قدرت بی نهایت قسمت ۱۴ از ۴۳۳۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰
قسمت 14
ووری وو
میزارن محبت: ناراحت کننده
ویژگی های شناخته شده
ترسو
ضعیف
خود کم بینی
گوشه گیر
ترسو
ووری وو داره کابوس میبینه
او را محکم در اغوش
بگیرید تا اظطرابش کاهش یابد
ووری وو احساس ارامش میکند
سطح محبتش بالا رفته
لرزیدن
لرزیدن
لرزیدن
لرزیدن
قدرت
بینهایت
mmh...
huh?!
بلند شدن
ترسیدن
ووری وو در کنار افتار غریبه و
نا اشنا احساس اظطراب میکند
اقدام پیشنهادی
بهش کمک کنید تا احساس امنیت کند
اوه بیدار شدی
هنوز داریم عکاسی
میکنیم
rustle
ووری وو متوجه شد...
اوه درسته...
عکاسی...
اما اون هنوز هم مظطرب
است
اقدام پیشنهادی
بهش نشون بده که یه
تهدید نیستی
چطور قراره اینکارو بکنم؟
اهه...
چووو!
ریدن به خود
ها!
وای!
ریدم به خودم بابا
gasp
ب-ببخشید...
اوکیه مشکلی نیست فقط
دفعه بعد...
ضربه
اخخ...
اوه...
ترسو
ضعیف
ووری وو به دلیل ویژگی های مشترک
احساس ارتباط با شما رو دارد
اظطراب او نسبت به شما
کاهش یافته
با اینحال به طور قابل
توجهی مضطرب هستش
از لحاظ جسمی هم
خوب به نظر نمیرسد
(دلیل:ضعیف . اولین رابطه جنسی.)
به ووری وو کمک کن که
هم از لحاظ عاطفی هم جسمی احساس
امنیت کند
چون اولین باره میری جلوی
دوربین حتما خیلی خسته شدی
بیا یکم اب بخور
بیا بیا
اوه...ممنونم...
چیز دیگه ای نیاز داری؟
ن-نه...ممنون...
جواب نه رو قبول نمیکنم
اگه چیزی لازم داری من اینجام!
بخشی از کار من مسئولیت
پذیری نسبت به تو هم هست
بیا یکم اسنک بخور
روشن بشی!
بزار تو تمیز کردن کمکت
کنم!
میخوای لباست هم عوض
کنی؟
اوه میخوای اول دوش بگیری؟
بیا تا حموم میبرمت...!
اخخ!
یه لحظه خواستم بهت کمک
کنم سنگین ترین چیزات
رو حمل کنی
اهه...
خود کم بینی
ووری وو ممه هاش رو اصلا
دوست نداره
اوه...
و-وایسا...
اگه هروقتی غیر عکاسی
به ممه هاش دست بزنی
سطح محبتش پایین میاد
یادم رفت دوربین رو
بیارم
اوپس...
اوه...
هنوز درحال عکاسی
هستیم
تعریف و ابراز عشق
به ممه های ووری وو
بهش کمک میکنه که دوسشون داشته باشه
امم...
نمیتونی حین عکاسی
ممه هات رو بپوشونی
تو باید از قویترین
سلاحت استفاده کنی نه اینکه
مخفیش کنی
هیی...
هیی...
حالا میریم که صحنه دوش رو
فیلمبرداری کنیم
اوممم...
splash
splash
من همه کارهارو میکنم پس
حتی انگشتت هم تکون نده
حالا دماغت رو بکش
بالا!
hmgh...
hmph...
محکم تر!!
ووری مگه دیروز به دنیا اومدی؟
چی؟
پوستت مثل یه بچه تازه به دتیا
اومده نرمه
ن-نه...
البته یه بچه هیچوقت
نمیتونه چنین ممه هایی داشته
باشه...
ممه هات واقعا کیری خفنن...
منظورم اینه که خوشگلن...
اقدام پیشنهادی
با ممه هاش بازی کن
ببخشید ولی دیگه نمیتوم
جلوی خودمو بگیرم
اههه...
اههه...
وای...
بهش فهموندی که واقعا ممه اش
خوشگلن...
اههه...
خیلی نرمن...
زشت نیست...بلکه خیلی هم
خوشگل و سکسی ان...
اههه...
وایی...
اههه...
این خیلی...
اههه...!!!
بهش نشون دادی که ممه هاش
کافین تا بتونه یه مرد رو دیوونه کنه
ووری وو داره لذت و رضایت غیر قابل
توصیفی رو تجربه میکنه
نفرت ووری وو از خودش
کاهش پیدا کرد
باد
باد
ووری وو میدونه که شما شق کردی
به ووری وو زمان دهید
با اون سکس نکنید
اقدام توصیه نشده
اقدام توصیه شده
کارهای قبلی رو تکرار کنید تا سطح
محبت رو افزایش دهید
میرم چند تا لباس برات بیارم
تا بپوشی!
اخخ!
افتادن
فین فین کردن
فین فین
فین فین
فین فین
لرزیدن
لرزیدن
لرزیدن
اههه...
اهه...
اههه...
اوه ببخشید دوباره انجامش دادم...
خاروندن
وقتی ممه هات رو میبینم
نمیتونم خودمو کنترل کنم...
پووفف...
ووری وو میدونه که کاملا
حشری شدی
اوکیه...
میفهمم...
تمیز کردن
تمیز کردن
سطح اضطراب ووری وو به طرز
چشم گیری کاهش یافته
نفرت ووری وو از خودش به شدت
کاهش پیدا کرده
ووری...
لرزیدن
لرزیدن
میتونم...ادامه بدم؟
لرزیدن
لرزیدن
امم...
ح-حتما...
اههه...
اییی...
خوردن
خوردن
اههه
خوردن
خوردن
!!...hnn
مور مور
مور مور
ناحیه حساس پیدا شد
(نوک ممه)
هرچی ناحیه حساس تر باشد واکنش
بیشتر و شدیدتر است
اهه...
هااا
وایسا...!
باید برم دستشویی...
ووری وو نزدیک به
ارضا شدنه
اههه...
اهههه...
مور مور
مور مور
کمکش کن...
به حد خودش
رسیده
اههه...
مالیدن
مالیدن
اههه...
برای اولین بار ارضا شدن
هااا
هااا
هااا
دستاورد باز شد
اولین سکس و اولین ارضا
در 24 ساعت با همون شخص
جایزه
سطح محبت به شدت
بالا رفت
سطح محبت
وضعیت:خنثی
وضعیت:علاقه مند
حقیقتش هنوز منظور از (علاقه مند)
یا همون محبت رو نفهمیدم...
اما از یه چیز مطمعنم
هااا
هااا
بلاخره داره تو چشمام نگاه میکنه
داره سرخ میشه...
هااا
هاا
هااا
اما روش رو اونور نمیکنه...
تا اخرین لحظه روشو برنگردوند...
لبخند
اما بازم واسه الان همین کافیه
بعدا بازم سطحش رو...
افزایش میدم
پای مرغ دوست داری؟
بیا دوتاش رو بگیر
عکاسی برای امروز
بسه
کارت عالی بود
ممنون...
تنهایی
ووری وو احساس تنهایی میکند
اقدام پیشنهادی
کاری کن حس کنه به جایی تعلق داره
فردا چکاره ای...؟
فردا...
باید برم باشگاه جودو...
و بعدش؟
اومم...
کاری نداری درسته؟
اره...
پس میخوای فردا بازم
عکاسی داشته باشیم؟
اوه...
من...
من قد بلند نیستم...
تو بازیگری هم خوب نیستم...
پس...
استرس
استرس
فقط وقتت رو هدر میدم...
فردا میام دنبالت!
بیا این عکاسی رو ادامه
بدیم!
باشه...!
ووری وو دیگه حس تنهایی نداره
ووری وو
وضعیت محبت: علاقه مند
ویژگی های شناخته شده
ترس
ضعیف
خود کم بینی
تنهایی
از بین رفته
از بین رفته
از بین رفته
از بین رفته
ادامه دارد...
پایان

قسمت 14 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 15

این قسمت را دوست داشتی؟

۷۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱۸ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی قدرت بی نهایت
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت