
من تا حالا
اینکارو توی مکانی
مثل اینجا انجام ندادما
خیلی ادم اینجاس
انداختن
هر لحظه ممکنه
لو بریم
بیا سریع تمومش کنیم
پس باشه ؟ ...
هااا
هااا
هوفف
خواهش میکنم بس کن
چرا ؟ نمیخوای سکس کنی
باهام ؟
دروغگو ...
همین الانشم خیلی
سفت شده کیرت
تو هم دوسش داری
میدونم ...
وایسا. ..
لرزش
اههه خیلی خوشحالم ...
دارم واقعا باهاش
انجامش میدم
عاشقتم سجین ...
مهم نیس واسم
که چه رابطه ای
با هم داریم
تو هم دوستش داری
مگه نه؟
سجین ...
لرزش
لرزش
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 30 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 31

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اوساکا
از ادامه دادی
سرعت