چی؟
بردتم؟
برو بمیر!
سرپیچی برده
شناسایی شد
حالت اطاعت اجباری روشن شد
هاه...؟!
این چه کصشعریه؟!
نمیتونم تکون بخورم!
حالا فهمیدی؟
این اتفاقیه که میفته
اگه ازم سرپیچی کنی
اهه...
حالا اینم اولین کارت
به عنوان یه برده
همه پول سئون
چوی رو پس بده...
و برای تمام تهدید هایی که
کردیش معذرت خواهی کن
دیوونه شدی؟
ترجیح میدم بمیرم!
باشه پس
پس تا بمیری
همین شکلی بمون
!!!
باشه باشه!
معذرت خواهی میکنم!
فقط بزار برم!!!
اطاعت اجباری خاموش شد
اهه...
تصمیم درستی بود
حالا بیا باهم بریم
باشگاه تا عذرخواهی...
اوه...فرار کرد
میتونم با اطاعت اجباری برش گردونم اما...
اگه وسط دوویدن بگم که زانو بزنه اسیب میبینه پس...
فعلا میزارم بره
فعلا ضروری هم نیست
چیزی که الان مهمه
تعداد کلون هاست
تعداد کل کلون های ایجاد شده
192تعداد کلون های ذخیره شده 95
نمیتونم فقط به ریختن ابم کیرم تو بقیه اکتفا
کنم بلاخره هرکدوم یه سطح مقاومتی دارن
پس ماموریت اصلیم فعلا اینه
وضعیت محبت هدف
را به عشق افزایش دهید پاداش: اسپرم تقویت
شده(بازیابی استقامت) باعث میشود اثر بازیابی
استقامت به اسپرم اضافه شود
باید با هردوشون
بتونم انجامش بدم
اگر این اثر بازیابی
مقاومت رو بگیرم درسته؟
البته هنوز نمیدونم این بازیابی
چقدر از مقاومت رو برمیگردونه
با کی باید این قابلیت رو فعال کنم؟
سوجونگ مانگ
وضعیت: عاشق
خاله سوجونگ همیطوریش هم به اون
لول رسیده دیگه بالاتر از اون نمیره
سئون چوی
ریانا گاه
وضعیت محبت :متنفر
وضعیت محبت: متنفر
و این دوتا که اصلا امکان
نداره تغییری توشون داد
پس فقط میمونه...
ووری وو
سطح محبت: دوستی
اینجا رو نگاه کن
سرتو بچرخون
و طبیعی بخند
از اولین باری که عکاسی
کردیم هم مظطرب تره
فکر کنم بدون دوربین مخصوص خجالتی تره
ب-ببخشید...
یکم استرسم زیاده فکر کنم
روی قیافم تاثیر گذاشته
خیلی احمق به
نظر میام ببخشید
فکر کنم اصلا به درد
مدل بودن نمیخورم...
این دیگه خیلی بد شد کل
اعتماد به نفسی که تا الان
ساخته بود همش خراب شد
اگه بخواد مدل شدن رو ول کنه باز قراره
یه منزوی بشه که از خودش بدش میاد
نمیتونم بزارم این اتفاق بیفته
باید یه کاری کنم
اعتماد به نفس بگیره...
اوه؟
اون چه
شخصیتیه؟
!!!
عه ...چ-چیزی نیست!
ه-هیچی نیست...
واقعا خوشگله
میشه بهم بگی کیه؟
اوه...
ا-این ا-این...؟
یه ک-کارکتر از ا-انیمه
مورد علاقمه...منظورم اینه...
اون شخصیت اصلیه
که اسمش کوکیه...
چجور انیمه ایه؟
حتما فکر میکنی
حوصله سربره...
نه اصلا اتفاقا
خیلی تایپمه
توی دنیای خودشون
همه ازش متنفرن...
این داستانشه...
متنفرن؟چرا؟
خیلی کیوته که
چون خون شیطان
درش جریان داره...
برای همین همه ازش میترسن
هیولا صداش میکنن و بهش
چیزای مختلف پرت میکنن
اوه...فقط به خاطر اینکه خون
شیطان داره؟چقدر افتضاح...
درست میگم نه؟
و بدتر از همشون
کاپتان نیروهاس
اون ادعا میکنه که از نظم
روستا محافظت میکنه ولی
فقط کوکی رو اذیت میکنه
هردفعه که کسی مریض میشه
یا اتفاق بدی براش میفته...
همش به خاطر
وجود توعه!
گفتم از جایی
که مردم هستن
فاصله بگیر!
اون فقط اونو اذیت میکنه
مهم نیست چی بشه...
خیلی مسخرس!
اون فقط داره
اذیتش میکنه
چقدر بدبخته!
اره....
درسته نه؟!
کوکی هیچ کار
اشتباهی نکرده!
دقیقا!
و این مهمترین
بخششه!
یه روز...
یه دسته ادم غریبه به
ر وستا حمله میکنن!
همه ممکن بود
بمیرن و بعدش...
کوکی بدون اینکه
حتی بفهمه...
قدرت شیطان مهر وموم
شدش رو ازاد میکنه!
شعله های سیاه
به اطراف میچرخن و اون
هیولا هارو نابود میکنن!
ولی میدونی
مشکل چیه!؟
همینکه هیولاها
از بین رفتن...
کاپتان شوالیه ها ذهن بقیه
رو از این پر میکنه که...
چون اون خون شیطان
داخل رگ هاشه هیولاهارو
به خودش جذب کرده!
چه کصشعریه؟؟
باورم نمیشه!
شیطان رو بکشید!
روستایی ها حتی متوجه نشدن
که کوکی اونارو نجات داده و شروع
کردن دنبالش کردن با مشعل
شیطان رو بگیرید!
کوکی شوکه شدن بود
که چرا دارن دنبالش میکنن برای
همین فرار کرد و همین بخشش
بود که من گریم گرفت...
بخشی که باعث شد گریه کنم...
الان داری
گریه میکنی؟
این خودش کافی نیست که داری
وقتت رو با کارتون بچه ها تلف میکنی
حالا داری براش گریه هم میکنی؟
چقدر میتونی حقیر
و بدبخت باشی؟
اه...اه...
وای الان باعث شد
باز گریت بگیره؟
پس فکر کنم باید
منم ببینمش
امم...
فکر نکنم خوشت بیاد...
میدونی بچه گونس
واسه همین وقت
تلف کردنه میدونی....
اوه الان روی اپاراته
میتونم ببینمش؟
ا-ازش خوشت نمیاد...
خیلی خنده داره ههه
نگاه کن ووری چی
میخونه حالم رو بد میکنه
اهه! این دیگه
چه شتیه؟
خیلی ممنون ووری به خاطر
تو الان میتونم بالا بیارم دیگه
نیازی به رژیم نیست هههه
اهه...اهههه
پشمام این
دیگه چیه؟
دیوونگیه
دیوونه کنندس به طرز
عجیبی ریدم به خودم
فقط احمق هایی مثل من
ممکنه خوششون بیاد...
لطفا نبینش... لطفا
نبینش...لطفا نبینش.... لطفا نبینش...
لطفا نبینش... لطفا نبینش... لطفا
نبینش... لطفا نبینش...
اونجوری بهم نگاه نکن...
کیفیت اوپنینگش
خداس!
عالیه!
هاه...؟
فقط بکگراندش
داره باعث میشه قلبم از
جاش در بیاد
حس یه دنیای فانتزی
کامل رو میده...
یا فقط من اینطوری
فکر میکنم؟
اهه...
منم همین
فکرو می...
وایسا نه امکان نداره تو هم
همین حس رو داشته باشی
من احمق ترین ادم روی زمینم پس
امکان نداره حس منم شبیه تو باشه
اوه این کوکیه!
خیلی کیوته!
به زودی قراره ناامید بشی
با خودت میگی چرا سر همچین چیزی
داد و بیداد کردم و شبیه بدبختا شدم
میزاری این چیزارو ببینه وقتی
میدونی چقدر کصشعرن؟
همین الان
خاموشش کن
نه بزار ببینه
میخوام
ببینم اونم بالا میاره
یا نه هههه
وقتت رو انقدر تلف نکن
میخوای تو ایندت چکار کنی؟
چقدر چندش اور
و کرینجه ههه
خیلی کصشعره
هههه
یه وقت جایی
نگی من مادرتم
دیدن یه احمق که از این
چیزا لذت میبره خیلی جالب تر
از دیدن خود این کصشعراته
من هیچوقت احمقی
مثل تو رو به دنیا نیوردم
ببخشید ببخشید
ببخشید که از این چیزا خوشم میاد
ببخشید که مجبورت کردم تماشاش کنی
الان جلوتو میگیرم نگاه نکنی مطمعن
میشم دیگه نزارم چنین چیزی ببینی...
پس ببخشید
هاه...؟
تا حالا صدای افتادن قطره اشک رو شنیدی؟
صدای افتادن یه قطره اشک...
خیلی ارومه اما...
خیلی واضح میتونی بشنویش...
انقدر واضح که...
دیگه هیچ صدایی
رو نمیشنوی...
و فقط یه صدا نیست...
دیدتون هم تیز تر میشه...
تا جایی که صحنه ای
رو که صد بار دیدی رو...
میتونه بهت حس نااشنا بودن بده
میگی الان اولین باریه که دارم صفحه
رو واضح میبینم چون گریه نمیکنم؟
ممکنه
میپرسی چرا امروز
گریه نمیکنم؟
نمیدونم
به دلایلی...
امروز دلم میخواد لبخند بزنم
سطح محبت از دوستانه
بودن نزدیکتر شدید
ادامه دارد...