دختران تئاتری قسمت ۸۲ از ۱۲۴۱۸ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
قسمت 82
وایسا
بیا بگیم
مساوی شدیم
هاااع
عااع
!۱۰
آه
هاا
عووم
عووم
هااه
هااه
هااع
هااع
گایول، این بار
تو باختی
آاااه
میگن تا سه نشه بازی نشه
یه راند دیگه مونده
آه
هااع
عمم
هااه
هاااع
عااع
آاه
هااه
دارم
میااام!!
آاااااه
بیشتر
بیشتر
آااه
عاامم
هااه
هااع
هااه
هااه
هاااع
هاا
دختران تئاتری
بیدار شد
مشت میزنه
تشک رو
توی اتاقی که با
چند نفر شریکم
من واقعاً توی مسافرت
سکس کردم
روانی
دیوونه
اون حرومزاده
خیلی خوبه
خیلی حال داد
لعنت بهش
خوابم نمیبره
گشنمه، بقیه
کی برمیگردن؟
این چرا
اینجا خوابیده؟
هروقت که اون عینک
آفتابی رو میبینم
اعصابم خورد میشه
هه
هه هه
کثافت
هه هه هه
زودباشین بریم
دوش بگیریم
کولر رو
روشن کن
زیپ سوییشرتم
خراب شده
قبل از اینکه بیاین داخل
خاک لباساتون رو بتکونین
....
بیاین با هم
دوش بگیریم
گایول، هنوز خوابی؟
سانبا، چرا
شورتت روی زمینه!؟
این شیر چطوری
کار میکنه؟
صورتت آفتاب
سوخته شده؟
دکمه رو
فشار بده
بعد از دوش گرفتن
خواب میچسبه
کی میاد بریم
فروشگاه؟
چقدر تاریکه!
کی‌شب شد؟
بهتره بخوابم
دایون، من میخوام برم
فروشگاه، باهام بیا
هممم؟
پس باید برام
شیر کاکائو بخری
باشه
یه لحظه بهم وقت بده
لباس بپوشم
این چیه؟
بالشه؟
هممم
این چیه؟؟؟
تو چرا اینجا
خوابیدی؟
کی اومدی اینجا؟
صبح شد؟
بعدازظهره!
عینک آفتابی
روی چشمم بود
اوه
بعدازظهر ؟
مگه شب نشده؟
واو، میخواستم یکم
استراحت کنم
خوابم برد
یه جوری توی مبل
فرو رفتی که هیچکس
نفهمید اینجایی
چی میگی؟
ببخشید
الان برمیگردم
اتاق پسرا
ما یکم دیگه میریم
غذا بخوریم
بیا با هم بریم
داری با خودت
حرف میزنی؟
زودباش
لباس بپوش!
ها؟
ها؟
هاهاها
سلام
سانبا
اوپس، ببخشید
برو لباس بپوش
نه، تقصیر من شد
همه دارن دوش میگیرن
بهتره من برم
جاسوس فرستادن
اینجا؟
کی اومدی اینجا
پسره‌ی منحرف!
نه، اونجوری که
فکر میکنین نیست
نیومدم دید بزنم
پس اومدی
دید بزنی؟
خجالت کشیدم
واو
چه جرعتی
نه بابا
اینجوری نیست
باور کنین
پروفسور ، تو باور کن
چه پوست
خوبی داری!
هاهاهاها
قرمز کرد بدبخت
من توی خواب
با دوست پسرم بهم زدم
اومدی دایون رو دید بزنی؟
من خودم دوست پسر دارم
وقتی بیای اینجا
دیگه رفتنت دست
خودت نیست
میشه عینک آفتابی
رو امتحان کنم؟
نیومده بودی
من رو ببینی؟
من سینگلم، مشکلی نیست
کی اومده
دید بزنه؟
نمیخواین بریم
غذا بخوریم؟
چرا اینقدر
لفتش میدین
هممم؟
جاوو اینجا
چیکار میکنه؟
هی دخترا
جاوو گم شده
نتونستیم هیچ جا
پیداش کنیم
نکنه توی دریا
غرق شده باشه؟
ها...؟
من اینجام
چطور میتونی در
اتاق دخترا رو همینجوری
باز کنی؟ اگه لخت بودیم
چیکار میکردی!؟
همه داشتن دوش
میگرفتن، یکم ادب
و نزاکت بد نیست
اووخ
پایان

قسمت 82 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 83

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختران تئاتری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت