قسمت 18
قدرت
بینهایت
برای امروز عالی بود
برای عکاسی بعدی
میبینمت
فضای ذخیره سازی
حالا بلاخره میتونم کلون هامو ذخیره کنم
احضار
و حتی احضارشون کنم...
جا به جایی با بدن اصلی
حتی میتونم بدن اصلیم رو با اونا
جابه جا کنم
ذخیرسازی
حتی میتونم اینکارو کنم!
دیگه لازم نیست هی راه برم
هنوز...یه سری مشکل وجود داره
کلون های فعلی:63
احضار شده
ذخیره
غیر قابل ذخیره سازی
شرایط ذخیره سازی برقرار نیست
یک دور انتفال اسپرم
هرکلون خودش به تنهایی برای
ذخیره شدن به یه دور سکس نیاز داره
اخه نامسلمون چطوری باید
49 نفر رو واسشون کص جور کنم
اعععع
ووری نمیتونه اب
کیر رو بخوره...
و اونقدر ضعیفه که به زور
بتونم باهاش یه بار در روز سکس
داشته باشم
به کسی نیاز دارم که مثل ووری
همکاری کنه باهام...
اما با توان بیشتر...
وسط کمر خودتون
رو پایین بیارید!
بدنتون خیلی شناوره!
حقیقتش هروقت بخوام میتونم
با خاله سوجونگ انجامش بدم
میتونم پشت سرش ظاهر
بشم و بهش رکب بزنم...
اما...
اقدام غیر پیشنهادی
حرکت عجولانه
حمله کردن باعث میشود
اعتماد از دست برود احساس گناه
بیشتر شود و سوجونگ از دست شما
فراری شود
اگر اون بره دیگه هیچ کدوم از این کلون ها
ارزشی ندارن
برای همینه که الان دو روزه
اینجا منتظر موندم...
خیره شدن
اما به نظر میرسه امشب دیگه
انتظارم به پایان میرسه
اییی...!
وضعیت: اعتیاد به اسپرم
(مرحله اولیه)
زمان باقی مانده تا شروع علائم ترک
استاد؟
حالت خوبه؟
اره...
فقط یکم سرگیجه دارم
مهم نیست
حالا تمرکز کن!
از حد خودت بزن
جلو
یه بار دیگه!
بلاخره...
تموم شد...
دارم میمیرم...
هوففف...
فکر کنم باید بری دکتر
گفتم که چیزی نیست
فقط برو خونه
اما...
سئون چوی
تصمیم گرفتی که دیگه یدونه
از حرفام هم باور نکنی؟
نه...
ببخشید...
پس من دیگه میرم
خوب استراحت کنید
مانع از بین رفت...
وقتشه نقشم رو عملی کنم
برنامه امروز!
1- صبر میکنم تا خاله سوجونگ به خاطر علائم ترک بیهوش بشه
هااا
هااا
سوجونگ مانگ
وضعیت: اعتیاد به اسپرم(مرحله اولیه)
علائم ترک شناسایی شد
2-شروع عکاسی
3-اماده کردن طعمه
4-صبر کردن تا خودش اقدام کنه
5-فقط کافیه یه بار از صحنه سکس
فیلم بگیرم!
اههه...
وقتی کسی موقع فیلم برداری گارد خودشو
میاره پایین هیچ احساس گناهی نمیکنه!
اههه...
اهه...
هااا...
اون موقع میتونم کاملا هرکاری
دلم میخواد بکنم و لذت ببرم...
بدون اینکه نگران این باشم طرف
مقابل اعتماش رو نسبت بهم از دست بده
زودباش خاله سوجونگ!
یه کیر خوشمزه برات اوردم!
بیا بخورش!
حرومی
خداروشکر که اومدم
چکش کنم...
هاه؟!
سئون چوی؟!
بازم میخواد برینه تو همه چی؟
س-سرت تو کار خودت باشه!
این برای اروم شدنش لازمه...
اخخخ!
توی مادرجنده!
اخخخ...
چی کصعشر میگی...
اخخخ...
اخه با کسی که
مریضه؟!
اخخ!
شنیدم که عملا اون مادر
دومته
تو حتی نمیتونی لطف هاش رو جبران کنی...
و داری این مزخرفات چندش اورت
رو بهم میگی؟!
اههه!
دارم میمیرم...!
نه فقط بمیر
حرومزاده ای مثل تو لیاقت
زنده بودن رو نداره
اخخخ...
بمیر
بمیر
ایییییی...
بمیررر
بمیر...؟!
کجا رفت...؟
هاه...
واقعا درد داشت
رسما داشتم میمردم!
چرا انقدر تو وحشی ای؟
همه اونایی که جودو کار میکنن
اینطورین؟
حرومزاده...!
نمیدونم داری چه کلکی
سوار میکنی اما...!
اما مطمعن میشم انگشتت
هم...
به استادم نخوره...
چی میگفتی؟
ترسو بدبخت!
انقدر فرار نکن و درست بجنگ!
راست میگی
من ترسوام
اهه...!
تادا
خوبه...پس مثل یه موش همینطوری
پنهون بمون
میبرمش خونه
استاد! حالت خوبه؟
باید بریم دکتر...
اخخخ...
اون کاری نمیکنه
من تنها کسیم که میتونه
حالش رو بهتر کنه
الان منظورت از این
حرف چیه؟
از سرراهم برو کنار!
نه تو از سرراهم
برو کنار
وقت زیادی نداریم پس فقط
اونو بسپار به من و برو
و اگه رد کنم؟
اگه رد کنی...
هومم...
خب...
پس مجبورت میکنم
تکون بخوری
چی...؟!
اینجا چه خبره...؟
گرفتن
گرفتن
گرفتن
دستت رو بکش!
سیکتیر کن!
اخخخ...!
میدونم قوی ای اما...
انگاری دیگه جلوی چهار
نفر باهم کم میاری
مادر خراب...!
اره اره
حالا یه گوشه وایسا و ببین
این مادرخراب چکار میتونه بکنه
حرومزاده!!!!
جرات نداری به استاد دست
بزنی!
حالا حالا
خوب نگاه کن ببین ...
که واقعا این
استادت چی میخواد